گفت وگو با اشکان رهگذر کارگردان انیمیشن «آخرین داستان»

انیمیشن امنیت شغلی ندارد

از یک زیرزمین کوچک و با یک سیستم کارش را شروع کرد. این بخشی از داستانی است که در ویدئو کلیپ معرفی استودیو «هورخش» گفته می شود.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
انیمیشن امنیت شغلی ندارد
نوآوران -

آن جوان با استعداد که بلافاصله بعد از ساخت چند انیمیشن کوتاه شروع به تولید انیمیشن بلند سینمایی براساس داستان کاوه آهنگر و ضحاک کرد، «اشکان رهگذر» بود. جوانی که در طول این هشت سال تلاش کرده تا با تمام فراز و فرودهای پیش رو به راهش ادامه دهد و البته در کنار خودش جوانان با استعداد دیگری را هم به کار بگیرد. آنهم در شرایطی که هیچ ارگان دولتی حاضر به باور او و پروژهاش تا همین اردیبهشت ماه امسال که «آخرین داستان» مورد توجه جشنواره بینالمللی فیلم کن قرار گرفت، نبود. در حال حاضر «آخرین داستان» مراحل پایانی تولیدش را میگذارند تا آنطور که سازندگانش وعده دادهاند در سال آینده آماده اکران شود. خودش میگوید اگر تجربه امروزش را هشت سال قبل کسب کرده بود، شاید چند سال دیرتر دست به ساخت چنین پروژه بزرگی میزد. اما حالا آنقدرها هم پشیمان نیست. چون معتقد است هر چند تجربه اش را گران به دست آورده اما برایش بسیار ارزشمند و مفید بوده است.

  در حال حاضر شرایط حوزه انیمیشن به شکلی است که اکثر انیماتورها تصمیم به مهاجرت میگیرند اما شما در سال 1389 که شرایط انیمیشن بسیار بدتر از امروز بود تصمیم گرفتید انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» را بسازید. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟

ساخت انیمیشن «آخرین داستان» براساس منطقهایی که در جامعه وجود دارد، شروع نشد. ما فقط دوست داشتیم این کار را انجام دهیم. گروهی جوان و پرانرژی بودیم و چند کار کوتاه ساخته بودیم. اما این چالش طلبی ما بود که باعث شد به سمت ساخت انیمیشن بلند سینمایی برویم. بنابراین اصلا به این موضوع فکر نکردیم که شرایط چقدر خوب یا بد است. به خاطر همین موضوع هم بسیار سختی کشیدیم.

   این شناخت نداشتن نسبت به این ماجرا چه شرایطی را برای شما به وجود آورد؟

بدتر از همه مسائل، شرایط مالی پروژه بود. ما هیچ تصوری از اینکه یک انیمیشن بلند سینمایی چقدر میتواند هزینه داشته باشد، نداشتیم. البته یکسری برآورد داشتیم اما چون تجربهای نداشتیم و برآوردهای ما براساس تئوری بود در نهایت آن برآوردها درست از آب در نیامد. کسی هم در ایران نبود که ما را راهنمایی کند. امروز که درباره آن صحبت میکنیم، چند انیمیشن بلند سینمایی به شکل 3D ساخته شده است ولی در فضایی که ما میخواستیم کار کنیم ولی کسی نبود که ما را راهنمایی کند. مسائل مالی در این سالها بسیار به ما فشار وارد کرد ضمن اینکه تحولات مالی زیادی در این سالها داشتیم که همه اینها ما را تحت تاثیر قرار میداد. از طرف دیگر ما نیروی متخصص در این سطح در ایران نداشتیم. در آن موقع ما 40 نفر بودیم و فکر میکردیم با همین تعداد میشود این کار را انجام داد و از طرف دیگر با خودمان محاسبه میکردیم که اگر پول باشد میتوانیم نیرو بیاوریم اما در واقع نیروی متخصصی که بتواند در این سطح کار انجام دهد وجود نداشت.

