کارنامه چندین ساله سازمان تجارت جهانی بررسی شد

افزایش فقر، بیکاری و غنی‌تر شدن ثروتمندان

تجارت آزاد، در محور دکتورین نیولیبرال‏های اقتصادی قرار دارد. اقتصادان‌های نیولیبرال و دیوان سالاران بین‏المللی مانند بانک جهانی، صندوق بین‏المللی پول و سازمان تجارت جهانی، آزادی تجارت را به‌عنوان مهم‏ترین پارامتر توسعه اقتصادی برای کشورهای توسعه نیافته، تجویز می‌کنند.

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
ببب
نوآوران -

 با وجودی که این سازمان‏ها از تأثیرات منفی لیبرالیسم تجاری بالای کشورهای توسعه نیافته آگاهی دارند اما هنوز هم از این سیاست برای باز کردن بازارهای کشورهای توسعه نیافته بر روی تولیدات کشورهای توسعه یافته و شرکت‏های فراملیتی، استفاده می‏نمایند. اتفاقی که به تدریج سبب فقیر شدن کشورهای توسعه نیافته و ثروتمندشدن صاحبان قدرت می شود.

تجربه چندین دهه از تطبیق لیبرالیسم تجاری در اکثر کشورهای توسعه نیافته، نامید کننده بوده است. افزایش فقر، بیکاری و وخیم‏تر شدن وضعیت تولیدات داخلی، مهم‏ترین پیامدهای تجارت آزاد برای این کشورها به شمار می‏رود. وارد شدن به معرکه تجارت آزاد، تنها زمانی سود‏آور است که تولیدات داخلی در حدی رقابت با تولیدات کشورهای توسعه یافته رسیده باشد و تمامی آمادگی‏های لازم در مورد آسیب‏های ناشی از آزادی تجاری وجود داشته باشد. کشورهای که چیزی برای صادر کردن ندارند و فاقد مکانیسم حمایتی از نیروی کار اند، پیوستن شان به سازمان تجارت جهانی، به جز چرخیدن در دور باطل توسعه نیافتگی، دست‏آورد دیگر ندارند.

بسیاری از کشورهای توسعه نیافته به امید دست یافتن به رشد اقتصادی بالاتر، عضو دائمی سازمان تجارت جهانی شدند. در حای که این دولت ها جز فقیرترین کشورهای جهان هستند تاکنون این پیوستن شتاب زده به سازمان تجارت جهانی، هیچ معجزه‏ای را برای اقتصاد آن ها رقم نزده و آن ها در فقر خود درجا زده اند.

مشکل صنایع نوپا

محمدمهدی بهکیش کارشناس مسائل اقتصادی در گفت و گو با نوآوران در رابطه با پیامدهای پیوستن به سازمان تجارت جهانی برای کشورهای فقیر جهان که جمعیت زیادی هم دارند عنوان کرد: یکی از پیش نیازهای مهم برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی، عدم حمایت از تولیدات داخلی و باز گذاشتن تجارت به روی رقابت کشورهای عضو است. این پیش‏شرط، برای کشورهای که هیچ چیزی برای صادر کردن ندارند و تولیدات داخلی آن‏ها نیازمند حمایت هستند، ویران کننده است. برای این کشورها، تجارت آزاد باعث افزایش مصرف تولیدات خارجی، ورشکسته شدن صنایع نوپای داخلی، گسترده‏تر شدن فقر و بیکاری و در نهایت کاهش رشد اقتصادی خواهد شد.

پیوستن به سازمان تجارت جهانی؛ مستلزم اصلاحات در قوانین اقتصادی است که تمامی این اصلاحات، در راستای تضعیف تولیدات داخلی عمل می‏نماید. بدون حمایت از تولیدات داخلی و افزایش توان رقابتی، وارد شدن در معرکه تجارت آزاد، تنها یک نتیجه در پی دارد: افزایش فقر، بیکاری و کاهش رشد اقتصادی.

بر خلاف تصور اشتباه سیاست‏گذاران اقتصادی که آزاد سازی تجاری را مهم‏ترین فاکتور توسعه اقتصادی قلم‏داد می‏کنند؛ آزاد سازی تجاری، عامل توسعه اقتصادی نه بلکه پیامد توسعه اقتصادی است. آن‌چه که باعث توسعه اقتصادی می‏شود، سیاست حمایتی از تولیدات داخلی و بیش از هر چیز افزایش توان رقابتی است.

تجربه تاریخی نشان می‏دهد که هیچ کشور توسعه یافته، تا زمانی که از توانایی رقابتی تولیدات شان اطمینان حاصل نکردند، وارد تجارت آزاد نشدند. حمایت از تولیدات داخلی و افزایش توان رقابتی این تولیدات، مهم‏ترین پیش نیاز برای استفاده از ظرفیت تجارت آزاد است.

