یادداشت - محمد جلال عباسی شوازی

با آمار افزایش سن ازدواج اغراق نکنیم

جمعیت شناس و استاد دانشگاه

  1. ۱ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
جمعیت شناس و استاد دانشگاه
نوآوران -

تغییر و تحولات سن ازدواج متاثر از شرایط اقتصادی کشور است، نه فقط تحولات ازدواج که حتی روندهای باروری نیز منوط به چگونگی وضع اقتصادی کشور است و واضح است که با نا امن بودن شرایط اقتصادی کشور افراد سعی در به تاخیر انداختن ازدواج و باروری خود دارند. از آنجایی که ساختار کشور ما یک ساختار سنی جوان است و افراد در سن ازدواج در آن درصد بالایی از جمعیت را تشکیل می دهد، برنامه ریزان باید سیاست هایی را در دستور کار قرار دهند که شرایط را در جهت تسهیل ازدواج فراهم کند، یکی از مهمترین این برنامه ها بهبود وضع اقتصادی و اجرای سیاست های اقتصادی مناسب و پایدار است. اگرچه آمارها از بالا رفتن سن ازدواج در ایران می گویند و نشان می دهند که سن ازدواج به نسبت چند دهه گذشته تغییرات محسوسی داشته اما نباید زیاد در این مورد نگران بود و با اغراق در این زمینه هراس اعمومی ایجاد کرد. با وجود اینکه سن ازدواج دختران ما بیست و چهار سال است و پسران بیست و هفت سال اما این امار نگران کننده ای نیست و هنوز این رده ها سن نسبتا مناسبی است. فراموش نکنید این آمار در مقایسه با سن ازدواج دختران در لبنان که مثلا بیست و هفت سال است یا در سنگاپور که بیست و هشت سال است آمار نگران کننده ای نیست.

نکته ای که در رابطه با سن ازدواج، طلاق، باروری و تجرد قطعی و ... مطرح است این است که حضور ارزش ها و نگرش های فرهنگی در روند تغییر و تحولات این حوزه بسیار پررنگ است. در کشورهایی چون  ژاپن و سایر کشورهای آسیای جنوب شرقی که سه دهه است کاهش باروری و افزایش سن ازدواج را تجربه کرده اند، همزمان با آن میزان اشتغال زنان افزایش داشته و تغییرات زیادی  کرده است. مثلا چین از جمله کشورهایی است که آمار تجرد قطعی آن در میان کشورهای دیگر پایین تر است، علت این پدیده را ویژگی های فرهنگی آن کشور می دانند. از سوی دیگر در رابطه با تغییرات سن ازدواج در دیگر کشورهای جنوب شرقی آسیا به طور مثال تسلط فرهنگ کنفوسیوسی را دلیل عمده این تغییرات می دانند.  در مناطق و کشورهایی که سنت، دین، ارزش های پررنگ جمع گرایانه و دولت حامی مشوق ازدواج هستند سرعت تجرد قطعی پایین تر و کند خواهد بود.

محققین علوم اجتماعی سابقا معتقد به یک روند خطی در رابطه با توسعه و تحولات ازدواج بودند اما اکنون تحقیقات جدید و بیشتر نشان داده اند علاوه بر اقتصاد مولفه های دیگری چون فرهنگ و دین هم می تواند در این زمینه تاثیرگذارباشد و مفهومی به وجود آمد به نام تغییر و تداوم، به این معنی که درست است که کشورها به سمت تغییر می روند و دگرگوهای بنیادینی در زمینه تغییرات خانواده و جمعیت رخ داده است اما مسیر و نوع و آستانه آن در کشورهای مختلف متفاوت است. مثلا در منطقه و کشوری که چیزی مثل طلاق وجود نداشته است یا سن ازدواج در سنین بسیار پایینی بوده، اکنون با تغییراتی که در جامعه رخ داده شما نباید توقع داشته باشید که روند حرکت اجتماع به همان شکل قبلی حرکت کند. نکته ای که مهم است و باید در نظر بگیریم  این است که شرایط مقطعی و موقتی وجود دارد که اصطلاحا به آن Tempoمی گوییم. در این شرایط موقت مثلا افراد و جوانان مشغول به تحصیل هستند و روشن است که دراین شرایط آن ها ازدواج خود را تا رسیدن به موقعیت مناسب و پایدار اقتصادی و فردی برای تشکیل ازدواج به تاخیر خواهند انداخت و این چیزی است که اکنون در کشور ما در جریان است. عمومیت ازدواج در کشور ما هنوز بالای نود و هشت درصد و تجرد قطعی حدود دو درصد است. فرض کنید که به 10 درصد برسد، من تصور می کنم باید برای آن نود درصد جمعیتی نگران بود که هم تمایل به ازدواج دارند و هم ازدواج می کنند. ازدواج در جامعه ما با افزایش سن ازدواج در سوییس و هلند و کشورهای شمال اروپا متفاوت است. بالا رفتن سن ازدواج در برخی کشورهای اروپایی به خاطر تغییر در باورها و ارزش ها و ایده ها است اما در جامعه ای چون کشور ما که افراد تمایل به ازدواج دارند اما بخاطر شرایط نامناسب ناچارند آن را به تاخیر اندازند. در مجموع به نکته ای که باید توجه داشت این است که درست است که ما در شرایطی قرار داریم که سن ازدواج در حال افزایش است اما این به معنای تمایل و نخواستن ازدواج نیست، تمایل وجود دارد اما این سر راه آن موانعی وجود دارد که برداشتن آن به عهده  همه افراد و مسئولین و نهادها و خانواده ها است تا شرایط ازدواج را تسهیل کنند.