گفت وگوی ستاره اسکندری با« نوآوران» درباره سینمای امروز ایران و فعالیت هایش:

تئاتر دردانه من است

ستاره اسکندری از بازیگران مطرح سینما-تلویزیون و تئاتر کشور است که در طی این سالها کارهای درخشانی را از قبیل نرگس،دندون طلا و هیس دخترها فریاد نمیزنند را در کارنامه کاری خود ثبت کرده است این روزها مشغول یک سریال تلویزیونی جدید با فضایی ملودرام است.

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
تئاتر دردانه من است
نوآوران -

با او دررابطه با فعالیتهای جدیدش و اوضاع سینما و تئاتر ایران گفتوگو کردیم.

چرا مدتی است که شما را کمتر در تلویزیون و سینما میبینیم؟ دلیل اینکه مدتی است که کمتر شما را در سینما و تلویزیون میبینیم چیست؟

اتفاقا من کم کار نیستم،اگر بر اساس کارنامه کاریم در تئاتر بخواهید بررسی کنید همیشه خیلی سخت کارهای تئاتر را گزینش میکنم و نمیتوانم بعد از تمام شدن یک کار سریع کار بعدی را شروع کنم.در تلویزیون هم برای ایام عید کار داشتم و به زودی سر کار آقای «بهرنگ توفیقی» به نام «لبخند رخساره» نوشته سعید نعمت الله خواهم رفت و همچنین برای اجرای تئاتر «هم هوایی» کار خانم «افسانه ماهیان» به چند کشور رفتم. بنابراین من خیلی کم کار نیستم اما اصولا کارهایم را گزینش میکنم.

 

  معیار انتخاب کارهایی که بازی میکنید چیست؟

 دلایل مختلفی وجود دارد اما معمولا سعی میکنم نقشی را انتخاب کنم که بتوانم با آن کلنجار بروم و از نقش ساده دوری میکنم. و اینکه در کنار یک گروه حرفهای کار کنم.

  کار در سینما-تلویزیون را بیشتر دوست دارید یا تئاتر؟

هر کدام را بنا بر دلیلی دوست دارم. نفس به نفس بودن با مخاطب در تئاتر  خیلی برایم لذتبخش است اما جاودانگی تصویر در تئاتر نیست، اما به هر حال هر کدام مخاطبان خاص خودشان را دارند ولی تلویزیون طیف وسیعی از مخاطب را در بر میگیرد که این را من خیلی دوست دارم .

 این دسته بندی شما از لحاظ استقبال مخاطبان و ارتباط شما به عنوان بازیگر با تماشاگران بود اما کدام حوزه برای خودتان لذتبخشتر است؟

هر سه برای من جذاب و دوست داشتنی هستند هم سینما-تلویزیون و هم تئاتر. اما تئاتر برای من جایگاه ویژهای دارد،همیشه در انتخاب تئاتر وسواس بیشتری به خرج میدهم به طوری که میتوانم از همه کارهای تئاترم از ابتدا تاکنون تمام قد دفاع کنم. حساسیت انتخاب من در تئاتر بیشتر از سینما و تلویزیون است چون این امکان برای من کمتر بوده است و گاهی عوامل دیگری هم دخیل بوده است ولی تئاتر همیشه برای من دردانهتر است.

 نظرتان به عنوان یک بازیگر مطرح سینما که سالهاست کار میکنید راجع به دستمزدهایی که جدیدا به بازیگران تقریبا نو پا داده میشود چیست ؟

در حقیقت دستمزد بازیگری قابل تعریف نیست و حتی بالاترین دستمزدهایی که بازیگران دریافت میکنند چه به حق یا نا حق به اندازه کوچکترین دستمزدهای بعضی افراد در این مملکت نیست. یک زمانی کمپین اعتراضی برای دستمزد بالای  یکی از سوپر استارها تشکیل شد مبنی بر اینکه نباید اینگونه باشد اما من فکر میکنم که وقتی یک مدت زمانی صنعت سینمای ما بر روی حضور این بازیگر میچرخیده نباید اعتراضی به دستمزدش کرد درحالیکه حتی به اندازه یک بازیکن لیگ فوتبال هم نیست. من همیشه به این فکر میکنم که به جای اینکه آنهایی که دستمزد کمتری میگیرند باید بیشتر شود نه برعکس.اما الان من بازیگر نوپایی که دستمزد بالا بگیرد سراغ ندارم،البته شاید من در جریان نیستم. من به عنوا ن ستاره اسکندری در طیف بازیگر هستم نه سوپر استار بنابراین نمیتوانم خودم را مقایسه کنم. ممکن است دختر یا پسری بیاید و با حضورش بخش تجاری یک فیلم را تامین کند و دستمزد خاصی هم برای خودش تعیین کند. چیزی که برای من مهم است ماندگاری و ارتقای فرهنگ کشور است. همانطور که من نمیروم صورتم را جراحی کنم و یا کارهایی شبیه این به همان نسبت هم نمیتوانم خودم را مقایسه کنم،هر کس قالب کاری متفاوتی دارد.

