نرخ بیکاری در 5 سال آینده 2.5 درصد افزایش می‌یابد

نامعادله دستمزد و اشتغال

مرکز پژوهش‌های مجلس در روزهای گذشته گزارشی تحقیقی را با هدف بررسی پتانسیل اشتغالزایی در رشته فعالیت ‌های مختلف صنعتی و نقش ساختار صنایع در تقاضای نیروی کار منتشر کرده است. نتایج این گزارش تحقیقی نشان می‌ دهد که نرخ دستمزد تاثیری بر اشتغالزایی ندارد. همچنین افزایش مقیاس تولید به عنوان یکی از مؤلفه‌های ساختاری بر تقاضای نیروی کار در بخش صنعت ایران تأثیرگذار است، به گونه ای که با افزایش در مقیاس تولید در صنایع، تقاضای نیروی کار تحریک و افزایش می یابد.

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
دستمزد
نوآوران -

یافته های این گزارش نشان می دهد که ارتقای رقابت پذیری صادراتی صنایع موجب افزایش استخدام نیروی کار توسط آنها می شود. هر چقدر صنعت مورد نظر صادرات‌گراتر باشد، اشتغالزایی نیز در آن بیشتر خواهد شد. ممکن است با افزایش مقیاس در یک صنعت اشتغال مستقیم زیادی ایجاد نشود اما به دلیل ارتباطات پیشین و پسین با دیگر صنایع، اشتغال غیرمستقیم زیادی ایجاد می شود. بررسی پتانسیل اشتغالزایی صنایع مختلف نشان می دهد که با توجه به مقیاس تولید و عملکرد صادراتی صنایع مختلف، به ترتیب صنایع تولید مواد غذایی و آشامیدنی، تولید مواد و محصولات شیمیایی و تولید سایر محصولات کانی غیرفلزی در رتبه اول صنایع با پتانسیل بالا اشتغالزایی قرار می گیرند. 

این گزارش می افزاید در توسعه صنایع مختلف باید موضوع جدی بحران آب را لحاظ کرد و در قالب سند جامع آب از صنایع مختلف در راستای اهداف اشتغالزایی استفاده کرد تا اشتغال پایدار و مولد حاصل شود. یکی از صنایعی که می توان با تغییر ساختار )از قبیل به روز شدن تکنولوژی و استفاده از پلتفرم های جدید و مشترک، ارتقای کیفیت، کاهش هزینه های سربار و قیمت تمام شده و...) و رقابت پذیر کردن آنها پتانسیل اشتغال بالایی ایجاد کرد، صنعت خودرو (در کل زنجیره تولید) است. در صورتی که در این صنعت نگاه صادراتی حاکم شود، می توان پتانسیل اشتغالزایی مناسبی برای آن تصور کرد.

مرکز پژوهش‌های مجلس نتیجه گرفته است که اگر هدف دولت افزایش اشتغالزایی در بخش صنعت است، اقتصادی کردن مقیاس صنعت و یا افزایش اندازه بنگاه ها و توجه جدی به صادرات محور شدن آنها در دستیابی به این هدف بسیار مؤثر خواهد بود. گزیده‌ای از مطالعه تحقیقی مرکز پژوهش های مجلس در ادامه می آید:

چالش بیکاری

ایجاد و تأمین اشتغال، به ویژه برای جوانان همواره یکی از دغدغه های جامعه و سیاستگذاران اقتصادی بوده است. درحال حاضر، با توجه به رشد جمعیت در دهه های قبل و جذب ناکافی نیروی کار در مشاغل و نیز ترکیب نیروی کار که بخش بزرگی از آن را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل می دهند، اشتغال به یک چالش مهم برای دولت تبدیل شده است. برآوردها نشان می دهد که در 5 سال آینده به طور متوسط 2.5 درصد به افراد متقاضی کار در جامعه ایران اضافه خواهد شد .

این موضوع اهمیت توجه جدی به اشتغالزایی فعالیت های اقتصادی به منظور پاسخگویی به این موضوع را نمایان می کند. در این میان بخش صنعت به طور بالقوه نقش مهمی در جذب نیروی کار دارد. با این حال، بررسی ها نشان می دهند که علیرغم اینکه رشد صنعتی در گذشته رخ داده، این رشد به میزان قابل توجهی فرصت جذب بیکاران و کاهش نرخ بیکاری را فراهم نکرده است. می توان تعلیق بخشی از کارگاه های صنعتی طی یک دهه گذشته را یکی از دلایل عدم اشتغالزایی کافی در کل بخش صنعت، علیرغم رشد متوسط اشتغال در بنگاه های موجود دانست. یکی دیگر از فرضیات این است که ساختار بخش صنعت در ایران عمدتا بر بنگاه ها و فعالیت هایی متمرکز شده است که اشتغالزایی کمتری ایجاد می کنند. ازسوی دیگر، سوال مهم این است که کدام صنایع می توانند در آینده در صورت برنامه ریزی مناسب، اشتغال بیشتری ایجاد کنند. با توجه به اینکه اقتصاد ایران طی سال های آینده با عرضه قابل توجه نیروی کار با تحصیلات دانشگاهی روبرو است، تقویت بخش صنعت می تواند فرصت های شغلی مناسب را برای این افراد فراهم کند. در واقع مسئله این است که چه عواملی بر میزان اشتغال و استخدام نیروی کار در بخش صنعت در ایران مؤثر هستند و نقش ویژگی های ساختاری در تقاضای نیروی کار صنعتی چیست؟ پاسخگویی به این پرسش ها به سیاستگذاران کمک خواهد کرد که در برنامه ریزی های اشتغال، صنایعی را در اولویت قرار دهند که پتانسیل بالاتری برای ایجاد اشتغال دارند.

