مناظره پرحاشیه راغفر و آخوندی

تفاوت سوسیالیسم و اقتصاد رفاقتی

اسم فساد سوسیالیسم نیست. ما در اینجا دولت نداریم. نمی توان نام دربار را دولت گذاشت. کار دولت جمع آوری مالیات و ارائه خدمات عمومی و رفاهی به مردم است، نه بخشش اموال آنها به اقلیتی خاص

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
حسین راغفر
نوآوران -

نوآوران - عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی و حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه روز دوشنبه در میزگردی اقتصادی با عنوان «سوسیالیسم بازار و سوداگری در ایران» در دانشگاه صنعتی شریف به طرح نظرات خود در رابطه با بازار آزاد، سوسیالیسم و فساد در ایران پرداختند.

 این میزگرد با حواشی قابل توجهی همراه بود، از جمله هنگامی که حسین راغفر در پاسخ به یکی از حضار که خواستار صحبت های آگاهانه تر در دفاع از کارآفرینان شده بود، به ماجرای اجرای حکم شلاق 17 کارگر معترض معدن آق دره در ارومیه اشاره کرد. متن صحبت های آخوندی و راغفر در این میزگرد در ادامه می آید:

چرا نظام بازار در ایران شکل نگرفت

عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در این میزگرد با اشاره به 4 محور اصلی صحبت هایش، گفت: گزاره نخست این است که اساسا جریان مدرنیته و نوگرایی در ایران با گرایش چپ وارد ایران شد و با گذشت ۱۰۰ سال از مشروطه، هنوز هم سایه اندیشه چپ را در تمام فرآیندهای روشنفکری، دولت مدرن، فرآیند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌توان دید.

او در ادامه بیان کرد: گزاره دوم این است که آیا اساسا چیزی به مفهوم بازار آزاد در ایران وجود دارد؟ یا نظام، نظام بازار سوداگری (مرکانتیلیستی) است. معتقدم نظام بازار در ایران شکل نگرفت، زیرا آنچه در ایران تحت عنوان نظام بازار آزاد نقد می‌شود به واقع نقد نظام بازار آزاد نیست. همچنین گزاره سوم این است که در هنگام صحبت از سیاست های اقتصادی باید یک‌بار از دیدگاه جامعه شناسی اقتصادی و بار دیگر از منظر اقتصاد سیاسی به موضوع نگاه کنیم.

عضو کابینه یازدهم افزود: ارزیابی تله سیاست در سیاست‌های اقتصادی بسیار مهم است. گزاره چهارم نیز این نکته است که اساسا ایسم‌ها مشکلی از مشکلات کشور ایران حل نمی‌کنند و آنچه که سرانجام باید به آن توجه داشته باشیم مفهومی است تا بتوانیم در ایران مورد بازخوانی قرار دهیم.

آخوندی با اشاره به تاریخ ایران، افزود: در رجوع به عصر ناصری در شرح مفهوم بازار می‌بینیم که تجار بزرگی داشتیم که اتحاد منافع فراوانی با دربار داشتند و در همه چیز از جمله سود با هم شریک بودند و عمده فعالیت‌های آن دوره نه بر مبنای شفافیت، رقابت و فناوری که در مبادله امتیاز بوده است.

او ادامه داد: اساسا نقد مرکانتیلیستی از آنجا شروع شد که اگر بخواهیم اقتصادی داشته باشیم که رفاه اجتماعی ایجاد کند باید به تخصص‌گرایی برسیم که آدام اسمیت نیز آن را مطرح کرد. همچنین نکته من این است که بیش از ۱۰۰ سال از مشروطه گذشت و ما هیچگاه نتوانستیم وارد بازار آزاد اقتصادی شده و از سوداگری عبور کنیم.

آخوندی ادامه داد: در ایران آنچه رخ داد این بود که قبل از مشروطه، تجار خارجی جای تجار داخلی را گرفتند و توزیع منافع بتدریج به تجار خارجی داده شد که آخرین آنها در دوره قاجار، امتیاز تنباکو بود. در عمل در ابتدا کار همکاری بین دربار، تجار داخلی و همچنین خارجی بود اما بتدریج که تجار داخلی ریشه دواندند تجار خارجی را کنار زدند تا مشروطه رخ داد و تجار توانستند خود را پیدا کنند و در نهایت توانستند در مجلس نیز حضور پیدا کنند. اما همه چیز در مشروطه دوم مخدوش می‌شود که عمده جو روشنفکری نیز تحت تاثیر همان دوره است.

او در ادامه با اشاره به ادامه روند اندیشه های سوسیالیستی در پهلوی دوم به شکل‌گیری حزب توده و نفوذ اندیشه چپ در ایران اشاره کرد و گفت: در دهه ۴۰ انقلاب سفید شاه و مردم بخش اصلی زیربنایی فکری بود که ناشی از اندیشه های سوسیالیستی است. اصلاحات ارضی، واگذاری سود کارخانجات به مردم و اصل چهاردهم انقلاب سفید شاه و ملت در سال ۵۳ که همان پدربزرگ قانون حمایت از مصرف کننده می شود.