 با کدام کارگردان راحتتر هستید؟

با هر کارگردانی که کارش را بلد باشد. یکی از مشکلاتمان در سالهای اخیر حضور کارگردانهای اتفاقی است که باعث شدند معیار کیفیت تغییر کند مخصوصا در تلویزیون.ما کم کم داریم کارگردانهایی که کارشان را بلد هستند از دست میدهیم اما از طرفی کارگردانهای جوانی هم داریم که کاربلد هستند و این باعث خوشحالی است. ما کارگردانهای خوبی  هم داریم که  چند کار خوب در کارنامه کاری خود دارند اما متاسفانه به همان بسنده کردند و کارهای بعدیشان افول کردهاست.

  شرایط کاری فعلی سینما را چطور میبینید، این روزها ما شاهد این هستیم که بازیگران مطرحمان خیلی کمکار هستند و بازیگران جدیدتر که بیشتر دچار شهرت کاذب شدند و یا بعد از چند بازی در تئاتر وارد سینما میشوند بیشتر دیده میشوند دلیل این اتفاق را شما چه میدانید؟

بخشی از این اتفاق به نظر من در ذات این حرفه است. سینما همیشه به دنیای بیرحمی مشهور بوده است. من در جوانی خیلی از اوضاع حاکم در سینما ملتهب میشدم اما از یک جایی به بعد پذیرفتم که این حرفه همینطور است و اگر من بخواهم به شیوه خودم پیش بروم ممکن است این سینما شامل حال من بشود یا نه.به نظر من سینما ترکیبی است از شانس،مهارت و رابطه و به همین دلیل لزوما آنهایی که خیلی زیاد کار میکنند بازیگران درجه یکی نیستند اما خیلی هایشان هم بازیگران خوبی هستند و همچنین بر عکس این شرایط نیز حاکم است. نمیتوان قاعده تعریف کرد. همیشه بازیگرانی هستند که تعداد کارهایی که بازی کردند مهم نیست بلکه کیفیت و ماندگاری آن مهم است اینها را اسم میبرم چون دوستشان دارم در سینمای دنیا مانند مریل استریپ در سینمای ایران مثل خانم فاطمه معتمدآریا و آقای نصیریان، که اصلا تعداد کارهایی که انجام دادند تعریف نمیشود و فقط ماندگاری آن مهم است،که این بخش برای من بیشتر مهم است. سال گذشته که فیلم دندون طلا را کار کردم آنقدر به لحاظ حسی اقناع بودم که اصلا نیاز نداشتم به اینکه تا تمام شد بروم سر کار بعدی و به خودم زمان دادم تا باز حرفی برای گفتن داشته باشم. به طور کلی به کم کاری یا پر کاری اعتقادی ندارم.

 وقتی یک بازیگر چندین کار پی در پی انجام میدهد به نظر من این اتفاق پیش میآید که اندکی از شخصیت کار قبلیاش را به کار بعدی منتقل میکند و بعد از مدتی دچار تکرار میشود، نظر شما در این باره چیست؟

بله این هم موضوع مهمی است و این اتفاق میافتد هرچند که استثناء هم داریم که نمیگذارند این اتفاق بیفتد. اما به نظر من درست است و خودم سعی میکنم نگذارم که این تکرار در نقشهایم پیش بیاید،مخصوصا در تئاتر که تعریف مالی چندانی ندارد و آزمون بازیگری همیشگی است. البته تلویزیون بازیگر را تبدیل به کلیشه میکند. چون در یک نقش خاصی محبوب میشوی و مخاطبان دوست دارند باز هم تو را در قالبی شبیه به قبلی ببینند. اینروزها  واکنش من نسبت یه این مساله اینگونه است که خودم را میسنجم که من چقدر تلاش کردهام و حضور من در چگونه بوده است. سوپراستارهای ما هم برای اینکه به این جایگاه برسند تلاش زیادی کردهاند. اما در کل چه بازیگر پر کار،چه کمکار و سوپراستار باید حداقل تخصصی در بازیگری داشته باشد تا بتواند
موفق شود.

