زندگی رؤیایی با تغییر خود

قانون زندگی قانون باورهاست

قوانین تلقین توسط دکتر امیل کوئه داروساز و روانشناس فرانسوی پایه گذاری شدند. دکتر کوئه یک روز در داروخانه خود مشغول کار بود که یکی از بیمارانش با عصبانیت وارد داروخانه شد و با همان حالت شروع به اعتراض کرد و گفت: آقای دکتر تمام داروهایی که به من دادی بی تاثیر هستند و هیچ تاثیری روی بیماری من ندارند.

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
قانون زندگی قانون باورهاست
نوآوران -

در زمانی که او داشت اعتراض می کرد انگار چیزی یا کسی در ذهن دکتر کوئه گفت: داروی قبلی بیمار را بگیر و با کپسول و رنگ دیگری به بیمار بده و به او بگو که این دارو، داروی جدیدی است که بیماران زیادی را درمان کرده است. او چنین کرد داروی قبلی را با پوشش و رنگ متفاوتی به بیمار داد وبه او گفت که دارویی که به تو می دهم تازه دستم رسیده، مطمئن باش که این دارو بیماری تو را معالجه خواهد کرد. بیمار دارو را با این ذهنیت که حتما بیماری اش با داروی جدید بهبود پیدا خواهد کرد، داروخانه را ترک کرد.

پس از چند روز بیمار دکتر کوئه با خوشحالی برگشت و به دکتر گفت: آقای دکتر از شما به دلیل داروی جدید ممنونم. داروی جدید بیماری مرا معالجه کرده است. دکتر امیل کوئه از اینکه داروی قبلی توانسته است بیماری او را معالجه کند بسیار متعجب شد. این همان داروی قبلی است، چگونه قدرت درمان بیماری با تعویض کپسول دارو زیاد شده است؟ حتی خودش به دارو مشکوک شد و آن را در آزمایشگاه خود آزمایش کرد. بعد از اینکه مطمئن شد دارو همان داروی قبلی است به این نتیجه رسید که جملاتی که به بیمار گفته است باعث معالجه بیمار گردیده است.این اولین جرقه ای بود که در ذهن دکتر امیل کوئه خورد. ولی اتفاق دیگری هم افتاد که باعث شد این نکته به صورت جدی تری از طرف دکتر کوئه پی‌گیری شود.

     زمان برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه

در یکی از روزها در هنگام صبح موقعی که پسر دکتر کوئه از خواب بیدار شد، دکتر کوئه به دلایلی شروع به پرخاش کرد و با عصبانیت سر پسرش داد زد و او را ملامت کرد. پس از این کار او پسرش را زیر نظر داشت و متوجه شد که تا چند روز شخصیت پسرش به هم ریخته و حال او دگرگون است. او در روزها و ساعات دیگری هم فرزندش را با عصبانیت سرزنش کرده بود ولی حال او را اینگونه دگرگون نکرده بود. برای اینکه مطئن شود در روز دیگری و همان ساعت یعنی اول صبح موقع بیدار شدن پسرش دوباره این کار را تکرار کرد و به همان نتیجه رسید. یعنی مشاهده کرد که تا چند روز پس از این ماجرا حال پسرش دگرگون است و این جرقه دوم بود که در ذهن کوئه خورد.

دکتر کوئه پس از اتفاقی که افتاد به این نتیجه رسید که هرگاه در اول صبح موقع بیدار شدن از خواب و یا در آخر شب موقع خوابیدن جملات مثبت و یا منفی به کسی گفته شود ذهن او تا چند روز درگیر آن جمله خواهد بود. او متوجه شد که در این ساعات ذهن ناخودآگاه افراد در بیشترین حالت برنامه‌پذیری است.در این ساعت‌ها می توان با تلقین های مثبتی ذهن بیمار را برنامه ریزی کرد.

     هیپنوتیزم بهترین حالت برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه

دکتر کوئه پس از پی بردن به اینکه ذهن انسان می تواند در ساعات و لحظه های مذکور بهتر و مفیدتر برنامه‌ریزی شود. با این ذهنیت او به بیمارانش می‌گفت: هنگام صبح در موقع بیدار شدن و یا آخر شب موقع بیدار شدن جملات مثبتی را به خود بگویند و با این کار می توانند ذهنیت مثبتی را نسبت به درمان بیماریشان ایجاد کنند. مشکل دکتر کوئه این بود که در این لحظه ها نمی توانست کنار بیمارانش باشد و ذهن آنها را در آن موقع برنامه‌ریزی کند، لذا دنبال چیزی و یا پدیده ای می گشت که بتواند ذهن ناخودآگاه افراد را به بالاترین حالت برنامه پذیری وارد کند.

