علیرضا خمسه در گفت‌و گو با «نوآوران»:

خنداندن مردم ایران سخت‌ است

مرجان یگانه پرست : علیرضا خمسه، نقش‌های متفاوتی را در عرصه سینما و تلویزیون ارائه کرده است اما او با وجود بازی در نقش‌های جدی، به عنوان یک بازیگر کمدی در میان مخاطبین شناخته شده است. بازیگری که تنها به استعداد و توانایی‌های خود اکتفا نکرده است و به طور آکادمیک در این زمینه تحصیل و بعدها تدریس کرده است. شاید او با بازی در نقش بابا پنجعلی در سریال «یاپتخت» و آقاخان در «میکاییل» ساخته سیروس مقدم در ذهن‌ها تثبیت شده باشد اما بازی‌های دلنشین و ماندنی او در فیلم «من زمین را دوست دارم»، «آپارتمان 13» و «دو نفرو نصفی» از یادرفتنی نیستند. بازیگری که برخلاف انتظار تماشاگر در فیلم «بیست» کاهانی چهره دیگری از توانایی‌هایش را به رخ کشید و نقش‌آفرینی‌ غافلگیر کننده‌ای از خود نشان داد. نقشی که سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد را برای او به ارمغان آورد. خمسه همچنان جزو بهترین گزینه‌ها برای سینمای کمدی و کودک و نوجوان ماست و هنوز می‌توان با دیدن او در یک نقش شاد شد و منتظر غافلگیر شدن ماند.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
خنداندن مردم ایران سخت‌ است
نوآوران -

  شما به عنوان یک کمدین در ذهن مخاطبان شناخته شده‌اید. از این که این طور شناخته شده‌اید، راضی هستید؟ آیا هدفتان در حرفه‌تان، کمدین شدن بوده است؟

قطعا راضی هستم و کمدین شدن مهمترین اولویت‌ام بوده است. در واقع کمدین شدن، انتخاب اول و آخرم بوده است.اولین کاری که بازی کردم، نقشی کمدی بود و عمده کارهایم هم زیر تیتر کمدی قرار می‌گیرند.

   لازم است که یک بازیگر برای بازی در نقشی کمدی علاوه بر کار بر روی بدن و فن‌آموزی، روحیه‌ای طناز و شوخ‌طبعانه هم داشته باشد؟

به هر حال کمدین باید ویژگی‌های ذهنی و روحی و جسمی متمایزی نسبت به دیگران داشته باش و بتواند از آنها در اجرای نقش خود کمک بگیرد. البته در هر کاری امکان استثنا وجود دارد اما قاعده کلی این است که کمدین‌ها باید از ساختار جسمانی و ذهنی متفاوتی برخوردار باشند.

  چقدر آموخته‌های آکادمیک و تمرینات می‌تواند به پرورش این ساختار و توانمند شدن یک کمدین کمک کند؟

بعد از خمیرمایه اصلی یعنی استعداد و وجود ساختار ذهنی و جسمی، تحصیلات و تجربیات به کمک خواهند آمد و به توانمندی بازیگر کمک می‌کنند.

   به نظرتان در حال حاضر ژانر کمدی در سینمای ما چه جایگاهی دارد؟

در همه جای دنیا مردم از آثار کمدی استقبال می‌کنند، در کشورما هم همین طور است اما ساخت آثار کمدی نیاز به تجربه بیشتری دارد و ما در سینما و تلویزیون ایران کمتر کسی را داریم که کار کمدی انجام دهد. افرادی که کمدی کار می‌سازند از تعداد انگشتان دست هم کمتر هستند چون کار سخت‌تری است.

   چرا با وجود روحیه طنزپردازی در ایرانی‌ها و ساخت جوک‌های زیاد و استقبال از برنامه‌های طنز، به ژانر کمدی توجه نمی‌شود و فیلم‌هایی از این دست کمتر ساخته می‌شوند؟

کمرنگ بودن این ژانر در سینمای ما به دلیل سختی این نوع از آثار است. ساخت آثار کمدی واقعا دشوارتر از دیگر آثار است و از طرفی خنداندن مردم ایران سخت‌تر است. شاید بتوان آنها را به راحتی تحت تاثیر قرار داد و اشک آنها را درآورد اما خنداندن همیشه کار سخت‌تری است. قطعا مردم از آثار خوب استقبال خواهند کرد ولی بالتبع کار خوب حاصل تخصص و تجربه است و کمتر کسی در ایران به این جایگاه رسیده است.

