مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور مطرح کرد

صدای ضربان نبض اقتصاد ایران را می شنوم

این روزها اقتصاددان کم مصاحبه حسن روحانی، زبان به سخن گشوده و از هر رسانه‌ای برای دفاع از عملکرد اقتصادی دولت یازدهم استفاده می‌کند. گویا مسعود نیلی(مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور) بزنگاه مهمی را برای ارائه گزارش عملکردهای اقتصادی دولت انتخاب کرده است.

  1. ۲ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
صدای ضربان نبض اقتصاد ایران را می شنوم
نوآوران -

در این راستا روز گذشته، مصاحبه مفصل نیلی با خبرگزاری فارس، بر روی خروجی این سایت قرار گرفت که در آن وی دوباره تمام قد از عملکرد دولت روحانی دفاع می‌کند. نیلی با اشاره به دستاوردهای برجام، اشتغالزایی و افزایش انضباط‌ مالی دولت را از مهم‌ترین موفقیت‌های دولت یازدهم عنوان می‌کند. در ادامه بخشی از مهم‌ترین اظهارات نیلی را می خوانید:

    بی‌انضباطی مالی دولت‌ها تحت تاثیر افزایش درآمدهای نفتی بود

معمولاً در اقتصاد ما اگر درآمد حاصل از فروش نفت بالا باشد، دولت‌ها آن را در بودجه خرج می‌کنند، در این وضعیت دولت حقوق کارمندانش را اضافه می‌کند، استخدام‌ها را بیشتر می‌کند و یکسری طرح و پروژه را شروع می‌کند. چه طرحی که شما شروع می‌کنید، چه کارمندی که استخدام می‌کنید و چه حقوقی که اضافه می‌کنید برای دولت تعهد پایدار ایجاد می‌کند. دولت دیگر نمی‌تواند بگوید در سالی که قیمت نفت کم شد، حقوق شما را نیز کم می‌کنیم. پس در اینجا یک تعهد بلند مدتی برای دولت ایجاد می‌شود. توجه داشته باشید که در اینجا، منشا ایجاد تعهد که درآمد نفت است موقتی است اما تعهد ایجاد شده، همیشگی است.

بخش ارزی درآمد حاصل از فروش نفت که به بانک مرکزی رفته، در یک طرف پایه پولی و حجم نقدینگی را اضافه می‌کند و در نتیجه تورم کل اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در طرف دیگر، قسمتی از درآمد حاصل از فروش نفت صرف واردات می‌شود، واردات بر حسب شدتی که دارد، می‌تواند مکمل تولید داخلی باشد یا اینکه جایگزین تولید داخلی شود. آنچه ما نمی‌خواهیم این است که واردات جایگزین تولید داخلی شود، چراکه در این صورت اشتغال ایجاد نمی‌شود و تولید کننده داخلی تضعیف می‌شود.

    تنش با دنیا در دوران تشدید وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی

درست در زمانی که ما به نفت و واردات وابسته می‌شدیم، اتفاق دیگری در عرصه سیاست خارجی ما می‌افتاد و آن این بود که در سیاست، با دنیا درگیرتر می‌شدیم. در آن برهه، تجارت خارجی و سیاست خارجی ما در نقطه مقابل هم حرکت کردند. یعنی در اقتصاد از طریق واردات متکی به محصولی که پیچ تنظیمش دست جایی بود که با آن درگیر بودید و هرچه بیشتر آسیب‌‌پذیر و شکننده می‌‌شدید. طرف مقابل هم دقت می‌کرد که چه زمانی برای او بهینه است که فشار اصلی را وارد کند.

آمریکا در دی‌ماه 90 تحریم نفت و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را امضاء کرد. این تحریم بدین‌گونه بود که کشورهایی که نفت از ایران خریداری می‌کنند باید ظرف 6 ماه جایگزین پیدا کنند چرا که در آن زمان خرید نفت از ایران طبق جدولی قرار خواهد گرفت که به یکباره باید کاهش قابل توجهی داشته باشد و در ادامه نیز باید سالی 20 درصد کم شود تا به مقدار معینی برسد.