او پس از مدتی با پدیده ای به نام هیپنوتیزم آشنا شد و متوجه شد که ذهن انسان در هنگام هیپنوتیزم بالاترین موقعیت برنامه پذیری و تلقین پذیری را دارد. پس از آن بیمارانش را هیپنوتیزم می کرد و جملات و کلمات مثبتی را به آنها تلقین می کرد و آنها را معالجه می کرد.

      قوانین تلقین

دکتر کوئه پس از تحقیقات فراوانی که انجام داد، قوانین تلقین را پایه گذاری کرد و این قوانین را در سه بند منتشر کرد که در ادامه به معرفی آنها می پردازیم.

       قانون توجه تمرکز یافته

دکتر کوئه بیان کرد که اگر کسی چیزی را در ذهن خود مرور کند و به آن بها دهد این ذهنیت کم کم جزیی از شخصیت او می شود و در وجود او نمود می کند پس اگر کسی پیش خود فکر کند که می تواند کاری را انجام دهد و به آن توجه کند آن کار را انجام می دهد و به نتیجه ای که در ذهنش به آن باور داشته است می رسد.و اگر کسی خلاف این ذهنیت عمل کند، یعنی این ذهنیت را داشته باشد که توانایی انجام کاری را ندارد، در نتیجه به ذهنیت خود جامعه عمل می پوشاند و قادر به انجام آن کار نخواهد بود.

      قانون اثر متضاد

این قانون می گوید: اگر کسی به عملی نبودن کاری ایمان داشته باشد ولی برای انجام دادن آن کار اقدام کند، هرچه بیشتر تلاش کند کمتر نتیجه می گیرد.

      قانون اثر عاطفی و هیجانی

معنی این قانون این است که اگر تلقینی با عاطفه و هیجان همراه باشد آن تلقین قدرت بیشتری می گیرد و در نهایت با شدت زیادی انجام می گیرد.

مثلا اگر پدر یا مادر شما و یا کسانی که شما علاقه و عاطفه زیادی به آنها دارید انجام کاری را از شما بخواهند شما هر چند که دوست ندارید آن کار را انجام دهید ولی به خاطر اینکه این کار خواسته کسی است که شما او را به شدت دوست دارید این کار را انجام می دهید. نمود این قانون در نامزدها و همسران به خوبی قابل لمس و مشاهده است.

حال که دانستید تلقین چیست؟ و چه کاربردهایی می تواند داشته باشد، می‌توانید زندگی خود را طوری برنامه ریزی کنید که از آنها در پیش برد اهداف مثبت زندگی خود استفاده کنید.

حال شما می دانید که درگیری و پرخاش کردن در اول صبح کاری است که ذهن شما را تا چند روز به هم می ریزد، پس به احتمال زیاد این کار را انجام نمی‌دهید. این را می دانید که برای انجام کاری باید باور انجام آن کار در ذهنتان پرورش یابد. متوجه این نکته شده اید که اگر مادرتان و یا پدرتان و یا هرکس دیگری که به او علاقمندید کاری را از شما بخواهد به طور قطع آن کار را انجام خواهید داد. اینها همه نشان دهنده قدرت بی کران ذهن ناخودآگاه انسان را به نمایش می گذارند.

بسیارند افرادی که نمی دانند تلقین چیست؟ آنها نمی‌دانند که تلقین ها چقدر می توانند روی زندگی آنها تأثیر بگذارند. آنها از این که تلقین ها می توانند زندگی آنها را نابود کنند و یا زندگی آنها را بسازند بی خبرند. اگر آنها بدانند تلقین چیست؟ و چگونه می‌توان از قدرت بی کران تلقین برای پیشبرد کارهای خود استفاده کنند هیچگاه در زندگی خود تحت تأثیر کلام منفی خود و دیگران قرار نمی گرفتند.

     تأثیر تلقین در زندگی افراد

گاهی اوقات خود ما هم در زندگی خود با قدرت تلقین ها به صورت ناخواسته درگیر هستیم. زمانی که به خودمان می‌گوییم نمی‌توانیم و توان انجام فلان کار را نداریم دقیقا داریم به خودمان تلقین می کنیم. آن هم تلقین منفی. شاید شما نمی دانستید که تلقین چیست؟ و چه قدرتی دارد. ولی الآن با خواندن این مقاله با تلقین آشنا شده و به قدرت بی پایان تلقین پی بردید. حال که دانستید تلقین چیست و چگونه می‌توان از قدرت تلقین برای افزایش کارایی ذهنی و جسمی خود استفاده کرد به طوری که در زندگی به خواسته های خود رسید، می توانید از کلمات تأکیدی مثبت برای تلقین خود استفاده کنید.

بسیاری از روانشناسان معتقدند که کلمات تأکیدی مثبت می‌توانند به عنوان تلقین استفاده شوند و انرژی بخشی این کلمات می‌تواند طوری باشد که ذهن و جسم را درگیر خود کند. چرا باید از کلمات منفی و انرژی برای تلقین خود استفاده کنید در حالی‌که کلمات تأکیدی مثبت می‌توانند توان و قدرت جسم و ذهن شما را چندین برابر کنند.