 برای تامین این نیروی متخصص چه کاری انجام دادید؟

از ابتدای شروع کار مجموعه «هورخش» سیاست ما براین بود نیروی مستعد آموزش دهیم. بنابراین از همان دوره این کار را آغاز کرده بودیم اما با تجربه کمتر. سیستم آموزشی ما در اینجا به نحوی است که بچههای علاقمند به انیمیشن را از فیلترهای مختلف عبور می‌‌دهیم و آنها را وارد استودیو میکنیم. سپس آنها تحت نظارت سوپروایزرها یا مدیران میانی که هر کدام در شاخهای از این حوزه متخصص هستند آموزش میبینند. بعد آنها را وارد گردونه تولید میکنیم. در واقع استعدادهایشان را پیدا میکنیم و آنها را در جایی برای کار میگذاریم که بیشتر به آن علاقه دارند و بهتر کار میکنند. بدین شکل بود که توانستیم حدود 100 نیروی متخصص در این استودیو متمرکز کنیم که به جرات میتوانم بگویم 90 درصد این افراد از صفر شروع کردند و حالا جزو بهترینها هستند. یعنی ما هیچوقت دنبال هنرمندان نامدار نرفتیم که از آنها بخواهیم برایمان کار انجام دهند، خودمان نیروهایمان را پرورش دادیم.

  درباره تولید انیمیشن «آخرین داستان» بیشتر بگویید. چون آنطور که شنیدم گویا قرار بود پوران درخشنده روی پروژه شما سرمایهگذاری کند.

چند سال پیش قرار بود خانم درخشنده به عنوان تهیهکننده به ما کمک کنند اما با او به توافق نرسیدیم و هر دو طرف تصمیم گرفتیم که ادامه ندهیم.

  بعد از پوران درخشنده با هنرمند دیگری هم وارد گفتوگو شدید؟

نه، بعد از خانم درخشنده ترجیح دادیم که مستقل باشیم. بسیاری از بازیگران سینما یا کارگردانان که دورادور در جریان کار بودند، ما را تحسین کردند. ولی اینکه بخواهیم وارد کار شویم، فقط در بحث دوبله این اتفاق افتاد که ما لیست بسیار جذابی در این زمینه داریم. قرار است طی یکی، دو ماه آینده آن را رسانهای کنیم. در حوزه موسیقی هم آهنگساز ما کریستف رضاعی است.

   برخی انتقادی نسبت به انیماتورها مطرح میکنند، مبنی براینکه آنها متعهد به پروژه یا شرکتی که در آن کار میکنند، نیستند. یعنی ممکن است پروژهای را در نیمه راه بهخاطر موقعیت کاری بهتری رها کنند. یا اینکه به صورت کلی از کشور مهاجرت میکنند. آیا شما هم با چنین مشکلی
 مواجه شده
اید؟

بله، این مساله وجود دارد. متاسفانه در انیمیشن امنیت شغلی وجود ندارد. وضعیت مالی مثل بقیه حوزهها خراب است و بچههای ما هم این مشکل را دارند. مثلا بیمه را در نظر بگیرید، فکر نمیکنم که غیر از شرکت ما شرکت دیگری در حوزه انیمیشن فعالیت کند که کارمندان خودش را بیمه کرده باشد. همه این موضوع را به آسیفا ارجاع میدهند. در حالی که آسیفا  نهاد غیرانتفاعی است و محدودیتهایی دارد؛ و نمیتواند کل جامعهای که در این زمینه کار میکنند را بیمه کند. ما اینجا سازوکاری را فراهم کرده و توانستهایم عدهای از کارمندانمان را بیمه کنیم. این حداقل شرایطی است که یک هنرمند باید از آن برخوردار باشد تا احساس کند امنیت شغلی دارد. بنابراین من به آنها حق میدهم. ما هم نیروهای خوبی داشتیم که چه به واسطه ادامه تحصیل یا کار در استودیوهای دیگر در خارج از کشور از ایران رفتهاند. به جرات میتوانم بگویم از 200 نیرویی که تا به حال در این استودیو تربیت کردیم بسیاری رفتند. یعنی در حال حاضر فقط 100 نفر آنان در اینجا حضور دارند. شرایط مالی با مشکل مواجه میشود و حقوقهایشان چند ماه عقب میافتد، برای همین میروند. بنابراین ما هم با این مسائل مواجه هستیم و بسیار سخت است. تولید وقتی بزرگ میشود و عددها بالا میرود رفع و رجوع کردن آن
سخت میشود.

