محمد علی کشاورز در گفت‌وگو با «نو آوران»:

«خشت و آینه» قصه‌ای بدیع داشت

ابراهیم گلستان و فیلم خشت و آینه اتفاق مهم سینمای مدرن ماست که تا امروز درباره اش بحث های متفاوتی انجام شده است.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
«خشت و آینه» قصه‌ای بدیع داشت
نوآوران -

گلستان بیش از نیم قرن است که ایران را ترک گفته و به هیچ‌وجه فعالیت هنری خاصی در پرونده کاری اش رخ نداده مگر یکی،دو کتاب گفت‌وگو که با او انجام گرفت و در ایران منتشر شد. سال قبل درباره فیلم خشت و آینه پرونده ای توسط مجله فیلم منتشر شد اما ابراهیم گلستان وقعی به این پرونده نگذاشت و حاضر نشد در این باب گفت‌وگو کند و تنها در گفت‌وگویی که با روزنامه بهار داشت این کار را یک بلاهت روزنامه نگاری دانست که برای یک فیلم سالگرد گرفته اند که پنجاه سال پیش ساخته شده. در فیلم خشت و آینه محمد علی کشاورز با ابراهیم گلستان همکاری کرد و در یک سکانس متفاوت همراه با جمشید مشایخی بازی کرد با او گپ کوتاهی در این زمینه زده ایم:

  چطور شد که به فیلم «خشت و آینه» پیوستید و با ابراهیم گلستان همکاری کردید؟

زمانی که شب قوزی رو کار می‌کردیم، فروغ فرخزاد می‌آمد و با پری صابری که یکی از هنرمندان بسیار خوب ما هستند صحبت می‌کرد. زنده یاد فرخ غفاری که به راستی می‌بایست او را پایه‌گذار سینمای مدرن این مملکت دانست با ابراهیم گلستان دوست و رفیق بود و گهگاهی آقای ابراهیم گلستان هم سر صحنه فیلم می‌آمد. برای همین هم چند بازیگر را بر اساس تئاترهای تلویزیونی برای فیلمش انتخاب کرد و یکی از آنها من بودم.

   سبک کارگردانی گلستان در آن روزها که سینمای ما شکل نگرفته بود را چطور دیدید؟ کار با بازیگران و هدایت گروه چگونه اتفاق می‌افتاد؟

گلستان به انضباط در کار خیلی اهمیت می‌داد. در هر صحنه، قبلا دکوپاژ را کامل انجام داده بود و وقتی ما سر صحنه می‌رفتیم همه چیز آماده بود. رفتارش به خصوص با بچه‌های تئاتر خیلی خوب و پسندیده بود.

  چرا هنوز بعد از سالها «خشت و آینه» از اعتبار نیافته است و همچنان به عنوان یک اثر موفق و ماندنی از آن یاد می‌شود؟

فیلم«خشت و آینه» از لحاظ قصه بسیار بدیع بود و در زمان خودش پایان بسیار خوبی داشت. هر چند به نظرم در پرورشگاه ریتم کندی دارد و می‌توانست به شکل دیگری اتفاق بیفتد و از ریتم

هم نیفتد.

  بسیاری این فیلم را نقطه عطفی درسینما و آغازگر موج نوی سینما می‌دانند، شما هم با این نظر موافقید؟

همین طور است، بیشتر کارهای او تا قبل از این فیلم در مورد طبیعت ایران بود. فیلم «خشت و آینه»، نه تنها داستان متفاوتی دارد بلکه از نظر تکنیکی هم گامی به جلو برای سینما ما بود زیرا برای اولین بار در این فیلم، صدابرداری سر صحنه انجام شد. نکته‌ای که در مورد این فیلم بسیار اهمیت دارد و تاثیرگذار است، حضور فروغ فرخزاد بود که باید به آن اشاره کنم. فروغ در ساخت این فیلم کمک زیادی کرد و در مونتاژ فیلم هم نقش پررنگی داشت. تاجی احمدی و اکبر مشکین هم بازی فوق العاده‌ای در این فیلم از خود ارائه کردند. اکبر مشکین، هنرمند توانمندی بود و در زمینه موسیقی و نواختن پیانو هم با استعداد بود.

   فکر می کنید چرا هنوز هم از ابراهیم گلستان یاد می شود با اینکه سالها از ایران دور بوده است؟ آیا او هنوز هم بر جریان فرهنگی سینمای ما تاثیر دارد؟

ابراهیم گلستان انسان با فرهنگ و با سوادی است و استودیویش، محل گردهم‌آمدن افراد خلاق و مستعد بود. ناصر تقوایی را برای اولین بار در دفتر کار او دیدم. کسی که از خوزستان آمده بود و در استودیو گلستان فیلم کار می‌کرد.تقوایی، جوان بیست و یکی دو ساله‌ای بود که در قصه نویسی بسیار توانا بود. فروغ، تقوایی را به گلستان معرفی کرده بود.

  یاد این فیلم چه خاطره‌ای را در شما زنده می‌کند؟

تجربه حضور در این فیلم در خاطرم زنده است زیرا همکاری خوبی با دوستان هنرمند زیادی داشتم و مایلم یادی کنم از عزیزان از دست رفته مثل زنده یادفروغ فرخزاد، زنده یاد مسعود فقیه، زنده یاد پرویز فنی زاده ، زنده یاد اکبر مشکین، زنده یاد جلال مقدم و آرزوی سلامتی برای دیگر دوستانم از جمله منوچهر فرید؛ پری صابری و دیگر عزیزان و همکارانم  داشته باشم.