         ادعای رکود حرف درستی نیست

امروز مسلماً در شرایط رکود به سر نمی‌‌بریم. نمی‌دانم کدام کارشناسان هستند که می‌توانند مبتنی بر ارقام و آمار استدلال کنند که ما الان در وضعیت رکودی هستیم. در خصوص آن نامه نیز از همان 4 وزیر سئوال کنید. یک وقتی من ادعا می‌کنم که اقتصاد ما خیلی سرحال است، در حالی‌که من این را نمی‌گویم. من می‌گویم رکود تعریف دارد، ما الان مصداق تعریف رکود نیستیم. اینکه گفته می‌شود رکود بیداد می‌کند و بزرگترین رکود وجود دارد، بر اساس مبانی علمی حرف درستی نیست.

امروز دست ما نسبت به سال 93 در حوزه اقتصادی خیلی پرتر است، آمارهای اولیه‌ درخصوص زمستان 94 و بهار 95 نشان از بهبود شرایط کشور در مقایسه با 3 ماهه‌های مشابه در سال قبل و فصل قبلی آن دارد. نه اینکه در رکود بودیم و از رکود خارج شدیم بلکه شرایط بهتر شده است. در سال 93 فروش نفت و همچنین خودرو که صنعت بزرگی در کشور ما است نقشی پررنگ تر از سایر فعالیت‌ها در افزایش تولید داشتند.

در سال 93برخی از واحدهای تولیدی محصولاتی را که تولید کردند نتوانستند بفروشند یعنی خریدار نداشتند. بنابراین موجودی انبارشان بالا رفت. حال چیزی که امسال مشاهده می‌‌شود دو تفاوت نسبت به سال 93 دارد. اولاً اینکه توزیع در رشته فعالیت‌های صنعتی گسترده‌تر است و دوم و مهم‌تر هم اینکه رشد فروش از رشد تولید پیشی گرفته یعنی تقاضا بیشتر شده و موجودی انبار کاهش پیدا کرده است.

             اشتغالزایی در دوران بی‌ثباتی رشد اقتصادی

یکی از عملکردهای مثبتی که در اقتصاد ما اتفاق افتاده، همین اشتغالزایی بوده است آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور در وضعیت خوبی از نظر رشد اقتصادی به سر نمی‌برده است. البته ترکیب این اشتغال نیز مهم است. برای نمونه نمودار دیگری که به شما ارائه می‌دهم وضعیت اشتغال در صنعت و ساختمان را نشان می‌دهد. تعداد شاغلین اقتصاد ما در فاصله سال‌های 84 تا 91 تقریباً ثابت مانده اما در این فاصله 7 میلیون و 300 هزار نفر به جمعیت در سن شغل اضافه شده است و کشور با این مسأله بزرگ مواجه شد. درست است که در این شرایط بد اقتصادی اشتغال نسبتاً خوبی ایجاد شده اما باید میزان شغلی که ایجاد می‌کنیم بسیار بالاتر از اینها باشد و اگر بخواهد این اتفاق بیفتد باید سرمایه‌گذاری در کشور رخ دهد. سرمایه‌گذاری هم اگر بخواهد صورت گیرد منابع لازم دارد، منابع ما نیز الان بسیار محدود است.

   منتقدان برجام شناخت دقیقی از دستاوردهای برجام ندارند

همه کسانی که در نقد برجام صحبت می‌‌کنند، در ادامه نمی‌گویند که پیشنهاد جایگزین آنها چه بوده است. اگر می‌‌خواستیم همان مسیر قبلی را ادامه دهیم الان کجا بودیم؟ من نمی‌گویم برجام اگر نبود ما می‌رسیدیم به 500 هزار بشکه (چون واقعاً آن می‌شد و باید به آن می‌رسیدیم). محاسبه من خیلی خوشبینانه‌تر از این حرف‌ها است. فرض کنید ما که در 10 ماهه اول سال گذشته یک میلیون و 340هزار بشکه نفت و میعانات صادر می‌کردیم که آن هم سقف مجازمان بود بدون برجام به سال 95می‌رسیدیم و همان مقدار را ادامه می‌دادیم.

یک میلیون و 340 هزار بشکه فروش نفت به 2 میلیون و 500 بشکه رسیده است اما قیمت نفت کاهش پیدا کرد. نتیجه این شد که درآمد نفت 36میلیارد دلار شد. حال می‌گویید تفاوتی نسبت به قبل برجام احساس نمی‌کنیم. اگر می‌خواهید تاثیر برجام را احساس کنید 36 میلیارد دلار درآمد را تبدیل به 21 میلیارد دلار کنید (به زمان قبل از برجام و فروش یک میلیون و 340 هزار بشکه)، آن وقت تأثیر برجام را خواهید دید.