واکنش رخشان بنی‌اعتماد به مرگ دلخراش «آتنا»

رخشان بنی‌اعتماد در واکنش به مرگ دلخراش «آتنا»،نوشتاری را منتشر کرد.

  1. ۱ هفته،۱ روز قبل
  2. ۰
رخشان
نوآوران -

در نوشتار این کارگردان سینما با عنوان "وا مصیبتا بر جامعه‌ای که "عصب سوخته"  شود! آورده است:«سالها پیش به عیادت زن جوانی که خودسوزی کرده بود رفتم . شدت جراحت‌اش بسیار بالا بود. شوکه شدم از صورت خندان و بی‌نشان از هیچ دردش که تنها بخش پانسمان نشده همه بدن سوخته او بود.


به راحتی حرف می‌زد و انگار می‌خواست به زبان بی‌زبانی به من بفهماند که خوشحال است از این که تلاش‌اش برای خودکشی بی اثر مانده و زنده است.


خوش باورانه به دکتر معالج‌اش گفتم که چه معجزه‌ای! حالش که خوب است و درد ندارد. جواب دقیق تخصصی دکتر به یادم نیست ولی  واژه " عصب سوخته " از لابلای حرف‌هاش هرگز از یادم نرفت چون دو روز بعد زن جوان مُرد ...


جامعه ما " عصب سوخته" شده ، زخمی و زخم خورده از دردهایی که تا عمق استخوان و رگ و پِی‌های‌مان را به آتش کشیده،اما انگار نباید همچنان واقعیت را باور کنیم.

باور کنیم که جامعه نیاز جدی و عاجل به آسیب شناسی اجتماعی دارد.

باور کنیم که زیر نقاب دروغین اخلاق بر ظاهر جامعه، چه تعفنی از امیال سرکوب شده و جواب نگرفته غلیان می‌کند.

باور کنیم که نادیده گرفتن نیازها و نبود امکان برای تخلیه فشار غرایز طبیعی می‌تواند هر انسان کم ظرفیتی را به هیولای دریده و افسار گسیختهای مبدل کند.

باور کنیم آموزش‌های هشدار دهنده از سنین کودکی یک ضرورت است و  تا حد بسیار زیادی می‌تواند این طفل معصومان را از خطر آزار نه فقط منحرفان جنسی ، حتا محارم خود محافظت کند.

باور کنیم سیستم آموزشی مطیع پرور و فرمانبردار استقلال شخصیتی و  " نه " گفتن را از کودکان ما گرفته است .

باور کنیم که سرپوش گذاشتن بر واقعیت‌های هولناک هر روزه و تکرار شونده در جامعه  و ماله کشیدن بر حفره‌های عمیق موجود،نیاز به جراحی‌های جدی  برای راهکارهای عاجل دارد.


واقعیت است که همه ما " عصب سوخته " شده‌ایم . از تکرار مصیبت‌های مکرر و مکرر ...

و نه بی قیدی و بی دردی .

جواب نگرفته از چرایی یک فاجعه ، مصیبتی دیگر بر سرمان هوار میشود . بی دلیل نیست که اجازه تجمع برای عمومی کردن هیچ اعتراضی صادر نمی‌شود ، چون برای گرفتن جواب سوال‌های بی شمار سالها باید به تحصن بنشینیم.

تا زمانی که به مصداق اسم هوشمندانه فیلم  پوران درخشنده، "هیس، دخترها فریاد نمی زنند " و اثبات این واقعیت که " هیس،پسرها هم نباید فریاد بزنند " و " هیس ،  فریاد که هیچ ، هیچکس حق طرح سوال ، حق اعتراض ، حق آموزش مراقبت‌های دفاعی لازم  به بچه‌های در معرض آسیب، باسونامی غرایز فرو خفته و سرکوب شده کمین گرفته در هر کوچه ، پس کوچه‌ای را ندارد ".


(هیس ، موضوعات کوچکی مثل " آتنا " را بزرگ و سیاه نمایی نکنید ، کارهای بزرگ‌تر فرهنگی مثل لغو مجوز کنسرت و توقیف فیلم‌های سینمایی و پایین آوردن دیش‌های ماهواره و ...).