"نه" گفتن همیسه بد نیست

جهنم پر از آدم های خوبی است که بلد نبودند به دیگران "نه" بگویند

از بچگی به ما می‌گویند در مقابل بزرگترها بگویید: «چشم» هرکس چیزی به شما گفت بگویید: «چشم»

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
جهنم پر از آدم های خوبی است که بلد نبودند به دیگران "نه" بگویند
نوآوران -

آن‌قدر این واژه‌ها را تکرار می‌کنند که ناخودآگاه در مقابل هر چیزی و هر حرفی فقط یک کلمه جواب می‌دهیم و آن هم«چشم» است اما چرا از کودکی به ما «نه»  گفتن را نمی‌آموزند؟ چرا نمی‌گویند در مقابل همه چیز نباید بگویم «چشم»؟

آن‌قدر چشم می‌گوییم که زمانی که باید بگوییم «نه» ، دست‌و‌پایمان را گم می‌کنیم و فکر می‌کنیم حتی در مقابل دوستانی که سیگار به دست‌مان می‌دهند هم باید بگوییم «چشم».

چون فکر می‌کنیم ناراحت می‌شوند و ما آن‌ها را از دست می‌دهیم و بعضی هم به خاطر نشنیدن اصطلاح «بچه ننه» که اصطلاحی بین جوانان است تن به خواسته‌های آن‌ها می‌دهند.

به‌دلیل این‌که آن‌ها جرأت نه گفتن را ندارند. چرا پدر و مادر از کودکی به همان اندازه به فرزندان خود احترام گذاشتن و چشم گفتن را آموزش می‌دهند و ارزش می‌دانند ولی به موقع «نه» گفتن را آموزش نمی‌دهند؟

گاهی وقت‌ها خیلی از آدم‌ها چوب رودر‌بایستی‌شان را با دیگران می‌خورند، در صورتی که اگر از همان اول کار بتوانند «‌نه‌» بگویند خودشان و اطرافیان شان را از شر خیلی چیزها راحت می‌کنند. این مسأله البته دربین جوان‌ها بیشتر دیده می‌شود. خیلی از جوان‌ها اگر نه گفتن را یاد بگیرند خیلی راحت‌تر می‌توانند به بسیاری از مسائل نه بگویند و خودشان را خلاص کنند.

حتماً برای شما هم پیش آمده که کسی از شما درخواستی کند و شما فقط و فقط به دلیل این‌که نمی‌توانید نه بگویید به او پاسخ مثبت بدهید. درست است که شما جوان هستید و توانمند اما گاهی در «نه گفتن» ناتوان عمل می‌کنید. خوب تقصیری هم ندارید. نه گفتن هم مثل هر کار دیگر، راه و روش خاص خود را دارد.

     قدرت «نه» نگفتن

«نه» قدرتمندترین و یکی از ضروری‌ترین کلمات در زبان امروزی است که البته پتانسیل تخریبی بالایی هم دارد و برای بسیاری از مردم سخت‌ترین کلمه است چراکه ما از نتیجه نه گفتن و از دست دادن ارتباط خود در هراسیم، پس دوست نداریم که نه بگوییم. نه گفتن مبارزه‌ای است بین علایق شخصی ما و تمایل به ادامه ارتباطاتمان.

آیا ما می‌توانیم نه بگوییم و هنوز ارتباطاتمان سر جای خود باشد؟

 بله ما می‌توانیم نه بگوییم بدون این‌که احساس گناه کنیم یا نه گفتن ما باعث ایجاد دعوا و مشاجره شود.

اکثر ما یاد نگرفته‌ایم که «نه» را به صورت مثبت و موثر استفاده کنیم پس ترجیح می‌دهیم با بله گفتن در تله بیفتیم. همه ما در مواجهه با درخواست‌های دیگران یا با بی‌میلی بله می‌گوییم یا جواب را آماده می‌کنیم و درخواست‌کننده را با پاسخی تدافعی مورد حمله قرار می‌دهیم، به طوری که باعث خشم و عصبانیت می‌شود یا تلاش می‌کنیم تا از پاسخ دادن طفره برویم به امید این‌که قضیه تمام شود.

