به انگیزه پخش سریال معمای شاه در رسانه ملی

چرا به جای قدردانی ناسپاسی می‌کنیم؟

سازمان صدا و سیما قدرشناس ارزش و اهمیت محصولاتی که توسط نیروهای خودش تولید می‌شود نیست. احساس می‌شود نگاهی فراگیر و مشرف در ساختارهای درونی این دستگاه عریض و طویل دیده نمی شود.

  1. ۳ هفته،۴ روز قبل
  2. ۰
معمای شاه
نوآوران -

وقتی سینماگران و تهیه‌کنندگان برای برخوردار شدن از امتیاز آگهی‌های تلویزیونی به در و دیوار می‌کوبند و حتی، به صورت غیرمستقیم دست به دامن برخی شبکه‌های غیرمجاز هم می‌شوند تا فیلم‌های سینمایی را تبلیغ کنند رسانه ملی از معرفی ارزشمندترین آثار و محصولات خودش ولی غافل می‌ماند.  

در سمت دیگر این دنیا، وقتی یک قسمت جدید سریالی مانند: «هوملند»،« ۲۴» یا «بازی تاج و تخت» وارد بازار می‌شود شبکه‌های مختلف تلویزیونی حنجره پاره می‌کنند تا آن را تحلیل و تبلیغ کنند و حتی، در این حرکت رقابت دارند. آن وقت در رسانه ملی مجموعه نادر و ارزشمندی چون«معمای شاه» که یکی از معدودترین و مهم‌ترین آثار تاریخی تلویزیون ماست در سکوت خبری بخش‌های خبری رسانه ملی و با بی‌مهری و کمترین تبلیغ در حال پخش است. آن هم اثری که به اذعان بسیاری از سرآمدان حوزه فرهنگ و سیاست‌کاری است متفاوت، جامع و غنی.

چرا مدیران رسانه ملی از اهمیت محصولات شان غافل هستند و سرمایه‌سوزی می‌کنند؟ معمای شاه که ثابت کرد که سطح شناخت جامعه از قبل از انقلاب بسیار اندک است و این سریال با همان نگاه ارزشی و فرهنگ‌سازی سعی در معرفی و حرف‌هایی که در این سال‌ها گفته نشده، دارد. اما این مهم به مذاق برخی خوش نیامده و شروع به تخریب کرده‌اند اما این تخریب‌ها با عدم مدیریت صحیح از جانب مدیران رسانه ملی نیز همراه شده است.

شکی نیست که تلویزیون و سینما به عنوان قدرتمندترین ابزارهای تفکرساز و جریان‌آفرین در جهان امروز مطرح است و بیشترین نقش و تأثیر را در شناسایی و شکل‌گیری تصویر در افکار عمومی جوامع دارند. بهره‌گیری از این رسانه‌ها امروز، رمز پیروزی‌ها و شکست‌هاست. ورود جدی و سرمایه‌گذاری اساسی و هدفمند در این حوزه‌ها می‌تواند سرمایه‌گذاری مطمئن برای یک کشور قلمداد شود. این سرمایه‌گذاری هم می‌تواند در مقیاس ملی در ایجاد پویایی، نشاط و تحرک یک جامعه نقش داشته باشد و هم می تواند در مقیاس بین‌المللی و در راستای اهداف

 کلان جهانی.

با این حساب ما چقدر از این ظرفیت‌ها، رسانه‌ها و کارکردهای آن استفاده می‌کنیم؟ چقدر تلویزیون و سینمای ما توانسته‌اند برای تبیین انقلاب اسلامی و ابعاد گسترده آن بهره‌مند شوند؟

متاسفانه، شواهد نشان می‌دهد که در این عرصه به دلایل گوناگونی کوتاهی شده است.

نمی‌توان انقلاب اسلامی، ادبیات و گفتمان، ابعاد و تعریف آن را در چارچوب مطالبات کوچک، محصور کرد. صرفا در حد واژگون‌سازی یک نظام استبدادی و برقراری عدالت اجتماعی نبود بلکه در عین داشتن اهداف سیاسی و اجتماعی، نگاه خاصی به تمدن و جهان‌بینی اسلامی داشت. این رویداد در بیداری مسلمانان جهان و نوزایی باورهای دینی نقش عمده‌ای ایفا کرد. هر چند تلاش نظام سلطه و زورمندان جهان، به ویژه غرب، بر آن بوده است که همواره از انقلاب اسلامی چهره‌ای ضد فرهنگی، متجاوز و متحجر ترسیم نماید، ولی درایت و هوشیاری حضرت امام(ره) و در ادامه رهبری فرزانه آن بر مفاهیم بکر و تازه‌ای که در روح انقلاب اسلامی موج می‌زند باعث شده که همواره شاهد رشد و گسترش فزاینده آن باشیم.