  چرا به سراغ شاهنامه و قصه کاوه آهنگر برای ساخت اولین انیمیشن بلندتان رفتید؟

از بچگی بهواسطه خانوادهام و تشویق پدر و مادرم در بحث کتابخواندن درگیر شاهنامه بودم. با کتاب هزار و یکشب و شاهنامه بزرگ شدم. و این موضوع همیشه دغدغهام بود که اگر خواستم کاری آبرومند بسازم از شاهنامه استفاده کنم. داستان ضحاک هم برایم بسیار جالب بود. یعنی داستانی بود که من نمونه دیگری در این حال و هوا نخوانده بودم که بدین شکل فانتزی داشته باشد. در کلیت شاهنامه، داستان ضحاک برایم داستان متفاوتی بود؛ انسانی که به این روند میرسد که دو مار روی دوش او سربرآورند. همیشه این شخصیت را در تصوراتم میدیدم و از بچگی نقاشیهایش را میکشیدم. به خاطر همین وقتی شرایطی ایجاد شد که بتوانم کاری را  انجام دهم ترجیح دادم که روی شاهنامه و اولین داستانی که همیشه دوستش داشتم کار کنم. هیچ سیاست خاصی پشت این نبوده، فقط عشق و علاقه به این داستان بوده است.

  در یکی از گفتوگوهایتان پیش از این گفته بودید که از ابتدا به اکران جهانی این پروژه فکر میکردید. بنابراین اینطور به نظر میآمد که به این دلیل به سراغ داستانی از شاهنامه رفته باشید. شاید که بخواهید بدون واسطه میراث فرهنگی ایران را معرفی کنید.

نه،اینطور نبود. البته فرهنگ و داستانهای ایرانی که به واسطه آن معرفی میشود. ما در فستیوالهایی مختلفی که حضور داشتیم، در بخشی از پرزنت کردن پروژهمان درباره شاهنامه و فردوسی صحبت میکردیم تا آنها را بشناسانیم. یعنی ناخودآگاه این اتفاق میافتد ولی دلیل اینکه بخواهیم این داستان را انتخاب کنیم، عشق و علاقهای بود که از بچگی در من وجود داشت. شاهنامه در وجود ما ایرانیان است، مانند کشتی ایرانی. کتابی است که هر کسی که کتابخانه دارد حتما آن را در داخل کتابخانهاش میبیند. شاهنامه بخشی از هویت و زندگی ما ایرانیان است. این دغدغه مشترک بین بچهها بود که همه با هم این کار را انجام دهیم.

  مدتهاست که جز در چند کشور آسیای شرقی دیگر پروژههای بلند سینمایی به شکل دو بعدی ساخته نمیشوند. شما چرا به سراغ این تکنیک رفتید؟ به خاطر علاقهای که به انیمه و مانگا (آثار کره ای و ژاپنی) داشتید یا چون شرایط ساخت این انیمیشن در آن زمان به شکل 3Dوجود نداشت؟

اتفاقا امروز که ما در مورد انیمیشن صحبت میکنیم این بحث جهت دیگری پیدا کرده است. مسالهای که شما عنوان میکنید یعنی استفاده از تکنیک سه بعدی تا دو،  سه سال پیش بسیار مطرح بود؛ اما اسکار امسال نشان داد که اینطور نیست. در میان انیمیشنهای کاندید اسکار فقط یک انیمیشن به شکل سهبعدی کار شده بود. انگار مارکت(فضای بازارهای جهانی) با آمدن تکنیک سه بعدی ناگهان ذوق زده شد و آنقدر کارهای سه بعدی ساخته شد که فضا اشباع شد. اما ورق برگشت و حالا میبینید که مثلا دیزنی تلاش میکند انیمیشنهای سه بعدی با ظاهر دو بعدی بسازد مانند انیمیشن «پیپر من»، و همین موضوع نشان داد که در حال حاضر جنگ، جنگ تکنیک نیست، جنگ خلاقیت است. هر فیلمسازی با توجه به درونمایهای که از تصویر برای روایتش نیاز دارد، تصمیم میگیرد که از چه تکنیکی استفاده کند. من این فیلم را از ابتدا به این شکل دیدم. «آخرین داستان» بسیار شبیه به انیمیشنهای شرقی است؛ نه انیمهاست و نه مانگا. البته از کارگردانهای حوزه انیمیشن بسیار در این باره فیدبک گرفتم که می گفتند  ما نمیدانیم این چه انیمیشنی است  اما انیمه نیست. چون آن مؤلفههای خاص خودش را دارد. از طرف دیگر انیمه را حتما باید یک ژاپنی بسازد. من اگر بخواهم هم نمیتوانم یک انیمه بسازم. در جشنواره انیمیشن انسی یک کارگردانی که در سال 2013 هم کارش در مسابقه بود، وقتی انیمیشن ما را دید گفت این انیمه نیست، ولی تو بخواهی هم نمیتوانی انیمه بسازی چون ژاپنی نیستی، این به آن تکنیک شبیه است. ضمن اینکه خودم به انیمشین دو بعدی علاقه دارم و فضای اکسپرسیوی که در شاهنامه وجود دارد را بیشتر و بهتر می‌‌توانم با تکنیک دو بعدی نشان دهم.

