وزیر سابق ارشاد دولت احمدی نژاد هم منتقد شده است!

او حافظه ی تاریخی ندارد

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
او حافظه ی تاریخی ندارد
نوآوران -

مهدی وزیربانی- حوزه ی فرهنگ و سیاستهای همیشه عجیب و غریبش را نمی توان در یک قاب متعادل دنبال کرد، خصوصا در کالبد سیاست بازی که همیشه حافظه ی تاریخی آدمهای حاضر در آن دچار سونامی فراموشی می شود. اینها را گفتم تا به این موضوع برسم که چندی پیش روی خروجی خبرگزاری فیلم نت نیوز آمد که  سید محمد حسینی وزیر ارشاد سابق در دولت محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوالی درخصوص درگذشت حبیب محبیان که در دولت دهم و وزارت او به ایران آمده بود، گفته است : « در آن زمان برای فعالیت ایشان درخواستی مطرح شد، ولی خیلی جدی نبود. با این حال ما بررسی کار حبیب را به دوستان هنری دفتر موسیقی واگذار کردیم تا بر اساس معیارهایی که هست همکاری های لازم انجام بشود. ولی اینکه در این مدت و در دوره جدید هم به ایشان مجوزی داده نشد باید از خود این دوستان سوال شود.» وزیر اسبق ارشاد که شهر را خالی از سکنه فرض کرده است در ادمه کمی پا را فراتر می گذارد  و در پاسخ به این سوال که شما موافق بازگشت حبیب به ایران بودید؟ می فرمایند : « هر ایرانی که به ایران برگردد خوب است و باید از بازگشتش استقبال کرد، ولی میدانید که همیشه فضا سازی هایی می شود. مثلا در مورد یکی از فیلم هایی که قرار بود ساخته شود قبل از اینکه فیلم ساخته شود فراوان هیاهو و جنجال درست شد و قضاوتهای زودهنگام صورت گرفت و هجمه هایی عجیب ترتیب داده شد…»

این کلمات از سوی وزیری مطرح می شود که اگر کمی به گذشته ی کاری او فلش بک بزنیم با موارد بسیار تاسف باری مواجه می شویم که بیشتر اهالی ادبیات از آن اطلاع دارند، ایشان باید کمی آینه ی جلوی فرمانش را تنظیم کند و به جاده ی ناهموار و مملو از چاله های عمیقی که از خود باقی گذاشته است توجه کند. دوران وزارت ایشان از سوی تمامی هنرمندان مستقل دوران افول ادبیات و هنر ایران قلمداد می شود. اینکه حبیب محبیان چگونه وارد ایران شد و در شرایط بسیار حساس اتفاقات سال 88 ایشان و دولت وقت به طور ناجوانمردانه ای از او استفاده ی تبلیغاتی کردند جای بحث بسیار دارد  و  حبیب محبیان که من به عنوان یکی از منتقدان سرسختش در نوع همنشینی با اشخاصی چون اسفندیار رحیم مشایی قرار دارم با کمال بی مهری پس از استفاده ی ابزاری از او مواجه شد و کارش به انزوا کشید و و نوع مرگش گویای همه چیز است. می خواهم بدانم وقتی در دوره ی صدرات سید محمود حسینی تندروها علیه حبیب موضع گرفتند و به او از تمام تریبون های نزدیک به دولت وقت تاختند این وزیر به ظاهر کار بلد آقای احمدی نژراد زبانش را کجا جا گذاشته بود و در کدام قفا پنهانش کرده بود. جناب وزیری که حتا با تشییع پیکر علیشاه مولوی بصورت آرام در خانه ی هنرمندان موافقت نکرد و او غریبانه در خیابان مقابل خانه ی هنرمندان  تشییع شد و در بهشت زهرا با بدرقه ی اهالی هنر آرام گرفت کجای ماجرا بود؟ مرگ جاوید جهانشاهی مترجم که حتا ایشان به خودشان زحمت ندادند درخواست تدفین او در قطعه ی هنرمندان را بررسی کنند! البته دور بودن ایشان از مسائل هنری و جامعه ی هنری و شناخت نداشتن ایشان از ادبیات و هنر پاسخ این قضایاست که خودشان هم به آن معترفند.  سید محمد حسینی لابد فراموش کرده است که قاسم هاشمی نژاد را در دوران سخت درمان سرطان تنها گذاشت و او با پیشرفت بیماری و عدم کفایت دستگاه فرهنگ تحت امر سید محمد حسینی چندی پیش چشم از جهان فرو بست و اگر نبود حمایت های سید محمود دعایی و سیدعلی میرفتاح و احمد مسجد جامعی حتا قاسم هاشمی نژاد فراموش می کرد که یک نویسنده ی بزرگ در تاریخ ادبیات ما بوده است. پرونده ی وزیری که اگر بخواهیم به تک تک حماسه های اینچنینش در دوران وزارت بپردازم یک ویژه نامه چند صفحه ای می طلبد. جناب وزیر محترم ارشاد سابق لطفا این نکته را فراموش نکنید که وقتی یک هنرمند از جهان می رود در واقع مهم نیست که کجا دفنش می کنند و این خواسته که کجا دفن شود در واقع خواستگاه کسانی است که هنوز زنده اند و برای آن هنرمند نهایت احترام را قائلند اما یادتان باشد شما در دوران وزارتتان بیش از هزارن عنوان کتاب و نویسنده ی زنده را دفن کردید و با لغو مجوز چاپ بسیاری از آثار و ممنوع القم و ممنوع التصویر و ممنوع الفعالیت کردن بسیاری از هنرمندان تاریخ سیاهی در حوزه ی فرهنگ ایران از خود به یادگار گذاشتید که با تاریخ سیاسی مغولها در ایران برابری می کند. حضرت محمد ( ص ) می فرمایند: « تنها کسانی می توانند دیگران را قضاوت کنند که گناهکار نباشند ».