بررسی اصطلاح «فیلم‌های جشنواره‌ای»

سینما موفقیت جهانی می خواهد

  1. ۱ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
سینما
نوآوران -

چندی پیش، قرار بود تا در برنامه تلویزیونی «هفت» مناظره‌ای درباره نقد در سینما انجام بگیرد. آنهم تنها به این دلیل که در قسمت قبلی این برنامه گردانندگان مجله «فیلم» به حمایت از فیلم‌های جشنواره‌ای متهم شده بودند. فیلم‌هایی که از نظر منتقد «هفت» مردمی نیستند و فقط برای گرفتن جایزه ساخته می‌شوند. هر چند که این مناظره نیمه‌تمام در نهایت نتوانست به نتیجه‌ای شفاف و روشن برسد اما بازهم «هفت» و اجراکنندگانش دست از سر این اصطلاح برنداشتند و حتی در ادامه فرهادی و فیلم‌هایش هم در این رده قرار گرفتند. البته اصطلاح«فیلم‌های جشنواره‌ای» فقط در برنامه«هفت» نبود که مورد اقبال قرار گرفت، چند روز پیش هم گفت‌وگویی با سید محمد بهشتی در یکی از رسانه‌ها منتشر شد که در آن گفت‌وگو هم بهشتی به اشاعه «فیلم‌های جشنواره‌ای» در دوران مدیریش در بنیاد سینمایی فارابی متهم شده بود. هر چند که سینما در ایران اختراع نشده، اما برخی از ایرانیان علاقمند هستند تا اصطلاحات متفاوتی را برای اولین‌بار در این حوزه به کار بگیرند مانند «فیلم‌های سیاه‌نما»، «سینمای گلخانه‌ای» و «فیلم‌های جشنواره‌ای». اصطلاحاتی که فقط و فقط در سینمای کشور ما مورد استفاده قرار می‌گیرند و معلوم نیست تا چه زمانی برخی با به کار بردن آنها قرار است موفقیت‌های سینمای ایران را زیر سوال ببرند و سینماگران ایرانی را با آن تخریب کنند.

* حضور فیلم‌های ایرانی در هیچ جشنواره ای اتفاق بدی نیست

فرزاد موتمن، کارگردان سینما با تاکید بر این‌که حضور فیلم‌های ایرانی در هیچ‌ جشنواره‌ای نمی‌تواند اتفاق بدی باشد به«نوآوران» می‌گوید: «اما در عین حال جشنواره‌ها مخصوصا دو سه جشنواره مطرح مثل کن و برلین در سال‌های اخیر، منظورم سی سال اخیر است، کارنامه خوبی نداشته‌اند. آنها از مسیر ابتدایی که برایشان ترسیم شده بود خارج شدند. جشنواره‌ها قرار بود که پل ارتباطی میان مردم و فیلم‌هایی باشند که نمی‌توانستند به راحتی با مردم ارتباط بگیرند. اما امروز می‌بینیم که آنها به بیزنس و صنعت تبدیل شده‌اند. به عنوان حرفه‌ای که تنها سودآوری آن مد نظر قرار می‌گیرد.» او ادامه می‌دهد که؛ «در نتیجه حالا دیگر در جشنواره‌ها به فیلم‌های شگفت‌انگیزی همچون سابق برنمی‌خورید. البته کلا مسیر تولیدات سینما به ناکجاآباد رفته و ما دیگر شاهد تولید فیلم‌های خیلی خوب نیستیم. اما بعضی از جشنواره‌ها از این حد هم پای فراتر گذاشتن و تبدیل به شوآفی شده‌اند که حتی اصول اخلاقی و حرفه‌ای را هم زیر پا می‌گذارند. مثلا برای راس مایر، فیلمساز پرونوگرافر بزرگداشت می‌گیرند.»