شاید بارها برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با تمام توان خود برای انجام کاری اقدام کرده اید. در آن زمان پیش خود گفته اید که این کار را می توانم انجام دهم و همه انرژی و قدرت خود را متمرکز کرده اید که آن کار را انجام دهید. در آخر هم چون که خواسته ذهن و جسم شما انجام آن کار بوده است و تلقین مثبتی هم پشت این کار بوده است، شما آن کار را با موفقیت انجام داده اید. برعکس این هم صادق است. یعنی شما با تلقین های منفی به ذهن و جسم خود از انرژی و توان جسمی و ذهنی خود کاسته اید و برای انجام آن کار اقدام کرده اید. اقدام کردن برای انجام این کار با اقدام کردن برای انجام کار در شرایط قبل بسیار تفاوت دارد.

شما با تلقین های منفی انگیزه و انرژی را از خود می گیرید و در نهایت نمی توانید آن کار را انجام دهید. این است تفاوت تلقین مثبت و تلقین منفی.

گاهی اوقات تلقین های منفی افراد دیگری که با آنها در ارتباط هستیم باعث کاهش توان ما می‌شوند. ما با افراد زیادی ارتباط داریم. این ارتباطات می توانند انرژی بخش باشند و یا اینکه انرژی و توان ما را بگیرند. تلقین های دیگران، مخصوصا کسانی که با آنها ارتباطات نزدیکی داریم دقیقا ما را برنامه‌ریزی می کنند. اگر این تلقین ها مثبت باشند که توان و انرژی ما را افزایش می دهند و اگر نه باعث کاهش انرژی و توان درونی ما شده و اجازه موفقیت در کارها را به ما نمی دهند.

بهترین راه برای مقابله با تلقین های بد نزدیکان کم کردن ارتباط ما با آنهاست. زیرا اگر هم بخواهید به صورت آگاهانه از تلقین های آنها متأثر نشوید به صورت ناخودآگاه، تلقین های منفی آنها کار خود را می کنند. شاید پیش خود بگویید که مگر می شود ارتباطمان را با نزدیکان خود کم کنیم؟ جواب این سؤال را با طرح پرسشی به شما می گویم. شما خودتان را دوست دارید یا افراد دیگر را؟ کافی است که عزت نفس داشته باشید اگر این‌طور باشید جواب شما را می دانم. اگر خودتان را دوست دارید و به زندگی خود اهمیت می دهید باید ارتباط خود را با افرادی که می دانید جزء افراد منفی گرا هستند قطع و یا کم کنید. در عوض افرادی هم هستند که مثبت نگر هستند و همیشه دوست دارند که نیمه پر لیوان را ببینند. ارتباط با افراد خوش بین و مثبت نگر می تواند روی ذهن و جسم شما هم تأثیر گذاشته و انرژی و توان شما را افزایش دهند.

     داستان مردی که تلقین منفی باعث مرگ او شد

تلقینات در زندگی و کار افراد تأثیرات شگرفی می گذارند. برای درک بیشتر این موضوع به داستان زیر توجه کنید.

شخصی در اواخر ساعت کاری درون یکی از یخچال‌های گوشتی بزرگ اسیر و گرفتار می شود. با توجه به اینکه این یخچال از بیرون قفل شده بود و کسی متوجه حضور او در درون یخچال نشده بود، این شخص هیچ کوششی برای نجات خود از درون این یخچال نکرد. در آن زمان تلفن همراه هم نبود که او بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. او در ذهن خود مرگ را پذیرفته بود و به اینکه در آن یخچال خواهد مرد ایمان و باور داشت. با این اوصاف او چنین کرد. کاغذ و خودکاری در جیب خود داشت و با این باور که خواهد مرد شروع به نوشتن خاطرات آن شب خود کرد. او ماجرای زندانی شدن خود را می‌نوشت و در آخر هر جمله، جمله من در حال یخ زدن هستم را اضافه می کرد. او خاطره آن شب خود را نوشت و هر بار اضافه کرد من دارم یخ می زنم. این نوشتن همچنان ادامه یافت و صبح زود همکاران او در یخچال را باز کردند و با کمال ناباوری دیدند که این شخص مرده است. دکتر علت مرگ را یخ زدگی تشخیص داد. کارگران سیم یخچال را بازدید کردند و دیدند که اصلا یخچال کار نمی کرده است زیرا برق یخچال قطع بوده است. تلقین های منفی این شخص و جمله من دارم یخ می زنم باعث یخ زدن او شده بود. می توان گفت تلقین های منفی چقدر می توانند انسان را ضعیف و شکننده کنند و انرژی و توان او را بگیرند به طوری که منجر به مرگ او شوند.