مناظره خبرساز فراستی و گلمکانی در برنامه هفت:

مجله «فیلم»کارش را با عشق آغاز کرد

اظهارات اخیر مسعود فراستی درباره مجله «فیلم» قدیمی‌ترین مجله سینمایی ایران که آن را مشوق فیلم‌های جشنواره‌ای و ضد مردمی معرفی کرده بود، باعث شد تا هوشنگ گلمکانی، سردبیر این مجله برای مناظره در خصوص جریان نقد در سینمای ایران در این برنامه حاضر شود.

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مجله «فیلم»کارش را با عشق آغاز کرد
نوآوران -

. مناظره‌ای بس نفس‌گیر که بازخوردهای فراوانی میان منتقدان سینما داشت. قرار بود در این مناظره درباره جریان نقد صحبت شود اما در نهایت این برنامه با سوال سردبیر مجله«فیلم» در حالی تمام شد که نه وقتی برای پاسخگویی بود و نه پاسخی.

   پشیمان شدید یا نه آقای گلمکانی؟

گلمکانی در ابتدای صحبت‌هایش به دلیل حضورش در برنامه«هفت» اشاره کرد؛ «علت حضورم در «هفت» حرف‌های غلطی است که در قسمت گذشته این برنامه درباره مجله «فیلم» زده شد و امیدوارم پشیمان نشوم. با این اوضاعی که در جهان و اطراف ما هست، جنجال و حاشیه برای سینمای ما سم است. رسانه‌ای مثل تلویزیون به‌خاطر وسعت فراگیری‌اش باید همواره از جنجال و حاشیه دوری کند و نظیر نشریات زرد به این مسائل دستاویز نشود.» صحبتی که باعث شد بعد از این برنامه کیوان کثیریان دیگر منتقد سینما آن را دستاویزی قرار دهد و خطاب به گلمکانی بنویسد:‌ «بعضی اسم خودشان را گذاشته‌اند رستم و رسما خودشان هم از خودشان می‌ترسند. یک کتاب تاریخ جعلی هم در ذهن بیمارشان نوشته‌‌اند و خودشان هم باورشان شده که خبری است. پشیمان شدید یا نه آقای گلمکانی؟»

   فراستی: من به دنبال حاشیه نیستم

گملکانی معتقد است «هفت» همچنان به دنبال ایجاد حاشیه است و با دوره‌‌های قبلی‌اش تفاوت چندانی ندارد؛ «مگر در سینما جنجال کم داریم؟ اگر به دنبال جذابیت برنامه هستیم بهتر است از حاشیه استفاده نکنیم. کسانی هستند که اساسا علاقه ای به سینما ندارند و دوست ندارند چیزی به اسم سینما در مملکت باشد. ته ذهنشان این است که خیلی از کشورها سینما ندارند و چه می‌شود که ما هم سینما نداشته باشیم؟! این برنامه نباید به این افراد کمک کند.» او در شرایطی چنین حرفی را می‌زند که فیلم«لانتوری» در چندین شهر تحریم است و چند شرکت پخش فیلم به خاطر تبلیغات ماهوا‌ره‌ای ممنوع‌الکار هستند. آنهم در شرایطی که به گفته خودشان هیچ ارتباطی با شبکه ماهواره‌ای مورد نظر نداشتند. اما فراستی چنین حرفی را قبول نداشت؛ «نه من و نه بهروز به دنبال ساخت حاشیه نیستیم. اما تو روحیه به شدت معتدل و محافظه کار داری که از همین انتقادت به برنامه و مدیریت 34 ساله ات در نشریه «فیلم» مشخص است. من نه در این «هفت» و نه در دوره‌های پیشین آن به دنبال حاشیه‌سازی نبوده‌ام. اما شاید پس از حرف‌هایم حاشیه ایجاد شده است.»

 گلمکانی:در جلوی دوربین زنده باید دقت کنیم!

