موگلی دیزنی‌ها به یادماندنی نبود

کمپانی دیزنی چند سالی است که به ساخت فیلم‌های با اقتباس از انیمیشن‌های معروف و قدیمی‌اش روی آورده است. البته بسیاری از آنان با استقبال مخاطبان، به خصوص بزرگسالانی که این انیمیشن‌های سینمایی را در کودکی دوست داشته‌اند رو‌به‌رو شدند. اقتباس‌هایی از انیمیشن‌هایی همچون «زیبای خفته»، «سیندرلا»، «سفید برفی و هفت کوتوله»، «دیو و دلبر»، «آلیس در سرزمین عجایب». اما فیلم«کتاب جنگل» یکی از سری فیلم‌های جدید دیزنی است که به تازگی به اکران درآمده است. فیلمی که در مقایسه با هزینه تولید 175 میلیون دلاری توانست همچون نسخه انیمیشنی‌اش به فروش بالایی دست پیدا کند و با فروش 959 میلیون دلاری کمپانی دیزنی را که مدتی به ورطه تکرار و کمبود بودجه رسیده بود را از رکود خارج کند.

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
موگلی دیزنی‌ها به یادماندنی نبود
نوآوران -

   «کتاب جنگل» الهامی از رویاهای کودکانه نویسنده هندوستانی تبار

«کتاب جنگل» رمانی مصور برای کودکان است که رودیارد کیپلینگ، نویسنده انگلیسی برنده جایزه نوبل ادبیات آن را در سال 1894 نوشته است. البته این کتاب دنبال دیگری هم به نام«کتاب دوم جنگل» دارد که تقریبا یک سال پس از انتشار جلد اول کپلینگ تصمیم به انتشار آن می‌گیرد. شخصیت اصلی کتاب جنگل موگلی (Mowgly)، پسری است که در جنگل و میان گرگ‌ها و حیوانات دیگر از جمله میمون‌ها و فیل‌ها پرورش می‌یابد.کیپلینگ را بیشتر به عنوان نویسنده انگلیسی می‌دانند در حالی که او در بمبئی هندوستان متولد شد و تا 6 سالگی در آنجا زندگی کرد. شاید به همین دلیل است که اغلب اتفاقات مجموعه داستان «جنگل» در هندوستان رخ می‌دهد. کیپلینگ نگارش این کتاب را زمانی آغاز کرد که در ورمونت سکونت داشت و زندگی را در آنجا سپری می‌کرد، این داستان‌ها در بین سال‌های ۱۸۹3 تا ۱۸۹4 به صورت پاورقی و اغلب تحت عناوین مختلف در مجله‌ها منتشر می‌شدند. کتاب دوم «جنگل» به پنج داستان جدید درباره موگلی می‌پرداخت.

«Rikki-Tikki-Tavi» یکی از مشهورترین داستان داستان‌های کوتاه کتاب«جنگل» است. رویارد کیپلینگ که کودکی سختی گذرانده و فرزاندنش را در جریان جنگ جهانی اول از دست داده بود، سرانجام در ۴۳ سالگی و در سال ۱۹۰۷ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. (در میان برندگان جایزه نوبل ادبی تا سال ۱۹۹۳ او جوان‌ترین بود. آکادمی سوئد علت انتخاب او را «قدرت مشاهده و تخیل پیشرو و اثر به اوج رسیده مفاهیم و هنر توصیف که وجه بارز آفرینش‌های این نویسنده برجسته است»، ذکر کرد.