     چگونه «نه» بگوییم

در واقع وفق دادن، حمله کردن و اجتناب ورزیدن سه تله‌ای است که اکثر ما در آن گرفتار می‌شویم. بدون مهارت در نه گفتن، شما با کوهی از درخواست‌ها و تکالیف روبه‌رو خواهید بود و مرتباً سرتان شلوغ است و کیفیت کارتان افت می‌کند و همواره مشغول انجام کارهایی هستید که از آن‌ها لذتی نمی‌برید.

با نه گفتن ممکن است احساس کنید که دیگران ناراحت می‌شوند (البته ممکن است این طور شود) اما شما این پیغام را به آن‌ها می‌دهید که وقت شما هم ارزشمند است، شما هم وظایف و اولویت‌های کاری دارید و در عین حال برای فرد درخواست‌کننده احترام قائل هستید چراکه نمی‌خواهید مسئولیتی را بپذیرید اما آن کار را نادرست انجام دهید اما آیا باید به هر درخواستی پاسخ منفی داد؟

البته که نه. گاهی لازم است به درخواست‌ها پاسخ مثبت بدهیم ولی شما باید بدانید که واقعاً قادر به انجام چه کاری هستید و علاقه دارید چه کنید. شما باید این احساس را در خود ایجاد کنید که اگر مایل به انجام کاری نیستید این توانایی را دارید که نه بگویید و خود را گرفتار آن نکنید. البته برای بسیاری از افراد، این کار ساده نیست.

     چگونه «نه» بگوییم و «بله» بشنویم

راه‌هایی برای نه گفتن وجود دارد که هم مثبت است و هم سازنده و همچنین می‌تواند روابط شما را بهبود دهد. نه گفتن 3 مرحله دارد و فقط نیازمند قدری تمرین است.

در مرحله اول شما باید نه گفتن را با بله آغاز کنید. این بخش، فکر کردن در مورد دلیل شما برای نه گفتن است.

 اگر شما «نه» خود را با ارزش بیان کنید یا با «نه گفتن» بخواهید جنبه‌ای از زندگی خود را حفظ کنید، درخواست‌‌کننده احساس نخواهد کرد که «نه» شما عکس‌العملی در برابر اوست.

احتمالاً برای شما هم اتفاق افتاده که درگذشته به خاطر قرضی که به دوستتان داده بودید، ارتباطتان کمتر شده است، به این خاطر که او تمایلی به برگرداندن پول شما نداشته است. پس برای ادامه دوستی‌های دیگرتان تصمیم می‌گیرید که همواره به این درخواست پاسخ منفی بدهید. بیان این دلیل در هنگام نه گفتن، اعتماد به نفس و جرات نه گفتن را در شما ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که شما هنوز در مورد ادامه دوستی با شخص مورد‌نظر مُصِر هستید.

قسمت دوم، «نه» مثبت است. در این مورد شما ممکن است بگویید «متأسفم، ولی من با خود قرار گذاشته‌ام که هرگز پولی به دوستم قرض ندهم، چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی‌خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم.» در این مثال شما «نه» را در مورد خود استفاده کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اید نه در مورد دوستتان. سیاست شما این است که پول قرض ندهید. شما امید دارید که دوستتان برای این نظر شما احترام قائل شود.

پاسخ شما نکته مهم دیگری را هم در بردارد: احترام. این پاسخ، احترام به دوستتان است، به عنوان کسی که شما تمایل دارید ارتباطتان را با او حفظ کنید.

قسمت سوم، پیشنهاد است. ارائه پیشنهاد برای چگونگی انجام شدن درخواست طرف مقابل با وجود پاسخ منفی شماست.

مثلا در مثال قرض دادن پول، اگرچه پاسخ شما منفی است اما برای حفظ دوستی، شما ممکن است پاسختان را این‌گونه کامل کنید: «متأسفم من تصمیم گرفته‌ام هرگز پولی به دوستم قرض ندهم چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی‌خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم اما امروز ناهار مهمان منی! چطوره؟» دعوت از یک دوست برای ناهار، یک کار سخاوتمندانه و دوستانه است. دوستتان حتماً از این که دوستی‌اش با شما آن‌قدر ارزش دارد که در موردش سخاوت به خرج می‌دهید، خوشحال می‌شود و احساس خوبی به او دست خواهد داد. شما هم احساس می‌کنید که دوستی، ارزشش را دارد.

