فصل دوم «فارگو» از «کارآگاهان حقیقی» جلوتر بود

خشونت برادران کوئن قابل باور است

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
خشونت برادران کوئن قابل باور است
نوآوران -

موضوع فیلم«فارگو» حول محور قصه‌ای بود که در سریال«فارگو» روایت شد و البته خود فیلم هم جزو فیلم‌های برتر و تحسین شده بود. اما سریال «فارگو» مخصوصا فصل اول را بیشتر با سریال «  True Detective/کارآگاهان حقیقی» مقایسه می‌کنند چرا که فصل نخست هر دو سریال در یک بازه زمانی پخش شد و هر دوی آنها رضایت‌بخش بودند. «کارآگاهان حقیقی» داستان درامی را روایت می‌کرد اما در «فارگو» شما با یک کمدی سیاه مواجه بودید که جذابیت‌های متفاوتی را ایجاد می‌کرد و البته ساختن آن به مراتب سخت‌تر است. در سریال «فارگو» ما در ابتدا می‌دانستیم قاتل چه کسی است ولی در سریال«کارآگاهان حقیقی» تمام مدت همه به دنبال قاتل بودند. اتفاقی که در این سریال می‌افتد به شدت رئال بود اما در «فارگو» فضای کمیک با قتل و جنایت آمیخته شده بود و تعلیق ایجاد می‌کرد. خشونتی که در این سریال هست از جنس خشونت همیشگی است که در فیلم‌های برادران کوئن موجود است. خشونتی که به آنچه در فیلم‌های تارانتینو شاهدش هستیم نزدیک‌تر است اما با آن تفاوت‌هایی دارد. مثلا این‌که در فیلم‌های «تارانتینو» خشونت به شکل فانتزی اتفاق می‌افتد و کمتر باورپذیر است. اما در مورد برادران کوئن خشونت به گونه‌ای اتفاق می‌افتد که بینندگان کاملا می‌توانند آن را باور کنند. البته این موضوع آنقدرها مذاق بینندگان را تلخ نمی‌کند و وحشت نمی‌‌آفریند چرا که در کمدی سیاه این اتفاقات به شکل خنده‌داری روایت می‌شوند. بیشتر به نظر می‌رسد اتفاقات به شکل غافلگیر‌کننده ای رخ می‌دهند. فارگو را به شکل بامزه تعریف می‌کند که این اوج قدرت داستان‌گویی را می رساند. تلفیق، تراژیک، جنایی و کمدی.

بعضی‌ روایت قصه فصل دوم در سی، چهل سال پیش از قصه فصل اول را نشانه ضعف این سریال می‌دانند اما من این‌گونه نمی‌بینم. چرا که هر دو آنها نقطه مشترکی دارند و آن اتفاقاتی است که در یک شهر خاص؛ «فارگو» می‌افتد. همین موضوع آنها را متفاوت می‌کند. البته از اول قرار نبود فصل دوم این سریال ساخته شود. یعنی سازندگان «فارگو» با چنین برداشتی سریال اول را تهیه‌نکرده بودند، اصلا از همان ابتدا هم مینی سریال بود و معمولا مینی سریال‌ها دنباله‌دار نیستند. اما آنقدر «فارگو» قوی بود و از آن استقبال شد که تصمیم گرفتند آن را ادامه دهند. فضای فصل اول روح و انرژی متفاوت‌تری داشت، اتفاقی که در فصل دوم نیست و آن را به سمت مصنوعی‌تر شدن پیش برده‌است. در انتهای قسمت اول فصل دوم 7، 8 نفر با هم می‌میرند و شاید این غافلگیری تنها دلیلی باشد که آن را نسبت به فصل اول یک سر و گردن بالاتر قرار می‌دهد. البته باید بدانیم که «فارگو» در حالی برای فصل دوم تمدید شد که نسبت به سریال«کارآگاهان حقیقی» از پشتوانه مالی ضعیف‌تری برخوردار بود. چرا که شبکه FX شبکه ضعیف‌تر و مستقل‌تری نسبت به HBO است با این حال فصل دوم «فارگو» به مراتب رشد بهتری نسبت به فصل دوم«کارآگاهان حقیقی» داشته است.

اما مهم‌ترین و بارزترین ویژگی «فارگو» در پرداختش به فیلمنامه و شخصیت‌هاست. چه در فصل اول و چه در فصل دوم. مارتین فریمن که پیش از این گلدن گلوب گرفته و البته شخصیت او را در سریال «شرلوک» بیشتر دوست دارم در «فارگو» هیچ‌چیز از خودش ندارد. او شخصیتی نیست که بتوانیم رویش حساب کنیم. تا این‌که با یک قاتل آشنا می‌شود در عمل انجام شده قرار می‌گیرد و تغییر می‌کند.

زن و شوهر معمولی در موقعیت جنایی قرار می‌گیرند و نمی‌دانند که چه کاری باید انجام دهد. پلیس شهر هم گیج شده و جنایتکاری در این قصه هست که حسابی گند زده. و البته شخصیتی فوق‌العاده، سرخپوستی بد و جنایتکار که در نهایت به یک آدم روانی تبدیل می‌شود. اینها شخصیت‌های جالب و جذاب فصل دوم هستند که همگی مخاطبان را با خودشان درگیر می‌کنند.

نکته جالب دیگر این‌که در فصل دوم ما کتابی را می‌بینیم که در آن به جنایت‌های هولناکی اشاره می‌کند که در شهر «فارگو» اتفاق می‌افتد. جنایت‌هایی که نسبت به جمعیت این شهر در سال 1979 بسیار عجیب به نظر می‌رسند. آنهم در شهر کوچک و سردی مثل «فارگو»، به نوعی که کسی توقع‌اش را ندارد. هر چند که معمولا این اتفاقات با برنامه‌ریزی از قبل تعیین شده اتفاق نمی‌افتند. همه شخصیت‌ها در یک کمدی موقعیت قرار می‌گیرند و دچار آشفتگی و جنایت می‌شوند.

 همه کسانی که به ژانر جنایی و کمدی علاقمند هستند می‌توانند این سریال را ببینند. البته اگر تماشای صحنه‌های خشن عصبی‌شان نمی‌کند. به هر حال کمدی سیاه ژانر خاصی است و شاید هر کسی آن را دوست نداشته باشد.