         کتاب جنگل، منبع الهامی برای سینما

اما کتاب جنگل منبع الهام بسیاری از انیمیشن‌ها و فیلم‌ها قرار گرفت. اولین فیلم سینمایی براساس این کتاب«فیل پسر» بود که در سال 1937 در انگلستان به کارگردانی رابرت فلاهرتی و زولتن کوردا ساخته شد. این فیلم براساس یکی از داستان‌های کمتر شناخته شده و مشهور کتاب جنگل به نام «Toomai of the Elephants» ساخته شد. سابو، پسر نوجوان هندی است که در یک خانواده فیلبان متولد شده است، آنها نزدیک به چهار نسل است که چنین شغلی دارند. اما او دوست دارد که به یک شکارچی فیل تبدیل شود، در حالی که کار فیل‌بانی به پدرش کمک می‌کند. اما به نظر می‌‌آید این تجربه برای زولتن کوردا، کارگردان مجارستانی کافی نبود چرا که بعد از ساخت دو فیلم دیگر دوباره به سراغ داستان‌های کتاب جنگل آمد و دومین فیلم براساس این کتاب را در سال 1942 با نام «کتاب جنگل» ساخت. این فیلم که با بودجه 250هزار پوندی ساخته شده بود در نهایت به فروش یک میلیون دلار در آمریکا و 86هزار پوند در انگلستان دست یافت. سومین فیلم براساس کتاب جنگل در سال 1994 توسط استیون سامرز کارگردانی شد. هرچند که شرکت والت دیزنی پخش کننده این فیلم بود اما در نهایت با سود اندکی به اکران خودش پایان داد. فیلم چهارم براساس کتاب دوم جنگل در سال 1997 ساخته شد و 346 میلیون دلار فروش داشت. اما در سال 1998 بود که والت دیزنی تصمیم گرفت فیلمی براساس کتاب جنگل بسازد. آنهم در شرایطی که در سال 1967 انیمیشن سینمایی براساس آن تولید کرده بود.

   انیمیشن 4 میلیون دلاری به 208میلیون دلار فروش دست یافت

اما معروف‌ترین نسخه‌ سینمایی که از «کتاب جنگل» ساخته شد و بسیاری داستان موگلی را با آن به خاطر می‌آورند. انیمیشن سینمایی«کتاب جنگل» والت دیزنی بود که در سال 1967 ساخته شد. این فیلم نوزدهمین انیمیشن از سری فیلم‌های والت دیزنی بود که والت دیزنی در طول ساخت این فیلم درگذشت. این فیلم در ایالات متحده آمریکا بیش از ۷۳ میلیون دلار فروش رفت و فروش کلی آن به 208میلیون دلار رسید در حالی که هزینه ساخت آن تنها 4میلیون دلار تمام شده بود. این موفقیت باعث شد که کتاب جنگل ۲ نیز ساخته شود.داستان این انیمیشن از جایی شروع می‌شد که؛ «داستان در باره نوزادی به نام موگلی است که در جنگل‌های هندوستان گم می‌شود ولی پلنگی سیاه به نام باگیلا او را پیدا کرده و از حضور یک بچه آدم شگفت‌زده می‌شود و بی‌درنگ او را پیش گرگ‌ها می‌برد .پدر و مادر گرگی که چند توله دارند موگلی را به فرزندی قبول می‌کنند اما 10 سال بعد جلسه‌ای تشکیل می‌شود و تصمیم به رفتن موگلی از قبیله گرگ‌ها را می‌گیرند چون بعد از سال‌ها شیر خان ببر آدم خوار جنگل دوباره برگشته است و ممکن است موگلی را بخورد باگیلا می‌گوید که جایگاه دهکده آدم‌ها را بلد است و تصمیم دارد او را به آنجا ببرد.موگلی از این کار صرف نظر می‌کند و از آنجا فرار می‌کند خرسی بامزه به نام بالو موگلی را پیدا می‌کند، با او مثل یک پدر رفتار می‌کند و موگلی هم تصمیم می‌گیرد پیش بالو بماند اما باگیلا او و بالو را پیدا کرده و به بالو می‌گوید که او باید پیش هم نوع‌های خود برود. بالو این موضوع را به موگلی می‌گوید ولی باز هم موگلی مخالفت می‌کند. شیر خان که از وجود او با خبر شده تصمیم می‌گیرد موگلی را بخورد اما موگلی با کمک بالو و باگیلا شیر‌خان را فراری می‌دهند و موگلی هم تصمیم می‌گیرد که به دهکده آدم‌ها برود.»