«نمی‌خواهم بگویم حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی بد است، اصلا! حتی امتیازی هم برای سینمای ما دارد.» این‌ها را موتمن می‌گوید و در ادامه درباره نقش حضور فیلم‌های ایرانی در دیپلماسی بیان می‌کند: «سیاست استفاده از سینما به عنوان ابزار دیپلماسی از دهه 60 و بنیاد سینمایی فارابی شروع شد. از فرستادن فیلم‌های عباس کیارستمی به جشنواره‌های مختلف. اما واقعیت این است تصویری که از ما فیلم‌های اروپایی یا آمریکایی ارائه می‌شود، به نوعی تقصیر خودمان هم هست. بخشی از این تصاویر را ما خودمان به وجود می‌آوریم.» البته موتمن به سینما به عنوان ابزار دیپلماسی نگاه نمی‌کند و معتقد است سینما یک هنر است و هر چقدر ما طبیعی تر رفتار کنیم بهتر می‌توانیم دنیا را با خودمان و افکارمان آشنا کنیم؛ «سینما هنر است و به مانند تلویزیون نیست که فرهنگ ایجاد کند. هر دوی این‌ها دو مقوله متفاوت هستند.»

* مگر ما در المپیادهای جهانی شرکت نمی‌کنیم؟

اما سید محمد بهشتی در گفت‌وگو با «فارس» در خصوص این نوع سینما که به گفته مصاحبه شونده در دوران مدیریت او شکل گرفته است، توضیح می‌دهد که؛ «ما چنین کاری نمی‌کردیم. سینمای ما سینمایی بود که در مقیاس جهانی «حرف» داشت؛ و وقتی حرف برای گفتن داشت باید از موقعیت جهانی استفاده می‌کرد. از سال 1364 حضور بین‌المللی ما آغاز شد. فکر می‌کنم اولین فیلم «جاده‌های سرد» بود. شما از عوامل سازنده آن جویا شوید آیا فکر می‌کردند که جشنواره‌ای این فیلم را بپذیرد و نمایش بدهد؟ اما سینمای ما استعداد گفتن حرف در مقیاس جهانی داشت و طبیعی بود که از این فرصت باید استفاده می‌کردیم. مگر ما از ورزش در موقعیت جهانی استفاده نمی‌کنیم؛ یا در المپیادهای جهانی این کار را نمی‌کنیم؟ ما این کار را صرفا برای موقعیت‌های جهانی انجام نمی‌دهیم افراد را پرورش می‌دهیم تا ظرفیت‌هایشان به درستی آشکار و در نهایت در موقعیت‌های مناسب قرار بگیرند.»

*همه جشنواره‌ها با یک سیاست و قوانین به جلو نمی‌روند

مهرزاد دانش، منتقد سینما در رابطه با اصطلاح«فیلم‌های جشنواره‌ای» به «نوآوران» می‌گوید: «جشنواره‌ها در همه جای دنیا کارکرد دارند و سعی می‌کنند فیلم‌هایی را انتخاب کنند که متفاوت‌تر از جریان اصلی سینما هستند. گاهی دنبال مضامین متفاوت هستند و گاهی به دنبال فرم‌های متفاوت. اما در هر صورت بیشتر از آن که به دنبال فیلم‌هایی باشند که در بازار عمومی و در برخورد با مخاطب عام مورد استقبال قرار می‌گیرد، به دنبال فیلم‌هایی با سبک، سیاق و ساختار متفاوت‌تر هستند.» او ادامه می‌دهد که؛ «از کشور ما فیلم‌هایی در بعضی از کشورها شرکت می‌کند به این موضوع نه باید به شکل بدبینانه‌ای نگاه کرد و نه خوشبینانه. به نظرم اصل موضوع را بیش از حد بزرگ می‌کنند چه از بعد منفی و چه بعد مثبت. این اتفاقی نیست که فقط برای کشور ما بیافتد و نمی‌توانیم بگویم این همه جشنواره همه به یک شکل عمل می‌کنند.»