در طول تاریخ انقلاب همواره با اتفاقات و وقایع بی‌شماری روبه‌رو شده‌ایم. ریشه‌ها و خاستگاه نهضت امام(ره)، صحنه های انقلاب اسلامی و چگونگی گسترش موج خروشان اعتراض ملت ایران به نظام شاهنشاهی، نقش شبکه‌های امنیتی سیا، موساد، باندها و گروه‌های دست نشانده، شبکه‌های عظیمی از ترورها، هشت سال جنگ تحمیلی، فشارهای سیاسی و امنیتی در داخل و خارج، و ده‌ها سوژه و ماجرایی که هر کدام آن‌ها قابلیت و ظرفیت ساخت ده‌ها اثر سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی را دارند.

تجربه‌ای که مشابه‌اش را درباره بسیاری از انقلاب‌ها، جنگ‌ها و ترورها دیده‌ایم و می‌بنیم ولی واقعاً چه تفکر و چه عواملی باعث شدند تا بعد از گذشت بیش از ربع قرن از انقلاب اسلامی، سینما و تلویزیون ایران با این همه نیروی انسانی، توان و تعاملات ملی و منطقه‌ای و جهانی فاقد آثار درخشان و ماندگار در این زمینه باشد؟ شخصیت‌های بزرگی که هر کدام تاریخ زندگیشان مملو از خاطرات، خطرات و ایده‌های سینمایی است چرا در چشم‌انداز تولیدات هنری دیده نمی‌شوند؟ در باره انقلاب لیبی و عمر مختار، درباره انقلاب کوبا و فیدل و چه، درباره کودتای شیلی، انقلاب نیکاراگوا، جنبش‌های انقلابی آمریکایی لاتین، انقلاب کنگو، انقلاب آفریقای جنوبی، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه، نبرد الجزایر، و ... ده‌ها فیلم و سریال تولید شده ولی درباره انقلاب اسلامی ایران که به اذعان دوست و دشمن و اندیشمندان همسو و غیرهمسو ستایش شده آثاری تاثیرگذار و قابل ارائه در عرصه سینما و تلویزیون نداریم؟ و متاسفانه معدود آثاری که در این عرصه ساخته شده بیشتر توسط غربی‌هاست که همگی پر از تحریف، دروغ و مبالغه و از زوایای تخریبی و منفی به انقلاب نگاه شده است.

در این میان، هنرمندان دلسوز و متعهدی هم که پا جلو گذاشته‌اند و آثاری را خلق کردند را بی‌انگیزه می‌کنیم.

واقعاً این تفکر از کجا نشأت می‌گیرد؟ چرا مسئولان و متولیان درصدد آسیب‌شناسی و تحلیل این موضوع نیستند؟ چه جریانی اجازه نمی‌دهد تا سیمای انقلاب اسلامی را در سینما و تلویزیون ببینیم؟

البته این معنای نادیده گرفتن ارزش و اهمیت زحمت و رویکرد مدیران جسوری نیست که در رسانه ملی ایفای وظیفه می‌کنند. بدون شک، ساخت مجموعه‌های عظیمی مانند: «معمای شاه» کم اتفاقی نیست. حرکتی گسترده مبتنی بر پایه‌های پژوهشی وسیع با نگاهی خلاق و جسور به سیر تطور و تحولات تاریخ معاصر.

ارزش کار محمدرضا ورزی در خلق معمای شاه را نمی‌توان نادیده گرفت. این اثر بخشی از خلاء ها و غفلت های صورت گرفته در عرصه رسانه ملی پیرامون انقلاب اسلامی را پوشش داد و در قحطی محصولات فاخر فرهنگی و سینمایی و تلویزیونی غنیمت است. این در حالی است که در حوزه سینما هم در این زمینه غفلت صورت گرفته است.

به نظر می رسد حاکمیت استکباری هر چند از طریق نظامی و اقتصادی موفق به کوچک سازی و محدودسازی این انقلاب الهی نشده ولی از نظر در محاق قرار دادن آن از دریچه سینما و تلویزیون تا حدودی موفق شده و این موفقیت نه از توانایی و قدرت آن‌ها که ناشی از بی‌توجهی و ضعف ما رخ داده است.

رساندن این رسالت به گوش جهانیان از طریق استفاده از امکانات و ابزارهای پیام رسانی و سینما بر دوش جامعه‌های سینمایی و سیاستگذاران این حوزه بوده است.

شک نکنید سناریوهای تدوین شده از اتاق فرمان های امپراطوری سینمایی و رسانه‌‌ای غرب و کمپانی‌های صهیونیستی در حال پیاده شدن است. یادمان نرفته که فیلم سیاسی و ضعیفی مانند: آرگو برنده بهترین فیلم اسکار می شود و یا سریال های مانند: هوملند با پروپاگاندها و جریان‌سازی‌های گسترده جهانی پخش و اکران می‌شوند. باید حساب کار دستمان بیاید.


خبرنگار: مسعود احمدی