آخوندی ادامه داد: جریان گسترش سوسیالیسم در پهلوی دوم و پس از آن را هم در سیستم اقتصادی و هم در جریان هایی که توسط فرح (همسر شاه) ادامه یافت و هم در تمامی سیستم های فرهنگی و در صدا و سیما شاهد بودیم. معتقدم بحث سوسیالیسم بحثی ریشه دار تر از بحث روز ما است و اساسا به نحوه ورود اندیشه نوگرایی به ایران مرتبط است. از طرفی آنچه ما در سنت داشتیم سیستم سوداگرایانه بود که در آن مباحثی همچون بازار آزاد معنایی نداشت و بازار به دنبال آن بود تا خود را به قدرت وصل کند و این بحث تا انقلاب ادامه داشت.

او گفت: اصلی ترین آموزه سوسیالیسم مالکیت ابزار تولید بود و اینکه ابزار تولید در اختیار کیست؟ اصل ۴۴ قانون اساسی می‌گوید که تمام ابزار تولید در اختیار دولت است و ما این روند را در اساسنامه حزب کارگر در اروپا از سال های ۱۹۱۸ تا ۲۰۱۳ نیز شاهد بودیم.

آخوندی ادامه داد: بر اساس سیاست‌های ابلاغی اصل ۴۴ به تمامی عناوین بخش خصوصی اجازه ورود به اقتصاد و بهره‌مندی از آن داده شد که تحول بزرگی به شمار می آید. اما مهم این است که تله سیاست را در این اصل پیدا کنیم و این آن چیزی است که رخ داد. بدین معنا و بر اساس آمار، خصوصی سازی در ایران به معنای واقعی خصوصی سازی نبود، بلکه تغییر واگذاری‌ها به دیگر نهادهای دولتی و عمومی، خصوصی‌سازی تلقی شد و اصل ۴۴ در تله سیاست افتاد.

او در ادامه بیان کرد: بارها راجع به قیمت حامل انرژی بحث شد و اینکه تا آزاد نشود امکان صرفه‌جویی انرژی وجود نخواهد داشت. کل داستان بهینه‌سازی مصرف انرژی چه سرنوشتی در ایران پیدا کرد؟ نخست اینکه گفته شد به هیچ وجه افزایش قیمت نداریم و ۱۰درصد رشد را نیز نخواهیم داشت. در یک لحظه ایست کرد و تمام منابعش یارانه‌هایی شد که توزیع شدند. یعنی هر مرتبه کل داستان هدفمندی یارانه‌ها و اصلاح قیمت ابزار توزیع یارانه برای یک هدف کاملا سیاسی شد.

وزیر راه و شهرسازی در عین حال گفت: اگر به مفاهیم سوسیالیسم، بازار آزاد، مرکانتالیسیم (سوداگری) دقت نکنیم در اصلاحات بعدی بار دیگر در تله سیاست می افتیم. در جریان تله سیاست مفهوم چپ در ایران قلب ماهیت پیدا کرد. بدین معنا، اندیشه چپ هیچگاه در ایران منجر به دولت رفاه نشد. کسی نیست که ادعا کند سیستم جامع رفاه داریم. به رغم آنکه به شکل گسترده ای هزینه های رفاهی در بخش های مختلف داریم.

دربار یا دولت؟

حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه در این میزگرد با اشاره به اظهارات پیشین آخوندی که سازمان حمایت از مصرف‌کننده و نهادهای قیمت‌گذار را سوسیالیستی خوانده بود، گفت: ما نمی توانیم اسم هر اقدامی را سوسیالیسم بگذاریم، به خصوص برای نشان دادن کارکرد درست یا نادرست سازمان حمایت از مصرف کننده. دوستان می گویند سازمان حمایت از مصرف کننده و تولید کننده نهادی سوسیالیتی است، اما این سازمان نتیجه آش شوله قلم کار اقتصاد ایران است. نام این سوسیالیسم نیست.

او ادامه داد: برای یادآوری به دوستان بد نیست بگویم که قیمت تاکسی در نیویورک در هیاتی متشکل از شهردار، صنف تاکسی داران و کمیته حمایت از مصرف کنندگان تعیین می شود. در ژاپن، دولت قیمت تاکسی را تعیین می کند. ما یه شکل خالص سوسیالیسم داریم و یک شکل خالص سرمایه داری. ما می توانیم در کشورهای مختلف آمیزه ای از هر دو را ببینیم و باید بتوانیم از از تجربیات آنها برای شناخت و حل مساله ایران استفاده کنیم.