آنطور که دانش می‌گوید بیشتر کسانی که به دنبال چنین تحلیل‌هایی هستند، منتقد سینمایی یا تحلیل‌گر سینمایی نیستند؛ «آنها بیشتر اهل سیاست هستند و سینما برایشان بهانه‌ایست تا اهداف سیاسی خودشان را به سرانجام برسانند. اصلا صحبت‌هایی که در این‌باره می‌کنند هم صحبت‌های عمیق و ریشه‌داری نیست.» او تاکید می‌کند: «از طرف دیگر اصطلاح «سینمای جشنواره‌ای» فی‌نفسه غلط است. چون سیاست جشنواره‌های مختلف با هم متفاوت است؛ کن، ونیز، برلین و... هر کدام سیاست‌های مشخصی دارند. «فیلم‌های جشنواره‌ای» یعنی چه؟ از این عبارت کلی دنبال چه چیزی هستند؟ این قطبی‌سازی و اصطلاح سینمای جشنواره‌ای از اصطلاحات کاذبی است که در ادبیات و کشور ما در آمیخته با کانسبت‌های سیاسی معنی پیدا می‌کند. در حالی که در سینمای دنیا چنین ادبیاتی کارکرد ندارد. بعضی فیلم‌ها برنده می‌شوند و بعضی نمی‌شوند. مساله عجیب و غریبی نیست که بخواهیم چنین پیچیده به آن نگاه کنیم.»

دانش درباره کارکرد جشنواره‌ها در دیپلماسی فرهنگی ایران هم نظر متفاوتی دارد؛ « هنر سینما در بین همه هنرهایی که بعد از انقلاب شکل گرفت یا ادامه حیات داد، جلوتر بود. ما بسیار جلوتر از دیگر محصولات فرهنگی توانستیم فیلم‌هایمان را صادر کنیم و این صدور کردن و معرفی از طریق همین جشنواره‌ها اتفاق افتاد. اگر فیلم‌های ما نمی‌توانستند در جشنواره‌های خارجی حضور پیدا کنند یا موفقیتی کسب کنند، در این محدوده مرزی باقی می‌ماندند. بنابراین فکر می‌کنم برخلاف جریان‌سازی‌ها این اتفاق مثبت بوده و نتیجه مثبتی برایمان داشته است.» به گفته او ما فیلم‌هایمان را به تناسب ذائقه به هر جشنواره‌ای می‌فرستیم؛ «جشنواره‌ای هست که ملودارم بیشتر می‌پسندند مثل پیونگ یانگ و جشنواره‌ای هم هست مثل کن که فیلم‌های هنری‌تر را ترجیح می‌دهد. به هر حال حضور در جشنواره‌ها یک قدم رو به جلو برای معرفی فرهنگ، هنر، معیشت، سبک زندگی و ... ماست. حتی این فیلم‌هایی که برخی آنها را «سیاه‌نما» می‌خوانند هم وقتی در چنین جشنواره‌هایی به نمایش در می‌آید می‌تواند تصویر درست‌تری از ما ارائه دهد. همین فیلم‌ها می‌توانند بیانگر زندگی ما باشند، تصویری از زندگی ما، از تهران و ایران نشان دهند. برخی فکر می‌کنند ما هنوز سوار شتر می‌شویم. بنابراین این فیلم‌ها می‌توانند ذهنیت کلیشه‌ای آنها را تغییر دهند.»


*بخشی از مناظره فراستی و گلمکانی بر سر«سینمای جشنواره‌ای»

اما در برنامه‌ای که مسعود فراستی و هوشنگ گلمکانی در مقابل هم در برنامه تلویزیونی «هفت» نشستند تا درباره نقد سینمایی مناظره کنند هم بحثی پیرامون «سینمای جشنواره‌ای» شکل گرفت:

فراستی گفت: در آن مقاله چنین آمده که از برخی فیلم های ضعیف نخواهیم نوشت و برخی فیلم ها را بیشتر تقویت خواهیم کرد. یکی از دو خط گذار سینمای جشنواره ای مجله «فیلم» است و دیگری آقای بهشتی است. دفاع کننده اصلی از محسن مخملباف و فیلم ساختن برای او که خودت ساختی و تو بورس کردن سینمای روشنفکری و ... همگی سیری است که در مجله فیلم پیگیری شد.