   به نظرتان آثار کمدی می‌توانند روی لایه‌های جامعه تاثیر بگذارند؟ چگونه این اتفاق خواهد افتاد؟

شادی یکی از نیازهای اصلی یک جامعه است و برای همین مردم در همه جای جهان از آثار خوب کمدی استقبال می‌کنند. بنا به نیاز جامعه کشش به این نوع آثار کم و زیاد می‌شود.

   شما علاوه بر حضور و تجربه در نقش‌های کمدی، نقش پررنگی در ژانر کودک داشته‌اید. آیا به سینمای کودک علاقه‌مند هستید؟ و این علاقه به دلیل این است که سینمای کودک پر از فانتزی و رگه هایطنز است؟

من کتابی نوشته‌ام به نام «جایگاه کمدی در آثار کودکان» که به زودی چاپ می‌شود، در این کتاب به طور مفصل به این مسأله پرداخته‌ام که چرا در آثار کودک و نوجوان، کمدی جایگاه بالایی دارد و چرا کودکان از فیلم‌های کمدی استقبال می‌کنند. به‌طور خلاصه می‌توانم بگویم که بچه‌ها به شادمانی نیاز دارند و از طرفی دنیای بچه‌ها با دنیای کمدین‌ها و آثار کمدی وجوه مشترکی دارد. این اشتراکات، ایجاد لبخند و شادمانی و سرور است و دیگری امید به آینده و بهبود شرایط است. همچنین در این دو دنیا نشانی از شر و بدی وجود ندارد و همه چیز حکایت از خیرخواهی دارد.

   چقدر خودتان دنیای بچه‌ها را درک می‌کنید؟ و آیا هنوز فانتزی و رویای کودکانه در سر دارید؟

بله من چون از این دنیا خارج نشدم، این حس و حال را در خودم زنده نگه داشته‌ام. من همیشه برای کودکان کار کرده‌ام و یا در آثار کمدی حضور داشته‌ام که هر دوی این دو دنیا به دنیای فانتزی و رویا تعلق دارند. کسانی که در این دو حوزه کار می‌کنند، سرشار از تخیل هستند.

   چطور این روحیه کودکانه و شادمانی را در خودتان زنده نگه داشته‌اید؟ آیا راهکار خاصی وجوددارد؟

زنده نگه داشتن این حس نیاز به یک جهان‌بینی و نگرش دارد و آن چیزی جز امید به تغییر و اصلاح، امید به حاکمیت خیر و خیرخواهی و امید به آینده نیست.

   آیا رویایی دارید که از کودکی آن را دنبال کرده‌باشید؟

بله رویای همیشگی من دست یافتن به دنیای عاری از خشونت و بی‌عدالتی بوده است. دنیایی که صلح و دوستی و مهربانی در آن حاکم است و به نظرم این بزرگترین فانتزی و تخیل برای همه کودکان جهان است.

   فکر می‌کنید با وجود قصه‌های جذاب و ادبیات کهن ایرانی و سینماگران توانمند، چرا هنوز در سینمای کودک و نوجوان موفق نیستیم؟

به نظرمن سینمای کودک در ایران دچار بدسرپرستی شده است. بدسرپرستی بزرگترین عامل آسیب به این ژانر است.اساسا تفکر و ایده‌ای برای اصلاح این نوع از سینما وجود ندارد. دولتمردان و مسئولین سینمایی ما متوجه این ضعف نیستند. نه آموزش و پرورش و نه هیچ نهاد دیگری قصد ندارند سرپرستی سینمای کودک و نوجوان را برعهده بگیرند و آن را اصلاح کنند و در مسیر درست خود هدایت کنند. همه درگیر مراسم‌های رسمی چون جشنواره‌های رشد و فیلم کودک و نوجوان و غیره هستند ولی واقعیت این است که دل هیچ کس برای سینمای کودک نمی‌تپد. اگر توجه کنیم می‌بینیم که کودکان و نوجوانان ما، خوراک فرهنگی خود را از فرهنگ رسمی و داخلی به دست نمی‌آورند. خوراک آنها از طریق ماهواره‌ها و فیلم‌های غیر قانونی و امثال آن تامین می‌شود، نتیجه این روند هم بزهکاری در جامعه و بروز مشکلات در آینده نخواهد بود.