دستمزد ارتباطی به اشتغالزایی ندارد

صنایعی که مقیاس تولید بالاتر و رشد اقتصادی بیشتری دارند، ظرفیت بالاتری نیز برای استخدام نیروی کار در آنها وجود دارد. بر این اساس می توان از این معیارها برای تعیین پتانسیل اشتغالزایی صنایع مختلف استفاده کرد. لذا صنایعی که مقیاس تولید در آنها رشد بیشتتری داشته باشد، پتانسیل اشتغالزایی بالاتری نیز در آینده خواهند داشت.

بررسی های حاصل از مدلسازی اقتصادسنجی نشان می دهد که بین سال های 1383 تا 1392 ارزش افزوده تولید شده به ازای هر بنگاه (که شاخصی از متوسط مقیاس تولید در هر رشته فعالیت صنعتی است) و نسبت صادرات به ارزش افزوده (شاخصی از رقابت پذیری صنعت مورد نظر) آثار مثبت و معناداری بر استخدام نیروی کار صنعتی در ایران داشته اند. در مقابل، نتایج نشان می دهد که نرخ دستمزد (حقیقی) نقش مهمی در تقاضای نیروی کار صنایع در ایران ندارد. به بیان دیگر، تقاضای نیروی کار در ایران ربطی به دستمزد نیروی کار ندارد. به نظر می رسد که دستمزد نیروی کار عامل محدودکننده مهمی در تقاضای نیروی کار توسط بنگاه های صنعتی در ایران نیست و پایین بودن دستمزد حقیقی در ایران و عدم تعدیل متناسب آن با نرخ تورم در بسیاری از سال ها عامل مهمی در عدم تأثیرگذاری دستمزد در تصمیمات بنگاه های صنعتی در ایران باشد.

همچنین نرخ سود حقیقی تسهیلات پرداختی به بخش صنعت نیز به عنوان شاخصی از هزینه سرمایه تاثیر معناداری بر تقاضای اشتغال بنگاه ها نداشته است. نتایج نشان می دهد که ضریب ارزش افزوده که در واقع نشانگر تأثیر ارزش افزوده هر بنگاه می باشد، معنادار و مثبت بوده و مقدار آن 0.4 است. این ضریب نشانگر تاثیر مقیاس تولید به عنوان یکی از مؤلفه های ساختاری بر تقاضای نیروی کار در بخش صنعت ایران است. از سوی دیگر در بین رشته فعالیت های مختلف صنعتی، صنایعی که مقیاس بزرگتری دارند، توان تحریک بیشتری در اشتغالزایی خواهند داشت. یافته های گزارش نشان می دهد که رقابت پذیری صنایع موجب افزایش تحریک در تقاضای نیروی کار می شود. ضریب نسبت صادرات به ارزش افزوده که شاخصی از میزان رقابت پذیری در صنعت مورد نظر است، مثبت و معنادار است. این نشان می دهد که هر چقدر صنعت مورد نظر صادرات‌گراتر باشد، اشتغالزایی نیز بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. همچنین در بین رشته فعالیت های صنعتی، صنایعی که رقابت پذیر و صادرات‌گرا هستند، از پتانسیل بیشتری برای اشتغالزایی برخوردارند.

نگاه صادراتی به صنعت خودرو

 بررسی پتانسیل اشتغالزایی صنایع مختلف نشان می دهد که با توجه به سهم صنایع از کل شاغلان، رشد مقیاس تولید و نیز عملکرد صادراتی آنها، به ترتیب صنایع تولید مواد غذایی و آشامیدنی، صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی و صنایع تولید سایر محصولات کانی غیرفلزی در رتبه بالای صنایع با پتانسیل بالا قرار می گیرند. لازم به ذکر است که درخصوص صنایع آب‌بر باید موضوت بحران آب و دورنمای آن در ایران مورد تأکید قرار گیرد و اولویت این صنایع باید در قالب سند جامع آب تعریف شود. در بین صنایعی که می توان با تغییر ساختار )ازجمله تغییر تکنولوژی، ارتقای کیفیتت، کاهش هزینه های سربار، ارتقای خدمات پس از فروش، استفاده از پلتفرم های به روز جهان و...) و رقابت پذیر کردن آنها پتانسیل اشتغال بالایی ایجاد کرد، صنعت خودرو )در کل زنجیره تولید)قرار دارد. این صنعت علی رغم سهم 10درصدی از اشتغال، نسبت صادرات به ارزش افزوده 6.8 درصدی دارد که بسیار پایین تر از متوسط کل بخش صنعت است. در صورتی که در این صنعت نگاه صادراتی حاکم شود، می توان پتانسیل اشتغال مناسبی برای آن تصور کرد. در مجموع باید گفت که اگر هدف دولت افزایش اشتغالزایی در بخش صنعت است، توجه به اقتصادی کردن مقیاس صنعت و یا افزایش اندازه بنگاه ها و توجه جدی به صادرات محور شدن آنها به این هدف کمک خواهد کرد.