فکر "تغییر رفتار همسر" را از ذهن دور کنید

دلخواه دیروزتان، ناخواستنی امروزتان

چون او را دوست دارم می‌خواهم تغییر کند! من از این‌که او مبادی آداب نیست خجالت می‌کشم! همسر همکارم چنان متشخص و با وقار است که نگو... حسرت می‌خورم که چرا همسر من مثل او نیست!

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
همسر
نوآوران -

این جملاتی است که غالباً این روزها از زنان و مردان شنیده می‌شود. در‌واقع همسران انگیزه‌های مختلف و دلایل متعددی برای تغییر و اصلاح طرف مقابل‌شان دارند.

گاهی با ادعای دوست داشتن تمایل دارند همسرشان را تغییر دهند، گاهی از روی شرمندگی، دوست دارند تغییری در رفتار و یا ظاهرش ایجاد کنند و گاهی اوقات نیز از انتخاب و ازدواج‌شان پشیمان شده و دچار بیماری مقایسه می‌شوند و سعی می‌کنند با ایجاد اصلاحاتی، همسرشان را وفق مرادشان سازند.

علت تمایل به تغییر هرچه باشد، اصرار به اصلاح طرف مقابل، مایه بدبختی بسیاری از زندگی‌های زناشویی می‌شود.

همان‌طور که قدیمی‌ترها می‌گفتند گل بی‌عیب فقط خداست. پس باید بپذیرید که هر نقطه قوتی، یک ضعف دارد و فراموش نکنید، هر نقطه مثبتی، با وجود یک ضعف اساسی که به همراه دارد تنها با آن نیز می‌تواند معنا و مفهوم پیدا کند!

 به این سوال، به طور خصوصی اما بی‌رودربایستی پاسخ دهید: چرا عاشق همسرتان شدید؟! دقیقاً علت عاشق شدن‌تان را به یاد آورید.

درست است تعجب نکنید. دقیقاً همان چیزی که دلیل علاقه‌مندی شما به همسرتان بوده، هم اکنون منجر به ناراحتی و دلخوری‌تان شده است. این حقیقت، یک اصل بنیادین در روابط زناشویی است. علت جذب، سال‌های بعد دلیلی بر دفع و دوری می‌شود. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که بسیار آرام و ساکت است، سال‌های بعد ملتمسانه دوست خواهید داشت که او بشاش باشد چراکه از سرد و بی‌عاطفه بودنش خسته شده اید. اگر عاشق خوش مشربی و گشاده‌رویی همسرتان شده‌اید، اکنون دوست دارید برای لحظه‌ای هم شده، سکوت اختیار کند و هیچ نگوید. اگر عاشق جدیت و تلاش همسرتان شدید، امروز دوستدار آنید که لحظه‌ای قرار داشته باشد و دست از کوشش و مجاهدت بردارد.

یادتان باشد، ویژگی مورد اکراه امروز، همان خواستنی دیروزتان بوده است.

اگر خواهان یک ازدواج شاد، آرام و موفق هستید، باید اراده جزم کنید و خط قرمز پررنگی بر تصور اشتباه " تغییر و اصلاح همسر"  بکشید. باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و او را آن‌گونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید چراکه اصلاح و یا تغییر دادن همسر به دو دلیل اندیشه‌ای بس عبث و ساده اندیشانه است:

اول این که شما هرگز موفق به این کار نخواهید شد. دوم آن‌که انسان‌ها چون خانه‌های قدیمی هستند، اگر جایی از آن‌ها را ترمیم و درست کنید، بی‌شک چیزی دیگری در آن‌ها ویران و نابود می‌شود.

بپذیرید که شما هرگز نمی‌توانید همسرتان را اصلاح کنید چون تغییر دادن دیگران، یک کار درونی است و انگیزه‌ای درونی نیز می‌خواهد پس هیچ‌وقت نمی‌توان کسی را از بیرون و به اجبار مجبور به تغییر کرد.

پیش از ازدواج باید رفتار همسرتان را به طور دقیق رصد می‌کردید. حالا که دیگر ازدواج کرده‌اید، چشم‌و‌گوش‌های‌تان را ببندید و دست از ازریابی کردن بردارید. انتقاد و سرزنش شما بی‌فایده است. بپذیرید که دیگر زمان درست کردن همسرتان تمام شده است. چه بخواهید و چه نخواهید با اصرار به تغییر و اصلاح، راه به جایی نمی‌برید.

از مَرکب قضاوت پائین بیائید. حس نقاشی را داشته باشید که می‌خواهد تصویر زیبایی را خلق کند، اولین اصل موفقیت هنرمند نقاش، آن است که همه چیز را همان‌طور که هست، قبول کنید. پس نقاش ماهر همسرتان شوید. به جای اصلاح همسرتان، او را همان‌طور که هست بپذیرید و به همسرتان نیز بفهمانید که او را آن‌طورکه هست، با تمام نقاط مثبت و منفی که دارد، قبول کرده‌اید و با وجود نقص‌هایش، او را بی‌نقص می‌بینید و کل مجموعه وجودی او را دوست دارید و عاشقش هستید.

وقتی همسرتان را بپذیرید و تحسینش کنید، معجزه دلخواه‌تان اتفاق می‌افتد. او را تحسین و راهنمایی کنید. به او آموزش دهید و خود الگو مساعدی باشید.

اما یادتان باشد هرگز مجبور به تغییرش نکنید. او را دوست داشته باشید و رهایش کنید اما برای اصلاح او فضا دهید. بی‌گمان همسرتان با پذیرش خود خواهد توانست بر خلقیات و ویژگی‌های نه چندان مناسب خویش رنگ و لعاب ویژه‌ای بخشد شاید بدان سان که شما طالب و خواهان آنید. البته اگر عجله نکنید و سرکوفتش نزنید و او را به همان‌گونه که هست دوست داشته باشد.

نوشتارهای مرتبط

تازه های خانواده