   به نظر شما کدام اثر در زمینه ادبیات، پر از فانتزی و رویای کودکانه است و می‌توانید از آن یاد کنید؟

«قصه‌های مجید» از مرادی کرمانی به خوبی به این نیاز پاسخ داده بود و آثار اولیه کیومرث پوراحمد در دهه 60 این ویژگی را داشتند. در آن دوران مدیریت نسبتا ثابتی در حوزه سینمای کودک و نوجوان وجود داشت اما از دهه 70 به این سو کسی متولی این سینما نماند و نشد. علی‌رغم قصه‌های خوب و مضامین عالی برای این طیف از جامعه، هیچ کس وارد این عرصه نشد زیرا به اندازه لازم مورد استقبال قرار نگرفت. من در سال گذشته در دو اثر کودک و نوجوان بازی کردم که هنوز هیچ کدام امکان اکران پیدا نکرده‌اند. فیلم‌های زیادی در این زمینه ساخته می‌شوند که حتی یک گروه سینمایی وجود ندارد که بتوان آنها را به نمایش گذاشت. این در حالی است که ما هر ساله بین 5 تا 9 میلیون دانش‌آموز داریم. این موارد نشان‌دهنده این است که هیچ متولی‌ای برای این طیف آینده‌ساز جامعه وجود ندارد. بسیار گفته می‌شود که کودکان، آینده‌سازان مملکت هستند اما کسی خوراکی برای آنها درزمینه های مختلف تئاتر و سینما و تلویزیون فراهم نمی‌کند.

   در آثاری که با بچه‌ها روبه‌رو و همبازی هستید، چطور با آنها ارتباط برقرار می‌کنید؟

یک عامل مهم و ساده وجود دارد به نام دوست داشتن. وقتی بچه‌ها را دوست داشته باشید، همه چیز به درستی و خوبی پیش می‌رود و اتفاقات خوب می‌افتد و آنها را هدایت‌پذیر می‌کند. من چون بچه‌ها را دوست دارم به سمت آنها و برنامه‌سازی در تلویزیون و آموزش آنها هم می‌روم.

   کدام عامل باعث شد تا بتوانید دنیای کودک و نوجوانان را درک کنید. حرفه بازیگری‌تان به شما کمک کرد یا تحصیلات‌تان در زمینه روانشناسی؟

این مسأله به شناخت برمی‌گردد. شما می‌توانید یک پزشک باشید اما از جهان کودکان شناخت درستی داشته باشید و اگر یک رفتگر یا آهنگر هم باشید، همین شناخت را داشته باشید. در عین حال می‌توانید یک روانشناخت یا بازیگر باشید اما شناختی از دنیای کودکان نداشته باشید. از طرفی این درک از امید به آینده و سازندگی شکل می‌گیرد و کسانی که به ساختن روزهای بهتر رسیده‌اند به این شناخت رسیده‌اند. این شناخت یعنی درک ضرورت آینده.

   چطور در اجرای نقش‌هایتان خلاقانه و ایده‌پردازانه عمل می‌کنید و به آنها بعد می‌دهید؟

ارائه ایده متناسب با هر نقش یعنی حضور شش دانگ داشتن سر کار. وقتی شما سر کار حضور تام و تمام دارید، جسم و روح و خلاقیت‌تان هم در اختیار کار قرار می‌گیرد. خیلی از همکارهای ما فقط چند دانگ از حضورشان را با خود سر کار می‌آورند. نسل جدید به دلیل غیبت آموزش این گونه عمل می‌کنند و متاسفانه انضباط در کار به نسل بعد منتقل نشده است. آن چیزی که ما قدیمی‌ترها به عنوان یک اصل در تئاتر آموختیم.