 در حال حاضر ساخت «آخرین داستان» در چه مرحلهای قرار دارد؟

تاکنون بیش از 70 درصد کار تولید شده و امیدواریم برای جشنواره فیلم فجر سال 96 کار آمده نمایش باشد.

 گفته بودید که فیلمنامه کارتان را برای بهرام بیضایی فرستادهاید، این یعنی او فیلمنامه«آخرین داستان» را خوانده است؟

نه، نمیدانم، من برای ایشان فرستادم. جوابی به ما ندادند؛ اما در مصاحبهای گفته بودم که  خیلی تحت تأثیر آقای بیضایی قرار گرفتم. نگاهی که او به مبحث شاهنامه و ضحاک داشت و بسیار سعی کردم که از آن در نگارش فیلمنامه استفاده کنم.

 بزرگترین مشکل انیمیشنهای سینمایی ما تاکنون نداشتن فیلمنامه خوب بوده است. مخصوصا در بحث قصهگویی. شما چه کاری انجام دادید که به این مشکل گرفتار نشوید؟مخصوصا که تا قبل از این فیلمنامه بلند هم ننوشته بودید.

نوشتن فیلمنامه«آخرین داستان» برایم بسیار سخت بود. ما سنگ بزرگی را برداشتیم و اگر تجربه حال حاضر را داشتم شاید فیلم کوچکتری میساختم. دلیل ضعف فیلمنامه در کارهای انیمیشنی به این برمیگردد که اساسا کسانی که فیلمنامه نوشتهاند، فیلمنامهنویس نبودند. یعنی اشخاصی بودند که فقط فضای انیمیشن را میشناختند و فضای هنری حاکم بر آن را،  اما با روایت خیلی درگیری نداشتهاند. این اولین فیلمنامه بلند من بود؛ و از این موضوع به طور کامل آگاهی داشتم. اما برخلاف آنچه بقیه در مورد من فکر میکنند، من انیماتور نیستم، فضا را میشناسم. اتفاقا بیشتر نویسنده هستم. چون از اول در حوزه انیمیشن بودم اطلاعاتی درباره همه مراحل کسب کردهام. در این 15 سالی که در حال کار هستم، با همه نوع تکنیکی انیمیشن ساختهام. به هرکدام دستی بردم و هیچکدام را به کمال نبردم و این موضوع به خاطر دید کارگردانی بوده که باید داشته باشم. بنابراین همیشه بیشترین دغدغه فکری من بحث روایت بوده است. وقتی فیلمنامه «آخرین داستان» را نوشتم، بسیار آن را به چالش کشیدم. در مرحله تحقیقات از کارشناسان حوزه اسطورهشناسی و حوزه روایت مشورت و کمک گرفتم. آنها فیلمنامهام را خواندند و ایراداتی گرفتند. فیلمنامه«آخرین داستان» را بسیار بازنویسی کردم. تعداد دفعاتی که آن را بازنویسی کردم دیگر از دستم خارج شده است. همین حالا هم فیلمنامهام را به افراد مختلف از حوزههای مختلف دادهام تا بخوانند. افرادی همچون آقای چرمشیر. برای آقای فرهادی هم فیلمنامهام را فرستادهام. مرتب سعی کردم که این فیلمنامه را به چالش ببرم. برای هرکسی توانستم فیلمنامه را فرستادم که بخوانند و ایرادهایش را بگویند. خیلیها خواندند و ایرادهایش را گفتند و من بازنویسی کردم. حتی یکبار در اواسط تولید، فیلمنامه را بازنویسی اساسی کردم که به خاطرش ما نزدیک به 20 تا 25 دقیقه انیمیت را دور ریختیم. واقعا تمام تلاشم  را تاکنون کرده ام که چیز خوبی از آب دربیاید.

 اگر تجربه امروزتان را آن موقع داشتید آیا بازهم آن را میساختید؟

نه، شاید میگذاشتم آن را چند سال دیگر میساختم. چون پروژه سنگینی است. ولی این را هم باید بگویم که با این حال نگذاشتم که سرسوزنی از کیفیت آن کم شود. شاید اگر چند سال بعدتر از زمانی که آغازش کردم ساخت آن را شروع میکردم، راحتتر جلو میرفتیم اما با تلاشی که بچهها کردند و تیم خوبی که داریم، موفق شدیم که فشار را تقسیم کنیم. برای اولین کار پروژه بزرگی است؛ اما خوشحالم که این کار را کردم چون تجربه خیلی گرانی را به دست آوردم که البته هنوز تمام نشدهاست.