پس وقتی درخواستی را از کسی شنیدید که تمایل به دادن پاسخ مثبت ندارید، ابتدا فکر کنید که از چه چیزی می‌خواهید حمایت کنید، سپس «نه» خود را با احترام و ارزشمدارانه بیان کنید و در نهایت یک راه‌حل جایگزین پیشنهاد دهید.

در اینجا چند روش که برای راحت شدن و نه گفتن وجود دارد، توضیح داده می‌شود. این روش‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا زیر بار هر کاری نروید. سعی کنید پاسخ مثبت دهید. شاید عجیب به نظر برسد اما برای کسانی که واقعا نمی‌توانند نه بگویند این بهترین روش است.  شما اول پاسخ مثبت می‌دهید و سپس می‌توانید به دو صورت عمل کنید. یکی این‌که بگویید:« بله، البته من الان گرفتارم و سرم شلوغ است، آیا می‌توانی این کار را یکی دو ماه بعد از من بخواهی؛ چون اگر الان این کار را بپذیرم مطمئناً وقت کافی برای خوب انجام دادنش ندارم!» در هر دو مورد شما درخواست‌کننده را نا‌امید نکرده‌اید اما کار خلاف میل‌تان را هم قبول نکرده‌اید.

     تعهدات خود را بدانید

به منظور این‌که بدانید چه موقع باید نه بگویید، لازم است که بدانید چه کارهایی دارید. شما باید لیستی از تمام کارهایی را که باید انجام دهید داشته باشید. هرگاه به این لیست نگاه کنید خواهید فهمید که می‌توانید تعهد جدید را قبول کنید یا نه.  برای وقت خود ارزش قائل شوید. دلیل این‌که بسیاری از افراد نمی‌توانند نه بگویند به این خاطر است که احساس می‌کنند

وقت شان به اندازه وقت دیگران ارزش ندارد. یاد بگیرید که برای وقت خود ارزش قائل باشید و بدانید که شما زمان محدودی در اختیار دارید و در آن زمان محدود می‌توانید کارهای مفیدی انجام دهید و یاد بگیرید که به دیگران هم نشان دهید که وقتتان ارزشمند است و هر کاری را قبول نمی‌کنید.

     مؤدب اما قاطع باشید

 اشتباهی که اکثر افراد انجام می‌دهند این است که قاطع نیستند. آن‌ها ممکن است نه بگویند اما در عمل نشان می‌دهند که تردید دارند. اگر شما این‌گونه باشید فرد مقابل به قدری اصرار می‌کند تا پاسخ مثبت از شما بشنود. باید اگر واقعاً منظورتان نه است، نشان بدهید که قاطع هستید و نظرتان عوض نمی‌شود. البته این کار را باید با ادب کامل انجام دهید.

 گاهی اوقات هم که حدس می‌زنید به‌زودی شخص مقابل درخواستی را از شما خواهد کرد که وقت انجام آن را ندارید می‌توانید قبل از درخواست او اظهار کنید که سرتان شلوغ است. پس شخص مقابل احتمالاً به خود اجازه درخواست جدید نمی‌دهد.

 به طرف مقابل نشان دهید که دوست دارید درخواستش را اجرا کنید اما به دلیل کمبود وقت نمی‌توانید.

هرگز نگویید که متأسف هستید چراکه اگر عذرخواهی کنید نشان می‌دهد که نه گفتن شما کار غلطی بوده و شما حق نداشته‌اید نه بگویید.

     «نه» همیشه بد نیست

خیلی اوقات همین کلمه دو حرفی می‌تواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد؛ از نیستی به هستی و از هستی به نیستی برساند. گفتن نه در مقابل نیروهای منفی و خواسته‌های نا‌معقول نفس نیازمند تفکر، تجربه، آموزش است.