شاید برای همین بود که والت دیزنی هنوز رویای تکرار موفقیت چشمگیر این انیمیشن را داشت و تصمیم گرفت دوباره فیلم«کتاب جنگل» را به شیوه مدرن‌تر بسازد. جان فاورو که بیشتر به خاطر کارگردانی فیلم‌های «مرد آهنی» مشهور است، کارگردانی این فیلم را برعهده گرفت. البته داستان فیلم تغییراتی با نسخه انیمیشنی آن داشت و این‌بار موگلی تصمیم گرفت در کنار حیوانات بماند و به دهکده آدم‌ها نرود. هر چند که این فیلم با بودجه 175 میلیون دلاری ساخته شد و به فروش چشمگیر 961 میلیون دلاری دست یافت اما در نهایت نتوانست گامی جلوتر از نسخه انیمیشنی  آن بردارد.  

        نگاهی به تفاوت‌های فیلم با کتاب

«البته تفاوت‌هایی بین کتاب و نسخه فیلم حاضر وجود دارد مثلا این که «کـآ» یا همان مار داستان، در کتاب از دوستان «موگلی» است، او یک شخصیت آراسته و بااُبهت دارد که همه احترام ویژه‌ای برایش قائل هستند. اما در نسخه‌ انیمیشن، «کآ» نه تنها دوست «موگلی» نیست، بلکه قصد نوش جان کردن‌اش را نیز دارد، در فیلم حاضر، «کآ» نه تنها قصد نوش جان کردن او را دارد، بلکه جنسیت‌اش هم تغییر پیدا کرده و تبدیل به یک زن شده است.»

«اولین تفاوت فاحشی که بین دو اثر وجود دارد، رنگارنگ بودن انیمیشن و سیاه بودن فیلم است. البته منظور ما از سیاه، کلیت فیلم نیست. در فیلم هرازگاهی سکانس‌های شاد می‌بینیم، حیوانات خوش آب ‌و ‌رنگ مشاهده می‌کنیم و با آمدن «بالو» چاشنی طنز خوبی هم داریم، اما کافی نیست. شاید آن سکانس نسخه 1967، که در آن «بالو» و «بگیرا» می‌خواهند «موگلی» را از چنگ «کینگ لوئی» دربیاورند را به یاد داشته باشید. مهم نیست چند سالتان است، آن سکانس به شدت خنده‌دار از کار در آمده. این نوع سکانس‌های طنز موقعیت درجه یک در فیلم وجود ندارند. «جان فاورو» با اینکه هوشمندی به خرج داده و سعی نکرده خیلی فیلم مستقلی تحویل دهد، اما در پایبندی‌اش به نسخه 1967 یک چیز مهم را جا انداخته و آن طنز است. »

        نسخه دیگری از کتاب جنگل  در راه است 

فیلم «کتاب جنگل» یک شاهکار یا فیلم به یادماندنی نیست. این فیلم نمی‌تواند جز نشان دادن جلوه‌های ویژه متفاوت و پیشرفت‌ آنها چیز دیگری را به رخ بکشد. هر چند که در نهایت از نیمه فیلم به بعد تلاش شده تا نسخه متفاوتی از این داستان عرضه شود اما در نهایت آن چیزی که همیشه انیمیشن‌های دیزنی را به انیمیشن‌های دیدنی و ماندگاری تبدیل می‌کند، یعنی تکیه به ارزش‌های انسانی و اخلاقی در این فیلم نمی‌تواند آنچنان قوی یا پررنگ باشد که مخاطبان را تحت تاثیر خود قرار دهد. در‌نهایت پسر جنگل باعث به آتش کشیده شدن بخشی از آن می‌شود و این حیوانات هستند که به کمک او می‌آیند تا اشتباهاتش را پایان ببخشند. هر چند که به‌نظر نمی‌رسد این آخرین نسخه «کتاب جنگل» خواهد بود چرا که کمپانی وارنر در حال ساخت نسخه دیگری است که دو سال دیگر به اکران در خواهد آمد.