غلامرضا آزادی در گفت‌وگو با نوآوران:

«قبیله من» برداشت آزادی از فیلم«سینما پارادیزو» است

آزادی در گفت‌و‌گو با نوآوران درباره انگیزه ساخت فیلم «سینما پارادیزو» صحبت کرد. او گفت: « این فیلم یک فتورمان است.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
غلامرضا آزادی
نوآوران -

 در واقع این کار تصویرگر صفا و صمیمتی بوده که حالا کمتر از گذشته آن را بین مردم می‌بینیم. فیلم‌های سینمای ما اغلب به مسائل روز می‌پردازند. اما سینما یک وجه دیگر هم دارد و آن هم نشان دادن فرهنگ کهن غنی جامعه ایرانی و بازنمایی آن است».

این فیلمبردار باسابقه سینما در ادامه افزود: «این سال‌ها سینما پر شده از معتاد و متجاوز و خیانت‌کار؛ در صورتی که همه ایرانی‌ها این‌طور نیستند. یک‌طوری این سال‌ها فرهنگ ایرانی را به تصویر کشیده‌اند که انگار همه آن‌ها در یک محله کثیف زندگی می‌کنند. بخش اعظم سینما رویاپردازی است و بعدش هم شناخت فرهنگ‌های مختلف و استفاده از آن. آنقدر در این سال‌ها فیلم سیاه و سیانما ساخته شده که فکر می‌کنم چند سال دیگر اگر بخواهیم تاریخ سینما را مرور کنیم، با یک تاریخ سیاه مواجه می‌شویم.

آزادی درباره واکنش ایرانیان خارج از کشور بعد از دیدن فیلم هم، گفت: «وقتی فیلم را خارج از کشور نمایش دادیم بازخوردهای خیلی خوبی گرفتیم. دلیل اصلی‌اش این است که آن‌ها بیشتر از ما در گذشته و با گذشته زندگی می‌کنند و نسبت به فرهنگ و هنر ایرانی احساسی متفاوت‌تَر از آن چه ما داریم، در آن‌ها وجود دارد.»

وی همچنین درباره استفاده از بافت قدیمی شهر اصفهان برای فیلمبرداری گفت: حقیقتش این است که زیبایی این فیلم خیلی به بافت ارتباطی ندارد. مسئله اینجاست که سینما مبحثی دارد به اسم زیبایی‌شناسی که متعلق به صمیمیت و عاطفه آدم‌هاست. البته افسوس نبود آن بافت قدیمی و زیبایِ شهر هم در فیلم وجود دارد. من از یکی بود یکی نبود شروع کردم و همین نکات و افسوس‌ها را در فیلم گفتم. همان طور که میدانید اصفهان و دیگر شهرهای بزرگ و هنری جهان مثل فلورانس و پاریس و دیگر شهرها با همدیگر «خواهرخوانده» هستند و این یعنی تعمیر و نگهداری این شهر به عهده یونسکو است.

او در ادامه گفت: ما به آثار تاریخی خودمان اهمیتی نمی‌دهیم و رویش یادگاری می‌نویسیم. شهراصفهان یک جای توریستی و محل رفت‌و‌آمد خارجی‌ها و البته خوشبختانه هنوز بافت تاریخ خودش را نگه داشته است. با این حال ما با همین دغدغه سراغ قصه‌ای رفتیم که این بستر  وجود داشته باشد. از این دیدگاه آقای آزادی فیلم ماندگاری ساخته است. این فیلم در ژانر« اتوبیوگرافیک» ساخته شده و به نوعی زندگی و دغدغه‌های آقای آزادی تصویر می‌کند.»

آزادی درباره فیلم‌برداری و استفاده از نگاتیو و مشکلات چاپ و اسکن فیلم، صحبت کرد: « قبیله من تقریباً آخرین فیلمی بود با نگاتیو و دوریبن ۳۵ساخته شد. این فیلم متعلق به بخش خصوصی است و از هیچ رانت و پول مفت دولتی هم استفاه نکردیم. پشت صحنه همه از دانشجویان من بودند و فیلمبردار هم پسر من. این فیلم تِز پایان‌نامه پسرم من بود که در فرانسه درس می‌خواند. بازیگرانی که دیدید هم هر کدام برای اولین بار بود جلوی دوربین حاضر می‌شوند و قبلا تئاتر می‌کردند. در واقع قبیله من خیلی قبیله‌ای ساخته شد.

وی درپاسخ به این سوال که فکر نمی‌کنید دوبله باعث ضربه زدن به فیلم شده، گفت: «صداهای اضافه‌ای که سر صحنه داشتیم باعث شد کار را دوبله کنیم. از طرف دیگر فکر می‌کنم ادبیات دیالوگ‌ها ظاهرا کمی برای دوستان نامتعارف جلوه کرده؛ دلیلش این است که اغلب فیلم‌های سینمای ایران گرامر درستی ندارند. غلط‌های دستوری زیادی درشان دیده می‌شوند و فکر می‌کنم دوبله این کار کمی گوش مخاطب را نسبت به آن چیزی که می‌شنود حساس کرده است.»

آزادی در ادامه افزود: ولی در مورد این‌که می‌گویید برخی صحنه‌ها دوبله ناسینک بوده، برمی‌گردد به اتفاق ناگهانی که ما درگیرش شدیم. محل استودیویی که داشتیم فیلم‌مان را درش صداگذاری می‌کردیم متعلق به یک نهاد دولتی بود آن‌ها دنبال تصاحب کردنش بودند و جالب اینجاست که اصلاً مهلت نمی‌دادند و با سر و صدا و عجله داشتند وسائل را یکی یکی بیرون می‌بردند. ما هم وقت زیادی نداشتیم و باید هر چه زودتر این کار را می‌کردیم.

وی همچنین درباره لهجه اصفهانی و در پاسخ  به این سوال که چرا رنگ‌ها در فیلم تغییر می‌کند و گاهی حس تماشاگر را به هم می‌ریزد، گفت: «قرار بود تمام گذشته این فیلم«سِپیا» شود؛ نوعی فیلتر که رنگ تنباکویی دارد. بعد دیدم همه این فیلم در گذشته رخ می‌دهد. الان داریم سعی می‌کنیم همه فیلم را سِپیا کنیم. درباره لهجه باید بگویم اصفهانی دیگر برایم جذابیتی ندارد. از طرف دیگر کار با لهجه کمی دردسر دارد. خودتان دارید واکنش‌ها را نسبت به استفاده از فلان لهجه و اتفاقات دیگر را مشاهده می‌کنید. من نمی‌خواستم خودم را به این دردسر بیندازم.

در خلاصه داستان «قبیله من» آمده است که زندگی مثل یک فیلمه، کوتاه و بلندش فرقی نمی‌کنه اما برای همه آدم‌ها از یه جایی شروع می‎شه و یک روزدیگه که اصلاً منتظرش نبودیم ناگهان تموم می‎شه، ما مجبوریم به تماشا...


خبرنگار: مسعود احمدی