سوم شهریور، هفتاد و سومین سالروز تولد علی اشرف درویشیان بود

دست از سر پیرمردبردارید

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مهدی وزیربانی
نوآوران -

اگر ادبیات داستانی ایران را تورق کنیم در زوایای مختلف این تورق و خوانش به نویسندگانی بر می‌خوریم که در سنت به اصطلاح «روستایی نویسی» ایران شکل گرفتند و در تراژدی تغییر بافت جامعه از روستا به شهر و تغییر باورهای ملزوم آن بسیاری از این نویسندگان نتوانستند شرایط تغییر را درک کنند و از قافله ای عقب ماندند که روایت داستان نویسی ایران را شکل می داد. در این تغییر و تفحص اقلیمی و جریان شناسی، علی اشرف درویشیان که یکی از مهمترین داستان نویسان سنت روستایی نویسی ما بود همچنان بر باور خود پابرجا ماند و همان نوع نگاهی که به «گذشته» داشت را نیز در «آینده» استفاده‌کرد. درویشیان را نمی‌توان از جریان داستانی ایران هاشور زد چنانکه «مین فقیری» را، اما بایک نگاه کوتاه در زاویه ی دید نویسندگانی چون «محمود دولت‌آبادی»، «غلامحسین ساعدی» و یا «هوشنگ گلشیری» و حتی «رضا براهنی» می توان دریافت که فاصله‌ای که این نویسندگان با مبدا خود ایجاد کردند بسیار زیاد است و در واقع توانستند شرایط خاص جامعه را درک کنند. چنانکه نیما در تحول شعر ایران دریافت که باید بنا به نیاز جامعه از سمت «سنت» به سمت «مدرنیته» حرکت کند. درویشیان وقتی دولت آبادی کتاب «عقیل» را می نویسد با انتشار کتاب «از این ولایت» در واقع خودش را در ادبیات جدی داستان نویسی ایران یک جریان ساز بزرگ اعلام می کند و در حقیقت اینگونه نیز بود. درویشیان که بیشتر آثارش در سبک «رئالیسم» حرکت می کند نویسنده ای بود که می دانست درد جامعه فرو دست یا همان کارگری چیست و این همان مسأله ای بود که عیار اصلی نیاز جامعه ی ایران در دهه پنجاه حول آن محور می چرخید و درویشیان با سبک نوشتاری متفاوتی که داشت توانست یک اهرم نوشتاری مهم در متن جامعه باشد و خودش را همراه نیاز آن دوره جامعه حرکت دهد. اما جهان نوشتاری پس از دهه پنجاه و شصت به سمتی دیگر رفت و قابلیت‌های ساختاری یک داستان موفق در کوچه‌های دهکده‌ها اتفاق نمی افتاد چراکه دنیا به سمت یک دهکده کوچک جهانی پیش می رفت و مشخص است که جان اشتاین بک هم مدتی بعد کارآیندی گذشته را در نگاه مخاطب ندارد چیزی که ساعدی درک کرد، دولت آبادی فهمید و گلشیری به آن زبانی خاص داد. «جلال ستاری» معتقد است نویسند‌ه‌ای که پیرامون خودش را در قالب نیازهای ملزوم جامعه درک نکند به همان نسبت از متن دور می شود که از جامعه عقب مانده است! اما درویشیان به اندازه‌ای آزاده می‌زیست که هرگز در بند «بودن» و «شدن» در مفهوم تاریخی داستان نویسی نبود بلکه بیشتر به آلام انسانی که بر جامعه مستولی بود می اندیشید و این نگاه گرچه او را از یک داستان نویس طراز اول فاصله داد اما از او یک نویسنده معترض و همیشه مغموم برای کودکان فرودست و صراحتا جامعه کارگری ساخت او بارها گفته است که دوست دارد راه «صمد بهرنگی» را ادامه دهد و به اعتقاد من کمتر نویسنده ای را می توان سراغ داشت که تا این مرتبه در استقلال اندیشه‌اش( هر چند تاریخ مصرف گذشته باشد ) ثابت قدم باشد. علی اشرف درویشیان نامی بزرگ در تاریخ ادبیات ماست آنقدر بزرگ که حتی بسیاری جرات دیدن نقص‌های او را در روایت درک شرایط پیرامونی و همچنین نیازهای جامعه مدنی ندارند. سوم شهریور ماه تولد مردی است که با مجموعه آثارش همیشه در کنار بخش فرو دست جامعه ایستاد و نه زندان و نه تبعید و نه هیچ اهرمی باعث نشد که از این قافیه پا پس بکشد. بی شک درویشیان حق بزرگی بر گردن ما و نسلهای آینده دارد و او همچنان در روایتی مجسم از تاریخ داستان نویسی ایران نوشته خواهد شد اما فراموش نکنیم که این تاریخ به‌صورت مهرورزانه و دم دستی هیچ نویسنده‌ای را قضاوت نمی کند و به همان‌اندازه که برای او احترام قائل است نقدش هم می‌کند. روزنامه «نو آوران» تولد این نویسنده بزرگ را به دوستدارانش و جامعه ادبی ایران تبریک می‌گوید. عمرش دراز باد که از این ولایت تنها دعای خیری بر می آید و این روزهای سخت درویشیان را که با سوء استفاده‌های بسیاری برای او همراه است برای ما دردناک و غیر قابل تحمل می نماید. یک جمله را آخر این متن می نویسم و آنان که باید بدانند می فهمند روی صحبتم با چه کسانی: «پیرمرد سلبریتی عکس های یادگاری شما نیست از آزار این پیرمرد دست بردارید او متن نوشت و تثبیت شد و اگر عکس یادگاری با بزرگی کسی را می توانست در تاریخ ادبیات جا بیندازد حالا «آقای دوربینی» نامی در ادبیات و  سینمای ما بود.»