حرف اول - دکتر حمیدرضا صفاکیش

او وارث برحق پدر بود

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

  1. ۱ هفته،۴ روز قبل
  2. ۰
صفاکیش
نوآوران -

ابا‌محمد‌حسن‌بن‌علی‌بن‌ابیطالب‌(ع) امام دوم از ائمه اثنی‌عشری و چهارمین معصوم از چهارده معصوم(ع)، فرزند نخست علی‌(ع) از حضرت فاطمه زهرا‌(س) می‌باشد.

تولد آن حضرت بنا به قول بیشتر مورخان در روز سه‌شنبه پانزده رمضان سال دوم هجری در مدینه اتفاق افتاده است.

امام حسن(ع) یکی از پنج تن آل عبا از اهل‌بیت رسول گرامی اسلام‌(ص) بود که آیه تطهیر (انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل‌البیت و یطهرکم تطهیرا – 33 احزاب) در شأن ایشان نازل گردیده است. به روایت عایشه رسول اکرم‌(ص) علی و فاطمه و حسن و حسین را زیر کساء خود جمع آورد و آیه تطهیر را تلاوت فرمود که این‌ها اهل‌بیت من هستند.

نام حسن و حسین را خود حضرت رسول تعیین فرموده است و در گوش ایشان اذان گفته و برای ایشان عقیقه کرده است. ظاهراً نام‌های حسن و حسین در عرب سابقه نداشته است و انتخاب این دو نام به ابتکار حضرت رسول بوده است.

کنیه او ابومحمد و صاحب محامد و ملکات و فضایل است. برای او القاب متعدد بود از جمله تقی، سید، زکی، سبط، ولی، امین، حجت، وفی، مجتبی، زاهد، امیر که معروفترین آن مجتبی‌(ع) و تقی و شایسته‌ترین آن سید است.

روایاتی هست که به موجب آن امام حسن‌(ع) شبیه‌ترین مردم به رسول خدا بوده است و روایات زیادی هست که پیامبر این دو سبط خود را زیاد دوست می‌داشتند وآن دو را پاره تن خویش و دو گل خوشبو می‌نامیدند. آن‌ها را بر سر شانه خویش سوار می‌کردند و بر زمین خم می‌شد تا بر ایشان سوار شوند. در سجده اجازه می‌دادند به پشت او بپرند و بازی کنند و به خاطر آن دو خطبه را قطع می‌کردند و از منبر به زیر می‌آمدند.

تا روزی که رسول خدا زنده بود، او را تحت سرپرستی خود درآورده بود و پیامبر بسیاری از آداب وتعالیم الهی را به او و برادرش حسین‌(ع) آموخت. (کریم اهل‌بیت، دکتر علی قائمی)

حسنین محبوبترین اهل‌بیت بودند. رسول اکرم(ص) ایشان را دو پسر خود و سید جوانان بهشت و زینت آن و دو گوشواره عرش می‌خواندند و نسل خود را از پشت آن دو معرفی کردند و در مباهله با نصارای نجران، علی(ع) و فاطمه(س) و حسنین(ع) را با خود بردند و به حکم قرآن (61-آل عمران) حسنین را جان خود و پسران خود نامیدند.

ذهبی در وصف حضرت (سیر اعلام النبلا-3/253) می‌گوید: این امام بزرگمنش زیباروی، عاقل و متین و سخی و نیکوکار و متدین و متقی و با حشمت و از هرکس فاضل‌تر و پارساتر و فداکارتر بودند. هرگز سخن دل‌آزار به زبان نیاورد و به اتفاق همه مورخین کسی جز سخن راست از ایشان نشنید و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و کلام عرب و روانی طبع او تا جایی بود که معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت بر حذر می‌داشت.

در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود و نیز در وصف ایشان گفته‌اند که پانزده بار حج به جای آورد و بیشتر آن را از مدینه تا مکه با پای پیاده طی کرد.

درباره سخاوت آن حضرت در امالی شیخ صدوق آمده است که امام‌مجتبی(ع) دوبار هرچه را داشت به فقرا داد (خرج من ماله مرتین) و سه بار مال خود را با خدا به دو نیم کرد و نیمی را در راه او انفاق نمود.