منتقد «هفت» خطاب به گلمکانی بیان داشت: در بخشی از «ندامتنامه» نوشته ای "یک اتهام را تکذیب نمی کنیم که انتقادها درباره چند فیلم آرام تر است و نقاط منفی آنها را ضعیفتر و نقاط قوت آن را پررنگ تر می بینیم!

فراستی ادامه داد: همان زمان که شما از مخملباف تعریف می کردید و برای او فیلم می ساختید، من علیه او در مجله «سروش» نقد می نوشتم! شما با این توجیه که با یک نقد مجله را تعطیل نکنیم خط سینمای جشنواره ای و روشنفکری را دنبال کردید. کیارستمی محصول مجله فیلم و فارابی و مخملباف محصول مجله فیلم و حوزه هنریست!

گلمکانی در پاسخ به فراستی گفت: ما شیوه فیلمسازی جشنواره ای را نهادینه نکردیم، این اتفاقی بود که در حال رخ دادن بود. به هر حال این بود که ما طرفدار سینمای فرهنگی بودیم و هستیم. و فیلم های فرهنگی هستند که به جشنواره های خارجی می روند نه فیلم های تجاری! به هر حال محل ارزیابی فنی فیلم ها کجاست؟ یکی نقد است و یکی جشنواره ها!

فراستی در ادامه بیان داشت: جشنواره ها در دوره ای کلاس و پرستیژ داشتند و منتقدان در راس آن بودند. اما بعد از مدتی تاجران و سیاست مداران بر سر جشنواره ها نشستند و گاها به دنبال تصویر بدبخت ماقبل تمدن از ایران بودند. نامه مدیر جشنواره را به یاد بیاور که گفت ما نمیخواهیم ایرانی متمدن با اتوبان را برای ما نشان دهد، میخواهیم ایران عقب افتاده را برای ما بیاورید. این مجموعه ی تصویری است که از ایران نشان دادند.

گلمکانی پاسخ داد: ما تنها منعکس کننده بودیم.

فراستی با بیان آنکه من یک پرونده 20 صفحه ای از مجله «فیلم» سراغ دارم ادامه داد: این پرونده به جشنواره های خارجی اختصاص داده شده است.


در ادامه گلمکانی با اعتراف به نیت منفی جشنواره های خارجی گفت: من خودم معتقدم که غربی ها دوست دارند شرق را به همان شکل که طی سال ها به آنها القا شده، ببیند. من با این نظر تو موافقم!

فراستی نهایتا بیان داشت: این همان نظر من است اما شما یک نظر منفی درباره این جشنواره ها نرفتید! من از زبان خود آقای بهشتی شنیدم که ما ریلی را در سینمای ایران گذاشتیم که هنوز آن ریل ادامه دارد. آن ریل چیست؟ این ریل همان سینمای جشنواره ای بی هویتی است که تنها یکی دو فیلم خوب در آن دیده می شود. و این جریانی است که از سال های سال قبل توسط فارابی و شما بنیاد نهاده شد.

*من فیلمساز جشنواره‌ای هستم و برای جشنواره‌ها فیلم می سازم

ابوالفضل جلیلی از آن دسته کارگردانانی است که تاکنون نتوانسته فیلم‌هایش را به اکران دربیاورد اما در جشنواره‌های متعدد خارجی حضور داشته، او درباره «فیلم‌های جشنواره‌ای» به «نوآوران» می‌گوید: «بله، اینطور هم هست که فیلم‌هایی صرفا برای جشنواره ساخته شوند. اما مثل این می‌ماند که بگوییم قدرت فقط برای استثمار وجود دارد. در حالی که اینطور نیست و گاهی قدرت برای نجات جان مستضعفان به کار گرفته می‌شود و گاهی هم برای کشت و کشتار.» اما به زعم او هر فیلمی به جشنواره‌های خارجی راه پیدا نمی‌کند؛ «باید ببینیم چه فیلم‌هایی به جشنواره‌ها می‌روند یا انتخاب می‌شوند؟! صرفا فیلم‌هایی که با نگاه به جشنواره‌های خارجی ساخته شده‌اند؟! نه اصلا اینطور نیست. فیلم‌هایی به این جشنواره‌ها می‌روند یا انتخاب می‌شوند که مسائل جهانی را مطرح می‌کنند. نه مساله یک شخص خاص یا جامعه کوچکی را. آنهم در شرایطی که آن را خوب ساخته باشند.» بنابراین حتی اگر فیلمسازی با هدف حضور در این جشنواره‌ها مساله جهانی را مطرح کند، نمی‌شود مطمئن بود که فیلمش مورد قبول واقع شود؛ «چرا که همه شرایط این نیست. کیفیت هم مهم است. خلاقیت هم مهم است. البته از این دست فیلمسازان وجود دارند. اما نمی‌شود به خاطر آنها برای همه فیلم‌هایی که در جشنواره‌ها حضور پیدا می‌کنند یک حکم صادر کرد.»