   برخلاف انتظار، شما به خاطر بازی در نقشی بسیار جدی در فیلم «بیست» عبدالرضا کاهانی مهمترین جایزه‌ سینمایی را به دست آوردید. چطور در ترکیب این فیلم قرار گرفتید و فکر می‌کردید که نقش‌تان دیده‌شود؟

لازم است این مطلب را تکرار کنم واژه کمدین به بازیگری اطلاق می‌شود که همزمان می‌تواند نقش کمدی و تراژدی بازی کند. من بازیگر کمیک نیستم که تنها در آثار کمدی حضور پیدا کنم. من کمدینی هستم که در عین بازی در نقش‌های کمدی، نقش‌های جدی در آثار سیروس مقدم داشته‌ام. اگر فیلم «بیست» توانسته موفق باشد به هوشمندی کارگردان آن مربوط می‌شود. کاهانی با اینکه جوان هست، کهنگی فیلمسازهای جوان را دارد و به همین علت همه بازی‌های فیلم «بیست» قابل توجه شده‌ است. همه در آن فیلم عالی بازی کردند چون به درستی هدایت شده‌اند. من توفیقم در آن کار را بیشتر مدیون هوشمندی کاهانی هستم. از طرفی به عنوان یک کمدین، علاقه‌مندم در آثار تراژیک و جدی هم حضور داشته باشم و خوشحالم که این موقعیت فراهم شد تا نشان بدهم فقط یک بازیگر کمیک نیستم.

   مهمترین اتفاقی که در فیلم «بیست» افتاده است، انتخاب شما برای نقشی جدی و برخلاف تصور مخاطب بوده است. اتفاقی که در سال گذشته برای سعید آقاخانی به دلیل حضور در نقشی جدی در فیلم «خداحافظی طولانی» رخ داد. این غافلگیری کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد، این طور نیست؟

همین طور است. اولین ریسک متعلق به انتخاب کارگردان است که برخلاف انتظار و معمول عمل می‌کند و در مرحله بعد تلاش ما بازیگرهاست که به سمت این نوع نقش‌ها و اجرای یک غافلگیری می‌رویم. مخاطبین و داوران وقتی بازیگر کمیکی را در نقشی جدی می‌بینند، غافلگیر می‌شوند و نمونه‌هایی از این دست در سینما کم نبوده است.

    خود شما کدام نقش‌تان را بیشتر دوست دارید و در ذهن‌تان باقی مانده است؟

من خیلی در گذشته یا آینده سیر نمی‌کنم. من مثل بچه‌ها در حال به سر می‌برم و بر این اساس، آن کاری را که در حال حاضر انجام می‌دهم را بیشتر دوست دارم.

   یکی از ماندگارترین نقش‌هایی که شما بازی کرده‌اید، بازی در نقش حبیب در فیلم «من زمین را دوست دارم» ساخته ابوالحسن داودی است. اگر قرار بود الان این فیلم ساخته شود، به گونه دیگری نقش‌تان را بازی می‌کردید؟

آن فیلم پر از فانتزی و مفاهیم ارزشی بود مثل بی‌توجهی انسان به زمین و دور شدن از مهربانی و عشق. فیلمی بسیار مفرح و شادی‌بخش. اگر دوباره چنین پیشنهادی وجود داشته باشد، با خوشحالی آن را خواهم پذیرفت. آقای داودی یکی از کارگردانهای توانمند سینماست که امسال «رخ دیوانه» او به خوبی دیده شد و فکر می‌کنم اگر قرار باشد این اثر تکرار شود، اتفاق‌های دیگری در آن بیفتد و امیدوارم این توفیق تکرار شود.  

   نقشی هست که هنوز آن را بازی نکرده باشید و آرزوی تجربه کردن آن را داشته باشید؟

همه ما بازیگرها و هنرمندان یک سینه سخن داریم که گاهی بخش کوچکی از آن فرصت عرضه پیدا می‌کند. ما باید آثار بسیاری را تولید کنیم که هنوز موفق به تولید آنها نشده‌ایم. در این مسیرنیاز به یک سعه صدر از طرف مسئولان به‌خصوص در زمینه کمدی داریم. در همه جای جهان، کمدی بدون انتقاد شکل نمی‌گیرد و لازم است که به مسئولین یا طبقات اجتماعی ما برنخورد و این اتفاق هنوز در جامعه ما نیفتاده است. در نتیجه هنوز موفق به تولید آثار راستین کمدی نشده‌ایم زیرا از روحیه انتقادی لازم برخوردار نیستیم و اعتماد به نفس لازم را نداریم. آرزوی من این است جامعه ما به درجه‌ای از رشد برسد که بتواند انتقاد را تاب بیاورد و به آن پشت نکند یا از آن سوءتعبیر نداشته باشد.