این کارشناس مسائل اقتصادی در ادامه افزود: فساد بر اقتصاد ایران حاکم است، اما این سوسیالیسم نیست. نکته واقعی این است که بازار آزاد اصلا در کجا شکل گرفته است که ما دومی آن باشیم. آنچه در عالم واقع داریم، بازار آزاد نیست، بلکه اشکال مختلف انحصار است. درجه انحصار در جاهایی بیشتر است و در جاهایی کمتر. به علاوه مدینه فاضله بازار آزاد از اساس تحقق پذیر نیست. اتفاقا تجربه ایران یکی از بهترین تجربه هاست که چطور به اسم بازار آزاد مردم را غارت کردند. الگوی اقتصاد ایران، سرمایه داری رفاقتی است. ویژگی این سرمایه داری رفاقتی، دسترسی سهل به اطلاعات بانکی برای رفقا، دوستان، آشنایان ، اقوام و... است. برای مثال، در سال 84 که دولت نهم سرکار آمد، دیون معوقه بانکی 12 هزار میلیاردتومان بود، اما هنگامی که دولت تحویل داده شد، دیون معوقه بانکی 160 هزار میلیارد تومان شده بود.

راغفر تصریح کرد: این بخشش ها از موضع قدرت صورت گرفته بود، یعنی با تلفن فلان مقام مسئول، وگرنه نظام بانکی ما ایرادی ندارد. اسم فساد سوسیالیسم نیست. ما در اینجا دولت نداریم. نمی توان نام دربار را دولت گذاشت. کار دولت جمع آوری مالیات و ارائه خدمات عمومی و رفاهی به مردم است، نه بخشش اموال آنها به اقلیتی خاص. در ایران عده ای در قدرت اند و هر جوری که بخواهند پول نفت را بین رفقا توزیع می کنند. اینگونه است که درآمدهای ناگهانی و جهشی یکشبه حاصل می شود. ویژگی دوم اقتصاد رفاقتی این است که ما سلطان شکر داریم. واردات چادر مشکی در انتحصار یکی دو نفر است. میوه نیزبه همین ترتیب است. سومین ویژگی این اقتصاد، دستکاری مداوم نظام قیمت گذاری است. یک عالمه  موبالی وارد می کنند، بعد یکبار تعرفه ها را بالا می برند و به همین راحتی میلیاردها تومان به جیب صاحبان قدرت سرازیر می شود. به جیب همان کسانی که نظام قیمت گذاری را دست کاری کردند. علت اصلی سقوط قدرت های بزرگ در تمام طول تاریخ بشری، ناکارامی و فسادهای عظیم بوده است. طرف میلیاردها تومان از بانک با سود چهار درصد وام گرفته تا  به اصطلاح کار تولیدی راه بیاندازد. اما پولش را در بانک دیگری سرمایه گذاری کرده است و 22 درصد سود می گیرد. این تازه بی عرضه بوده است. بیشتری ها پول ها را در تجارت سکه و ارز و... سرمایه گذاری کردند. تازه این جزء دیون 160 هزار میلیارد تومانی نیست. این آقا پولش را برگردانده است. آمار دقیقی ندارم، اما پای ارقام به مراتب بزرگتری وسط بوده است که می خواستند در کار تولیدی سرمایه گذاری کنند، اما زمینه ساز فساد شدند.

او ادامه داد: خودروهای لوکس در کشور برای بچه های همین هاست. در دنیا سه گروهند که پورشه سوار می شوند. یک گروه هنرپیشه ها، یک گروه بوکسورها و فوتبالیست ها و یک گروه قاچاقچی ها. کسی که تلاش کرده باشد، از این پول ها نمی تواند خرج کند. یکی از شروط نتیجه دادن بازار آزاد، برابری اطلاعات است. آیا در ایران برابری اطلاعات وجود دارد؟ شرط نتیجه دادن بازار آزاد بی طرفی قدرت است تا دست تنظیم گر بازار بتواند کار خودش را انجام دهد، اما این دست در ایران از ابتدا آرتروز داشته است. بازار محصول روابط قدرت است و این قدرت و دولت هستند که بازار را ایجاد می کنند. رقابت در ایران شکل نمی گیرد، چون منافع بزرگی شکل گرفته است. ما هنوز در ایران دولت نداریم، بلکه یک دستگاه بوروکراتیک عظیم داریم. بچه های بیشتر مدیران و مسئولان در همه دولت ها سمت داشته و دارند. بنابراین یکی از کارکردهای این دولت، توزیع منزلت است. بازار آزاد در هیچ جای دنیا، بدین معنا که گفته می شود، وجود ندارد. انسجام اجتماعی بدون درجه ای از برابری امکان پذیر نیست. امکان ندارد در جامعه ای سالم، یک عده برای تامین غذای شب شان زباله گردی کنند، و یک عده بچه هایشان را برای دیدن بازی فوتبال بارسلونا و رئال مادرید به اسپانیا بفرستند و حتی یک عده هواپیمای شخصی داشته باشند.

راغفر در بخش دیگری از این میزگرد گفت: متاسفانه سرمایه تجاری بر ایران سلطه دارد، چرا که دست کم دو انقلاب را هدایت کرده است. در ایران همه نهادهای نظامی، امنیتی و حتی برخی از بیوت علما در اقتصاد حضور دارند. به همه مصادره های پس از انقلاب نگاه کنید. کمتر مصادره ای از تجار اتفاق افتاده است، در حالی که بیشتر مصادره ها از صنایع بودند. ویژگی اقتصاد ایران، سلطه سرمایه تجاری، ناتوانی و مصرف گرایی و انباشت سرمایه است.