جلیلی خودش را فیلمساز جشنواره‌ای معرفی می‌کند؛ «بله، من فیلمساز جشنواره‌ای هستم و برای جشنواره‌ها فیلم می‌سازم. چون در کشورم به من مجوز اکران فیلم‌هایم را نمی‌دهند. بنابراین برای ارائه فکر و اندیشه‌ام مجبور هستم به جشنواره‌های خارجی فکر کنم. با این حال هیچ‌وقت به کشورم یا مردمم در فیلم‌هایم خیانت نکردم. بلکه آنها را برای اصلاح بیشتر جامعه‌ام ساختم. مثلا به «حافظ» پرداختم. حافظ موضوعی سیاسی نیست و در هر جلسه نمایش فیلم«حافظ» ده دقیقه یک حافظ شناس درباره این شاعر صحبت می‌کرد. بنابراین نمی‌توانیم اصطلاح فیلمساز یا فیلم جشنواره‌ای را نسبت به آن به کار ببریم.»او تاکید می‌کند که؛ «ما ملت مسلمانی هستیم که متاسفانه به جای آنکه جزو برترین‌ها باشیم، جزو عجایب و غرایب هستیم. هرکس فقط خودش را می‌بیند. اسکار تا لحظه‌ای مهم است که فیلم ما را می‌پذیرد اما اگر فیلم ما را نپذیرفت بد می‌شود. با وجود این که 38 سال از انقلاب گذشته، من باید برای 38 هزارمین بار در خصوص چنین مسائلی حرف بزنم.»

اما در خصوص تاثیر حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی بر دیپلماسی فرهنگی ایران، جلیلی که با نتایج آن از نزدیک دست و پنجه نرم کرده می‌گوید:‌ «چون بسیاری از مردم ما بیرون از کشور نرفتند و با مردم دنیا برخورد نداشتند، بسیاری از مردم دنیا آنها را نمی‌شناسند. در بسیاری از کشورهایی که به آنها سفر کردم وقتی نظر مردم را در مورد ایران می‌پرسیدم، الا ما را نمی‌شناختند. می‌پرسیدند شما عرب هستید؟ می‌گفتیم نه. تا این‌که به آنها می‌گفتیم ما مردمی از سرزمین پارس هستیم و آن موقع بود که ما را می‌شناختند و تمام قد به ما احترام می‌گذاشتند. می‌گفتند ما شما را می‌شناسیم شما مردم بزرگی هستید. آنها ما را با کوروش، داریوش، پاسارگاد و هخامنشیان می‌شناختند. اگر ما در مورد این شخصیت‌های تاریخی فیلم بسازیم برایمان تبلیغ فرهنگی می‌شود.»

