حرف اول - مرتضی کاظمی

عجیب است اگر در یک سال آینده دلار گران‌تر نشود

تحلیلگر اقتصادی

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
ففف
نوآوران -

احتمالاً تصور عمومی این است که ارزان نگهداشتن نرخ ارز که به حفظ یا تقویت پول ملی تعبیر می‌شود، سیاست درستی است و همیشه و در همه حال باید توسط دولت حمایت شود و برعکستصور می‌شود افزایش نرخ ارز که به تضعیف پول ملی تعبیر می‌شود، سیاست اشتباهی است و همیشه و در همه حال باید دولت از آن برحذر باشد. معمولاً تقویت پول ملی؛ حفظ یا کاهش نرخ ارز؛ توسط عامه مردم نقطه قوت و در مقابل تضعیف پول ملی، گران شدن نرخ ارز نقطه ضعف محسوب می‌شود. علاوه بر این تصور می‌شود دولت در زمانی که ارز فراوانی در اختیار دارد باید با ارزان نگهداشتن نرخ ارز نسبت به افزایش رفاه عمومی از طریق حفظ یا تقویت پول ملی اقدام کند. این تصورات هر چند در بسیاری از مردم دست به دست می‌شود اما از نظر کارشناسان اقتصادی مورد تاییدنیست. بسیاری از اقتصادهای نوظهور طی سال‌های گذشته سعی کرده‌اند از طریق تضعیف پول ملی به بهبود شرایط اقتصادی کمک کنند. کشورهایی مثل چین و برزیل با جلوگیری از کاهش نرخ ارز توانسته‌اند نسبت به تقویت تولید داخلی و افزایش صادرات موفقیت‌های چشمگیری کسب کنند به همین دلیل کشورهای که از این پدیده آسیب دیده‌اند نسبت به این اقدام معترض بوده و به همین دلیل از آن به عنوان جنگ ارزییاد می‌کنند. در واقع کشورها برای کاهش نرخ ارز مسابقه نمی‌دهند برعکس بسیاری از کشورها از افزایش نرخ ارز یا جلوگیری از کاهش نرخ ارز تلاش می‌کنند، به اقتصاد داخلی کمک کرده و حتی انتقادات سایر کشورها را نیز تحمل می‌کنند. چین با جلوگیری از افزایش ارزش پول ملی خود به تولیدکنندگان و صادرکنندگان چینی کمک کرده است و از این طریق به اقتصاد سایر کشورها مخصوصاً اقتصاد کشورهای غربی ضربه زده است. بحث سیاست‌های ارزی چین چنان بالا گرفت که در میانه سال ۱۳۸۹ در رسانه‌های دنیا و به تبعیت از آن در رسانه‌های ایران بحث داغی به نام «جنگ ارزی» خودنمایی کرد. در چهاردهم اکتبر سال ۲۰۱۰ نشریه معتبر اکونومیست در مقاله نخست خود اسکناس‌هایی را نشان داد که به شکل هواپیماهای کاغذی درآمده و با خشم به سمت یکدیگر هجوم می‌برند. مقاله‌ایکه ذیل عکس مذکور در نشریه اکونومیست منتشر شد، چنین عنوانی را انتخاب کرده بود: «جنگ ارزی چگونه متوقف می‌شود؟» اولین نکته‌ای که با خواندن این تیتر در ذهن مخاطب برجسته می‌شد این نکته مهم بود که اختلاف‌نظر کشورهای قدرتمند در سیاست‌های ارزی چنان اهمیتی پیدا کرده که رسانه‌ها به راحتی می‌توانند آن را در حد یک جنگ بررسی کنند. جنگ‌ها معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که منافع کشورها در حدی به خطر می‌افتد که سیاست‌گذاران، جنگیدن برای حفظ منافع را به صرفه می‌بینند. در حقیقت بحث، جنگ ارز‌ها نبوده و نیست، بلکه می‌توان گفت جنگ سیاست‌های ارزی است که آن هم بدون شک مستقل از سیاست‌های پولی نیست.

نتیجه بحث تا به اینجاچنین است که لازم نیست وقتی ارز ارزان می‌شود خوشحال باشیم و وقتی ارز گران می‌شود الزاماً اندوهگین شویم. تشویق دولت به کاهش نرخ ارز یا عدم افزایش نرخ ارز چه بسا که راهکار صحیحی نباشد. اگر از نظر عامه مردم، موفقیت اقتصادی دولت‌ها با شاخص نرخ ارز سنجیده شود شاید دولت‌ها برای عوام‌فریبیبا وجود نظر کارشناسان با جلوگیری از تقویت پول ملی نسبت به عوام‌فریبیو آسیب زدن به اقتصاد ملی اقدام کنند. آن‌چه از اظهارات مقامات دولت و بانک مرکزی و توصیه‌های بسیاری از اقتصاددانان فهمیده می‌شود این است که سیاست‌گذاران ارزی به دو نکته مهم توجه دارند یکی تثبیت نرخ ارز و دومی افزایش تدریجی نرخ ارز حداقل متناسب با نرخ تورم. دولت اگر قصد داشته باشد از رانت و سوء‌استفاده جلوگیری کند چاره‌ای ندارد در اولین فرصت نسبت به تثبیت نرخ ارز اقدام کند. بعید به نظر می‌رسد تثبیت نرخ ارز به سمت‌و‌سوی نرخ پایین‌تر (نرخ ارز دولتی) اتفاق بیفتد.اگر قرار باشد انتقادی به سیاست‌گذاران شود باید پرسیده شود چرا طییکسال گذشته در جهت یکسان‌‌سازی نرخ ارز اقدام نشده است؟از طرفی، با تجربه‌ای که در سال‌های۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ در ارتباط با جهش چند برابری نرخ ارز حاصل شد سیاست‌گذاران فراموش نکرده‌اند که اگر نرخ ارز متناسب با نرخ تورم افزایش نداشته باشد شاید با شوکی اقتصادییا غیراقتصادی، نرخ ارز به طور ناگهانی با جهش مواجه شود لذا سیاست‌گذاران تمایل دارند به افزایش تدریجی نرخ ارز حداقل متناسب با نرخ تورم توجه داشته باشند. حتی بعضی از کارشناسان اقتصادی معتقدند نرخ ارز باید بیشتر از نرخ تورم افزایشیابد تا محصولات خارجی در مقایسه با محصولات داخلی گران‌تر شده و تقاضا به سمت محصولات داخلی جابه‌جا شود. افرادی که از افزایش نرخ ارز متناسب با تورم دفاع می‌کنند مدافع سیاست حفظ تقریبی قیمتهای نسبی کالاهای داخلی و خارجی هستند.