  بعضی از تهیهکنندگان انیمیشن معتقد هستند که حمایت سازمانهای دولتی از ساخت انیمیشنی خاص اتفاق جالبی نیست. چرا معمولاً کارهای سفارشی کارهای خوبی از آب درنمیآید. چقدر با این دیدگاه موافق هستید؟دوست داشتید سازمانهای دولتی از شما \حمایت کنند؟

روندی که من طی کردم، سخت بود اما بد نبود. من بسیار به دنبال حمایتهای ارگانهای دولتی رفتم به همین دلیل اتفاقا این را بد نمیدانم. اما همین تجربه باعث شد که من چیزهایی را یاد بگیرم که دیگران بلد نیستند؛ یعنی راهکارهایی که شاید هرکسی اطلاعاتی ندارد و یا باعث شد که مارکت خارجی را بیشتر یاد بگیرم و رویش کار کنم. ولی فکر میکنم که حمایت دولتی چیز بدی نیست به شرطی که از روش درستی استفاده شود. در تمام دنیا، دولت از هنر انیمیشن  درست حمایت  میکند؛  اما نه حمایت بلاعوض، نباید صفرتا صد باشد. من یادداشتی درباره اقتصاد انیمیشن و شیوه حمایتی ارگان «CNC» در روزنامه «فرصت امروز» نوشتم، سازمانی که در اتحادیه اروپا از تولید انیمیشن حمایت میکند و گفتم که چرا سازمانهای حمایتی که پولدارند این کار را نمیکنند. آدمهای بیشتری فرصت این را داشته باشند تا کارهای خودشان را توسعه بدهند. اما بدین شکل نباشد که مثلا ارگانی بیاید صفرتا صد پول پروژه مرا بدهد و من نگران بازگشت سرمایهاش نباشم. کسی که خصوصی کار میکند همیشه این نگرانی را دارد، پروژهای را بسازد که مردم به خاطرش به سینما بیایند و برای دیدن آن پول پرداخت کنند تا بتواند سرمایهاش را به همراه سودی بازگرداند ولی وقتی فلان ارگان پول پروژه مرا داده باشد چرا باید نگران فروش آن باشم. بنابراین این شیوه حمایتی که در حال حاضر اتفاق میافتد، خوب نیست اما اگر به طرز درستی انجام شود؛ نه تنها میتواند خوب باشد بلکه به جای حمایت از یک پروژه چند میلیاردی میتوانند از چندین پروژه حمایت کنند.

  بعد از موفقیتهای جهانی که امسال در جشنواره بینالمللی انسی و کن «آخرین داستان» به دست آورد، واکنش مسئولان چطور بود؟ ترغیب نشدند به پروژه کمک مالی کنند؟

با یکی از سازمانهای دولتی وارد مذاکره شدیم اما هنوز به نتیجه نرسیده. اما برخوردها بهتر شده و اعتمادها بیشتر جلب شده است؛اما هنوز به نتیجه عملی نرسیدیم.

  به نظر شما چرا مسئولان صنعت انیمیشن را جدی نمیگیرند؟ البته حمایتهایی از طرف سازمانهای خاص همیشه صورت میگیرد اما به نظر میرسد این اتفاق مستمر نیست و انیمیشن را به شکل صنعتی درآمدزا نمیبینند.

شاید چون هنوز انیمیشن آنقدر مهم نیست. ما در حال حاضر صد نفر را مشغول بهکارکردیم و باور کنید بسیاری از این افراد به دلگرمی اینجاست که در ایران ماندهاند. بسیاری از آنها در کارشان بینظیر هستند. ولی نمیدانم، من واقعا از دید مسئولان دولتی نمیتوانم به مسائل نگاه کنم، حتماً آنها اولویتهای
دیگری دارند.

 میتوانید در مورد هزینههای انجامشده توضیح دهید؟

نه، من از طرف استودیو اجازه ندارم فعلاً دراینباره صحبت کنم.