او در ادامه به خاطره‌ای در سفر خارج از کشور اشاره کرد؛ «زمانی به اسکاندیناوی رفته بودم و مستندی در آنجا می‌ساختم و از مردم درباره ایران می‌پرسیدم. 80 درصد مردم ما را نمی‌شناختند. اما نسل جوان بهتر بودند و آنها ایران را می‌شناختند. وقتی از آنها می‌پرسیدم چطور کشور ما را می‌شناسند می‌گفتند از طریق سینما و فوتبال. بنابراین هر حرکت بین‌المللی درستی می‌تواند به نفع ما باشد. زمانی که فیلم اصغر فرهادی اسکار گرفت، فقط برای خودش اتفاق مهمی نیافتاد. بلکه روی ایران هم تاثیر گذاشت و نام کشور ما را مطرح کرد. آنهایی که فکر می‌کردند ایرانیان عقب افتاده وتروریست هستند، دیدند که فیلمی از کشور ما جایزه گرفته است.» جلیلی هدف آنهایی که با اصطلاح «فیلم‌های جشنواره‌ای» به فیلم‌های موفق حمله می‌کنند را در دو بخش توصیف می‌کند؛ «کسانی که زیاد حمله می‌کنند، یا فیلم‌های خودشان در جشنواره‌ها موفق نبوده و به خاطر بخل و حسد این کار را می‌کنند. یا برای بازار گرمی. به خاطر این‌که در این جاروجنجال مهم تر از فکر و اندیشه است.»

*سینمای جشنواره ای را نمی‌پسندم

تینا پاکروان، کارگردان و تهیه‌کننده سینما اعتقادی به «سینمای جشنواره‌ای» ندارد؛ «فیلم‌هایی که الزاما برای حضور در جشنواره ساخته شوند، مورد پسند من نیستند. هر چند که اگر فیلمی در جشنواره‌ای موفق شود موجب خشنودی ماست. مشکل این است که اگر فیلمی با چنین نگاهی ساخته شود، مخاطب فیلم به مخاطبان چند جشنواره محدود می‌شود.» آنطور که او می‌گوید همیشه برای مردم کشورش فیلم ساخته و دوست دارد در خارج از کشور هم فیلمش بیشتر اکران شود تا در جشنواره‌ها حاضر شود؛ «هرچند که کسی از جایزه گرفتن بدش نمی‌آید.» پاکروان همچنین تاکید می‌کند که؛ «سینمای ما، سینمای شناخته شده ایست. بعد از حضور فیلم‌های عباس کیارستمی، امیر نادری و بسیاری از اساتید سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی دیگر سینمای ایران شناخته شده و مطرح است. این موضوع باعث شده تا نگاه‌ها به کشور ایران و فرهنگ ما تغییر کند. هرچند امروز که ما در اینباره حرف می‌زنیم اینترنت وجود دارد و همه می‌توانند با یک جست‌وجو همه چیز را درباره ایران بفهمند. البته ما نمی‌توانیم نقش سینما را به عنوان برشی از فرهنگ که به شناخت بیشتر جغرافیای ایران کمک می‌کند، انکار کنیم. لحاظ دیپلماسی سینما واقعا مفید است.»

هر چند که سینماگران ما چنین دیدگاه‌هایی در خصوص جشنواره‌ها دارند اما به نظر می‌رسد عده ای چون نمی‌توانند جشنوارههای خارجی را به تبعیت از اهداف سیاسی یا سلیقه‌ای خود وادار کنند سعی در تخریب آنها دارند. در حالی که فیلمسازانی که در این جشنواره‌ها موفقیت کسب می‌کنند از همین مرز و بوم هستند. ناگفته نماند که وقتی فیلمی در جشنواره‌ای موفقیت کسب می‌کند نام آن بیشتر از گذشته مطرح می‌شوند و مردم به همین دلیل علاقمند می شوند تا این فیلم را تماشا کنند. بنابراین نمی‌توانیم فیلم‌هایی که در جشنواره‌ها موفق می‌شوند را از مخاطبان عام جدا کنیم. در بسیاری از مواقع حضور در این جشنواره‌ها نقش تبلیغاتی دارد و در ادامه انگیزه بیشتری به سازندگان می‌دهد تا کیفیت ساخت فیلم را بالا ببرند. شاید اگر منتقدان به چنین وجوه مثبتی بیشتر توجه می‌کردند، به جای انتقاد از شرایط، سعی می‌کردند فیلمهای در خورتر و با ارزش تری بسازند که همه مردم دنیا را ترغیب به تشویق و تماشای آن کند.