  اگر روزی شرایط کاری برایتان سخت شود ممکن است که به شبکه های ماهواره ای که در حال جذب نیرو از ایران هستند بپوندید؟

امیدوارم هرگز این شرایط پیش نیاید. ولی اینکه یک هنرمند بتواند خارج از مرزهای کشور خودش هم کار کند به نظر من خیلی اتفاق خوبی است چراکه هنر مرز ندارد. تجربه اجرا در خارج از کشور برای من خیلی خوب بود و به نظر من خیلی درخشان است. اما با کار کردن در شبکههای ماهوارهای مخالفم و در سلیقه من نیست و کسی را هم قضاوت نمیکنم. امیدوارم هیچوقت برایم شرایطی پیش نیاید که تن به چنین جریانی بدهم در بدترین شرایط کاری در سینما هم که باشیم ترجیح میدهم که تدریس کنم یا کار دیگری انجام دهم تا اینکه به شبکهای بپیوندم که کارهایی که انجام میدهد حتی در حد سریالها وفیلمهای سطح پایین ما هم نیست.

 به نظر شما چرا بعضی از همکارانتان از همه چیز صرف نظر کردند و به شبکههای ماهوارهای پیوستند؟

من نمیتوانم شرایط آنها را قضاوت کنم،شاید دیده شدن به هر قیمتی برایشان مهم بوده و یا شرایط و نیازهای ابتدایی زندگی باعث شده که این کار را انجام دهند. ممکن است برای بعضی از دوستان هم چرایی بودنشان در حرفه بازیگری مهم نباشد و فقط بازی کردن برایشان اهمیت دارد.

 در حال حاضر مشغول چه کاری هستید ؟

در حال حاضر  علاوه بر «‌‌لبخند رخساره» در تئاتر هم مشغول کارهای جذابی هستم. و منتظر اکران فیلم «نیمه شب اتفاق افتاد»که «تینا پاکروان» کارگردان جوان و خوشفکر هستم و دوست دارم باز خورد مردم را ببینم. این فیلم به لحاظ داوری در جشنواره فیلم فجر برایش اتفاقی نیفتاد اما به نظرم کار خوبی است .این فیلم داستان یک عشق نا متعارف است و سعی کردم که متفاوت کار کنم.

 منظورتان از کارهای جذاب چیست؟

میخواهم بعد از سالهایی که در تئاتر کار کردم جریان ساز باشم و به عنوان کسی که سالهاست تئاتر کار کرده و از محضر اساتیدی چون دکتر علی رفیعی و بهرام بیضایی بهرهمند شده اتفاق خوبی ایجاد کنم. سعی در پررنگتر شدن جریان تئاتر دانشگاهی دارم.

  یعنی قرار است  با گروههای تئاتر دانشجویی فعالیتی داشته باشید؟

الان نمیتوان اینکه قرار بر چیست را بگویم.

  اشاره کردید که اگر شرایط کاری در سینما خوب نباشد ترجیح میدهید کار دیگری انجام دهید،شما به غیر از سینما فعالیت دیگری هم دارید؟

سالهای پیش وقتی شرایط کاری در دولت گذشته با مشکل مواجه شد.گروه تئاتر زیتون تصمیم گرفت که کار نکند ولی گروه بودن خودش را با انجام کار دیگری حفظ کند. یکی از دوستان تخصصش بافت پارچههای دستی بود  مثل جاجیم و ما مجموعهای به اسم «تار اول» تشکیل دادیم و من سعی کردم که آن را مدیریت کنم. این مجموعه نزدیک به 8 سال فعالیت داشت و ما با پارچههای دست ساز لباس میدوختیم و نمایشگاه برگزار میکردیم،همچنین یکی از دوستان مغازهای را در اختیار ما قرار داده بود و من هم شروع به تولید کارهای دستی کردم چون آن زمان مردم ما آنقدر که با برندهای خارجی آشنا بودند تولیدات داخلی را نمیشناختند. بعد از مدتی مجموعه اتفاقاتی که افتاد از قبیل مشغول شدن دوباره من و اینکه دوستمان مغازهاش را نیاز داشت که این کار متوقف شد ولی من منتظر فرصت دوبارهای هستم که بتوانم به این کار توسعه ببخشم.

 یعنی دوست دارید در آینده این کار را ادامه دهید؟

بله،اما ترجیح میدهم کاری باشد که خودم هنرش را داشتهباشم.