گلمکانی در دفاع از خودش گفت: «من از دهه شصت می‌گفتم ما زندگی طبیعی نداشتیم. مردم برای سرگرمی سینما می‌روند و آن زمان عده‌ای تلاش داشتند که بگویند سینما تنها برای تفکر است. در سال‌های اخیر عده‌ای خواستند ما را به شجاعت طلبی دعوت کنند، اما من نمی‌خواهم وارد شوم، بله من محافظه کارم. شاخ و شانه نمی‌کشم.» او که انگار در این برنامه نه فقط یک منتقد، سردبیر بلکه به عنوان نماینده همه هنرمندانی که از برنامه«هفت» و نقدهایش راضی نیستند حاضر شده بود، تاکید کرد؛ «توی فراستی ممکن است به‌واسطه کلمه‌ای که جلوی دوربین می‌زنی، تنش و حاشیه زیادی برای سینما ایجاد می‌کنی که اگر هدفت همین حاشیه‌سازی است که موفق شده‌ای و اگر نیست چرا باید این انرژی را الکی تلف کنیم؟ شاید این لفظ را ما پای میز بیلیارد بگوییم اما در جلوی دوربین زنده باید دقت کنیم!»

  گلمکانی: گاهی فکر می‌کنم تو از دیدن فیلم اصلا لذت نمی‌بری

مسعود فراستی هم در پاسخ به او گفت: «من یک بار جمله مشابه‌ای درباره فیلم دیگری بکار بردم اما این عین نقد بود. این نبوده که من یک کار آوانگاردی کرده باشم. این که نقد از این وضعیت لوس بی‌خاصیت تبدیل به یک چیز اثرگذار شود، اتفاقی است که باید بیافتد. نقد به دنبال تغییر و تاثیر است. نقد تنها به دنبال آموزش نیست و منهای منتقد نیست. نقد به قول خودت شرح حال منتقد هم هست.» اما گلمکانی بخشی از نظرات او را قبول داشت؛ «فراستی! من خیلی از نظرات تو را قبول دارم. اصلا به نظر من جامعه نقد ایران به کسی مثل مسعود فراستی نیاز دارد. حتی به نظرم به چند نفر مثل تو نیاز دارد. اما مسأله چیز دیگری است. یک اینکه تو در تلویزیون داری حرف میزنی و برای مخاطبان الگوی نقدی و این میزان نقد درباره همه فیلم‌ها بد است. من گاهی فکر می‌کنم تو از دیدن فیلم اصلا لذت نمی‌بری. همیشه همه فیلم‌ها از نگاه تو بداند، درنیامده اند و مقوا اند.»

   فراستی: وقتی از فیلم لذت نمی‌برم، لذت نقد جایگزین آن می‌شود

گلمکانی در واقع به جمله همیشه تکراری فراستی اشاره می‌کرد، در اکثر اوقات او در نقد فیلم‌ها می‌گوید: «در نیامده‌اند» آن‌وقت است که فیلمسازان از خودشان می‌پرسند دقیقا چه ویژگی باید داشته باشد که فیلمشان به نظر مسعود فراستی«درست از آب در آمده باشد.» اما به نظر می‌آید برای فراستی هم جملات نامفهومی وجود دارد؛ «این یعنی چی؟ یعنی من از تماشای اغلب فیلم‌ها لذت نمی‌برم. تو از یک فیلم لذت می‌بری مثل «اشک‌ها و لبخندها»، این از نظر من اصلا بد نیست! اما من لذت نمی‌برم. در عین حال فیلم‌هایی هم بوده است که من را به لذت برسانند. در مواقعی که فیلم من را به لذت نمی‌رساند، لذت نقد جایگزین آن می‌شود.»

   گلمکانی: من با لحن نقدهای مسعود فراستی مخالف هستم

گلمکانی سلیقه فراستی را به رسمیت می‌شناخت؛ «بالاخره آدم‌هایی هستند که وسواس‌اند و تو آنقدر سخت‌گیر هستی که تعداد اندکی از فیلم‌ها تو را به شگفت می‌آورند. اما من نمی‌دانم ترویج این نوع از نگاه در جامعه آن هم در جامعه پریشانی که امروز داریم، چقدر درست است؟» اما آنچه او با آن مخالف است، لحن نقدهای مسعودی فراستی است؛ «این تکرار نفی، تکرار منفی بافی، تکرار درنیامده و... اینها را خنثی می‌کند و این دافعه سبب می‌شود که حرف‌های او کارآیی اش را از دست دهد.»

 گلمکانی: از انتشار مجله «فیلم» به دنبال آموزش نبودیم!