 ساخت پروژه «آخرین داستان» شش سال، هفت سال است که طول کشیده.  برای همه فیلمهای انیمیشن اینطور است؟ یا این زمان طولانی به مشکلات مالی و نبود انیماتور برمیگردد؟

ساخت فیلمهای دو بعدی مثل «آخرین داستان» ممکن است در کشورهای دیگر بین دو الی چهار سال طول بکشد. چون در استودیوهای مشهورتر و بزرگتر  مشکلات مالی کمتری وجود دارد و دو، سه برابر ما نیروی متخصص دارند. ولی چهار، پنج سال روند عادی است؛ اما اینکه پروژه ما یک پروژه هشتساله است، به بیتجربگی و مشکلات مالی ما برمیگردد.

  در مورد کمیکی(گرافیک نوول)  که قرار است پیش از اکران فیلمتان منتشر کنید بیشتر توضیح میدهید؟

ما در حال آماده کردن سه جلد گرافیک نوول هستیم که جلد اول آن آماده شده و در حال طی مراحل قانونیاش برای کسب مجوز است. این سه جلد گرافیک نوول قرار است داستان قبل از این فیلم را تعریف کنند که دو جلد آن داستان جمشید، قبل «آخرین داستان» خواهد بود؛ و یک جلد آنهم داستان یکی از شخصیتهای محوری داستان است که خودم آن را به مجموعه اضافه کردم. دو جلد قبل از اکران منتشر میشود و جلد سوم همزمان با اکران
 منتشر میشود.

 انتشار چنین کمیکهایی در حوزه انیمیشن اتفاق معمولی است؟

بله، اما نه به این شکل. یعنی تاکنون ندیده ام که استودیویی برای انیمیشن بلند سینماییاش گرافیک نوولمنتشر کند.

 پس چرا شما میخواهید این کار را انجام دهید؟ اصلا در اینباره تابه حال چیزی نشنیده بودم و البته به نظرم کار جالبی است. فکر میکردید انیمیشن شما بازگوی کل
ماجرا نیست؟

دوست داشتم این اتفاق بیفتد، چون همیشه تولیداتی که در سراسر دنیا انجام میشوند، دارای محصولات جانبی هستند. من دوست داشتم انیمیشن ما ساید پروداکت(محصولات جانبی) داشته باشد. اما همیشه وقتی درباره آن صحبت می کنید ذهنها بیشتر به سمت دفتر، مداد وعروسک میرود.  اما انیمیشن آخرین داستان، فیلم ثقیلی است و نمیتواند دفتر و مداد از آن بیرون بیاید. ما سعی کردیم که هویت شاهنامه و زبان ملی را تا حد امکان در این فیلم حفظ کنیم. ما به این موضوع فکر کردیم که محصولات جانبی تدارک ببینم که به پروژه کمک کند و هویت آن را زیر سؤال نبرد.  داستانهایی که در این گرافیک نوولها روایت میشوند، مجزا هستند و روایتهای خودشان رادارند. اما اگر اینها را بخوانید و بعد فیلم را ببنید، برای شما خیلی جذابتر میشود. در فیلم نقص  روایی وجود ندارد که بخواهد آنجا پر شود.

  نسخه انگلیسی آن را هم برای اکران جهانیاش منتشر میکنید؟

بله. با کسانی که این پروژه برایشان جذابیت دارد، بحث نشر بینالمللی هم هست. برایشان خیلی جالب بود.

 نگاه کمپانیها و پخشکنندههای خارجی به «آخرین داستان» چطور بود؟

خود من در فستیوال کن حضور نداشتم ولی تیمی که از بچههای ما  به آنجا رفته بودند با یک پخشکننده  بسیار مهم انگلیسی جلسه گذاشته بودند. ما قبلا مدارکی درباره انیمیشنمان برای آنها فرستاده بودیم. مدیرعامل ارشد این کمپانی اولین چیزی که به آنها گفته بود، این بود که؛ وقتی کار را دیدم، بعد از آن فقط میخواستم ببینم کسانی که این کار را کردند چه شکلی هستند.  از قدرتی که این پروژه به لحاظ تکنیکی دارد بسیار غافلگیر میشوند. اینکه چطور در ایران  چنین فیلمی دارد با این کیفیت تولید میشود. ضمن اینکه فرم تصویری فیلم هم برایشان جدید است. نگاههای بیزینسی مختلفی وجود دارد. یک پخشکننده میگوید که در فلان نقطه زمین فروش نمیرود. ولی چیزی که واضح است نگاه مثبتی است که به این پروژه دارند. سایت «کارتون گروپ» که  مهمترین وب سایت خبری انیمیشن دنیا است در حال حاضر شش سال است خبرهای ما را منتشر میکند. سه بار تا به حال در مورد پروژه، ما نوشته و من فضای مثبتی را برای این فیلم ارزیابی میکنم.