آسیب‏پذیری کارگران و قشر ضعیف و فقیر

آزادی تجارت، با افزایش بیکاری و ایجاد حس دایمی ناامنی شغلی، کارگران در کشورهای در حال توسعه را با چالش‏های جدی مواجه می‏سازد. برای کارگران در کشورهایی مثل افغانستان، از دست دادن شغل، مسئله مرگ و زندگی است. از یک طرف، اکثر کارگران غیر ماهر و فاقد تخصص‏های فنی اند که در صورت از دست دادن شغل بتوانند، شغلی جدید بیابند. از طرف دیگر، هیچ مکانیسم حمایتی – بیمه‏های صحی، بیکاری، آموزشی – از نیروی کار وجود ندارد.

 کارگرانی که در اثر آزاد سازی شتاب زده، کار خود را از دست می‏دهند، معمولاً به حال خود رها شده و بر تعداد افراد بیکار و در نتیجه فقیر افزودهخ می شود.

وی با اشاره به دفاعیه حامیان تجارت آزاد اظهار داشت: حتی طرف‏داران پر و پا قرص ایدیولوژی تجارت آزاد معتقدند که تجارت آزاد، برندگان و بازندگان خاص خود را دارد. بازندگان معمولاً تجارت‏های است که ورشکسته می‏شوند و کارگرانی است که شغل‏های خود را از دست می‏دهند. بر مبنای استدلال این‏ها، منافع برندگان به مراتب بیشتر از ضرر بازندگان است، چون رفاه به صورت عمومی افزایش می‏یابد. کسانی که بیکار شده‏اند، با افزایش فرصت‏های کاری در حوزه‏های دیگر، می‏توانند کار به مراتب بهتر و با دست‏مزد بالاتر پیدا کنند.

این استدلال روی کاغذ بسیار شیک و قابل دفاع است و پشتوانه برای حمایت از نظریه تجارت آزاد خلق می‏کند، اما در عمل این گونه نیست. افزایش بیکاری در کشورهای که هیچ مکانیسم حمایتی از نیروی کار ندارند، حتمی است.

فشار بر بودجه دولت

بهکیش درخصوص ضربه ای که دولت های فقیر از این سیاست می خورند گفت: کاهش تعرفه‏های گمرکی مهم‏ترین پیش نیاز برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی بوده و پیوستن به تجارت آزاد مستلزم حذف و یا کاهش قابل ملاحظه در تعرفه‏های گمرکی است. کشوری که در جریان بیشتر از سیزده سال گذشته، نزدیک به ۵۰ درصد درآمدهای داخلی‏اش از مجرای گمرکات به‌دست آمده است، و میزان کسر بودجه‌اش به‌صورت قابل ملاحظه بالا است، با کاهش تعرفه‏های گمرکی، بخشی از درآمدهای داخلی‏اش را از دست خواهد داد.

از دست دادن این درآمدها، از یک طرف، میزان وابستگی مالی چنین کشورهایی را افزایش داده و دولت مجبور خواهد شد تا میزان سرمایه‏گذاری در زیربناهای اقتصادی، خدمات اجتماعی مانند آموزش، صحت و بیمه‏های اجتماعی را کاهش دهد. از طرف دیگر، دولت برای جبران کسر بودجه، متوصل به افزایش میزان مالیات بر سایر بخش‏های اقتصادی خواهد شد. هر دو اقدام، در دراز مدت به‌صورت کاهش رشد اقتصادی تجلی خواهد یافت.

قوانین ناعادلانه تجارت جهانی

این استاد دانشگاه در خصوص اعمال نفوذ کشورهای توسعه یافته در بحث تجارت آزاد جهانی عنوان کرد: یک عاملی که سرخوردگی‏ها در مورد آزاد سازی تجارتی را افزایش داده، شرایط ناعادلانه‌ای است که از طرف کشورهای توسعه یافته اعمال می‏شود. قواعد، ساختارها و اصول بازی، توسط کشورهای توسعه یافته، شرکت‏های چندین ملیتی و سازمان‏های بین‏المللی اقتصادی، طراحی شده است. این قواعد، تحت نام تجارت آزاد، شرایط شدیداً ناعالانه ایجاد کرده است. در میدان معرکه تجارت جهانی، کشورهای پیروز می‏شوند که از توانایی رقابتی بالاتر و قدرت تأثیر‏گذاری بیشتر بر سازمان‏ها و قواعد بازی جهانی شدن، برخوردار باشند.


خبرنگار: امیرحسین چرایی