اما در نهایت بحث به صحبت‌های هفته پیش برنامه«هفت» درباره مجله فیلم رسید. گلمکانی در این‌باره گفت: «مجله «فیلم» بعد از آن سرمقاله «ندامتنامه» همچنان منتشر می‌شود و نقد یکی از اکران مهم این مجله است. وقتی ما شروع کردیم به انتشار این مجله، قصد انتشار یک مجله انتزاعی روشنفکرانه نداشتیم. قصد داشتیم سنت مداوم نقد فیلم ایرانی را پایه‌گذاری کنیم. قصد نمایندگی تفکر، قصد آموزش‌دهی و ... را نداشتیم.» او در دفاع از علمکرد خودشان ادامه داد: «آن چیزی که از دلم برمی‌آمد و بدان اعتقاد داشتم را می‌نوشتم. حالا عده‌ای خوششان آمده و عده‌ای هم بدشان آمده؛ اما بدها از بسیاری از فیلمسازان جوان این سال‌ها شنیدم که ما هرچه یاد گرفتیم سینما را از مجله «فیلم» یاد گرفتیم. اما من به همه آنها می‌گویم که ضمن خوشحالی، به هیچ وجه چنین نیتی نداشتیم.»

  گلمکانی: ما تنها منعکس کننده بودیم

البته گلمکانی متواضع‌تر از آن بود که بخواهد چنین نسبت‌هایی به خودش یا مجله «فیلم» را به راحتی قبول کند؛ «ما شیوه فیلمسازی جشنواره ای را نهادینه نکردیم، این اتفاقی بود که در حال رخ دادن بود. به هر حال این بود که ما طرفدار سینمای فرهنگی بودیم و هستیم. و فیلم‌های فرهنگی هستند که به جشنواره‌های خارجی می‌روند نه فیلم‌های تجاری! به هر حال محل ارزیابی فنی فیلم‌ها کجاست؟ یکی نقد است و یکی جشنواره‌ها! ما تنها منعکس کننده بودیم.»

    فراستی: آنها می‌خواهند ایران عقب افتاده را ببینند

 اما فراستی یک‌دنده بود و می‌خواست حرفش را ثابت کند؛ «جشنواره‌ها در دوره ای کلاس و پرستیژ داشتند و منتقدان در راس آنها بودند. اما بعد از مدتی سرمایه داران و سیاست مداران بر سر جشنواره‌ها نشستند و گاهی به دنبال تصویر بدبخت ماقبل تمدن از ایران بودند. نامه مدیر جشنواره‌ای را به یاد بیاور که گفت ما نمی‌خواهیم فیلم‌ها ایرانی متمدن با اتوبان را برای ما نشان دهد، می‌خواهیم ایران عقب افتاده را برای ما بیاورید. این مجموعه تصویری است که از ایران نشان دادند.» در ادامه گلمکانی درباره نیت منفی جشنواره‌های خارجی گفت: «من خودم معتقدم که غربی‌‌ها دوست دارند شرق را به همان شکل که طی سال‌‌ها به آنها القا شده، ببیند. من با این نظر تو موافقم!»

   شما چه تاثیری بر جریان نقد سینمای  ایران گذاشتید؟ 

همین پاسخ باعث شد تا فراستی بیشتر به گلمکانی بتازد؛ «این همان نظر من است اما شما یک نظر منفی درباره این جشنواره‌ها نرفتید! من از زبان خود آقای بهشتی شنیدم که ما ریلی را در سینمای ایران گذاشتیم که هنوز آن ریل ادامه دارد. آن ریل چیست؟ این ریل همان سینمای جشنواره‌ای بی‌هویتی است که تنها یکی، دو فیلم خوب در آن دیده می‌شود. و این جریانی است که از سال‌های سال قبل توسط فارابی و شما بنیاد نهاده شد.» اما گلمکانی صحبت از عشق کرد؛ عشق به سینما و نقد؛ «ما مجله فیلم را با عشق شروع کردیم و با عشق ادامه می‌دهیم. شما در سوره، جیرانی و دوستانش در «گزارش سینما»یا مجله «دنیای تصویر»با خشم و نفرت علیه مجله فیلم کارتان را شروع کردید. ما با وجودی که شما می‌گویید ناسالم بوده‌ایم و...، اما بر جریان نقد در سینمای ایران اثرگذار بوده ایم. شما چه تاثیری گذاشته‌اید؟»

سوالی که به دلیل کمبود وقت بی‌پاسخ ماند. هر چند که پاسخ آن برای همه کسانی که سینمای ایران را با علاقه دنبال می‌کنند بسیار روشن و مبرهن است.