پس از شهادت حضرت امیر(ع) مردم کوفه با امام‌حسن(ع) بیعت کردند. نخستین کسی که مردم را به بیعت امام‌حسن‌(ع) فراخواند، عبدالله بن‌عباس بود. به گفته طبری امام‌حسن(ع) از همان آغاز از موافقت جدی و اطاعت لازم مردم کوفه مأیوس بودند و طالب جنگ با معاویه نبودند. مردم نیز از همان آغاز متوجه این نکته بودند، چنانچه در روایتی در طبری از زهری آمده است که امام‌حسن(ع) هنگام بیعت اهل کوفه به ایشان گوشزد فرمود که شما باید به فرمان من گوش دهید و مطیع باشید و با آن‌که صلح کنم صلح کنید و با آن‌که بجنگم بجنگید. چون حضرت این شرط را فرمود مردم در شک افتادند وگفتند این آن کسی نیست که شما می‌خواهید، زیرا او جنگ نمی‌خواهد. (طبری، جلد دوم ص5). امام‌حسن‌(ع) در زمان حیات پدر بزرگوار خود سستی و تزلزل مردم کوفه را در جنگ با معاویه درک کرده و می‌دانست که مردم کوفه از سخت‌گیری حضرت علی‌(ع) در تقسیم بیت‌المال و از رفتار سخت او حتی با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومی ناراحت هستند و همین باعث شده که با حسرت طالب معاویه باشند، زیرا او در بذل بیت‌المال حد و مرزی قائل نبود و اصحاب خود را غرق مال و نعمت کرده بود، لذا همین باعث شده بود تا معاویه از سستی و تزلزل یاران حضرت‌علی‌(ع) جرأت و جسارت پیدا کنند.

از آن‌جا که زمین و اهل آن هیچ‌گاه از حجت خالی نمی‌ماند، امام مجتبی مسؤولیت امامتشان زمانی بود که فرازها و نشیب‌ها، پیمان‌شکنی‌ها و کارشکنی‌ها بعد از صفین در اوج خود به امام علی(ع) و بعد به امام حسن(ع) تحمیل شده بود. معاویه با تسلط چندین ساله خود به منطقه شام همه حق گریزان و آنانی که شکم‌‌ها را پر از حرام کرده و اموال بیت‌المال را به یغما برده و از عدالت فرار کرده بودند با خود همراه و هم‌پیمان کرده بود. (دائره‌المعارف،ج2)   

از طرفی دیگر امام حسن(ع) یارانی داشتند که هیچ امیدی به پایداری و یاری آن‌ها نداشتند آن حضرت به مردم کوفه فرمودند در حق من مکر و حیله کردید همان طوری‌که در حق پیشینیانم عمل کردید. مظلومیت امام حسن به جایی رسید که فرماندهان سپاه آن حضرت یکی پس از دیگری به معاویه پناهنده شدند و بعضی از سربازانش به خیمه آن حضرت یورش بردند و سجاده از زیر پایش و رداء از دوش مبارکشان کشیده، ضربه‌ای به ایشان وارد کرده و مجروحشان کردند.

امام حسن با درایت و دوراندیشی در آن شرایط حساس چنان سیاستی در پیش گرفتند که مانع از بین رفتن اسلام شدند و آنان که نقشه محو آثار رسالت پیامبر عظیم‌الشان اسلام را داشتند را با ناکامی مواجه ساختند و این همه برگرفته از هدایت‌های الهی و درایت و حکمت بود.

در کتاب احتجاج آمده که راوی می‌گوید خدمت حسن‌بن‌علی‌(ع) رفتم و گفتم ای پسر رسول خدا ما را خوار ساختی. فرمودند چرا؟ گفتم برای این‌که امر خلافت را به معاویه تسلیم کردی. فرمود به خدا که من خلافت را به او تسلیم کردم که برای خود یارانی نیافتم زیرا من مردم کوفه را شناخته‌ام که در سخن و عمل پایبند به عهد و پیمان نیستند به ما می‌گویند که دلمان با شماست اما شمشیرهایشان بر روی ما آخته است.

این مطالب بیانگر این حقیقت است که امام واقعاً چاره‌ای جز مصالحه و تسلیم نداشته‌اند اما شیعه معتقد است که امام حسن‌(ع) امام معصوم و بر حق مفترض‌الطاعه است و همه کارهای ایشان دستورهای الهی و مصالح عالیه دینی است. امام از اسرار غیب و پشت پرده آگاه است و هرچه ایشان کنند درست و همان است.

منقول است پیامبر او را در بدو تولد در گهواره گذاشت و در تماشای او گریان شد. اسماء بنت عمیس علت آن را جویا شد. پیامبر فرمود: قومی متجاوز او را خواهند کشت واین مسأله را به مادرش نگویید. (بحار الانوار ، ج10، ص68)

او نوری پاک در عالم آب و خاک است. درجه او بلند و به بلندای آفتاب است و از ما که وابسته به ترابیم، کی امید دستیابی به آن درجات و بیان مقامات.

شهادت آن امام همام را به همه شیعیان جهان و ارادتمندان حضرتش تسلیت و تعزیت عرض می‌نماییم.

نوشتارهای مرتبط

تازه های سبک زندگی