گزارش نوآوران از کانال‌های نوظهور پولدار شدن

خرده میلیاردرها در تلگرام

لیلا رزاقی: پیام رسان تلگرام در صدر پرکاربردترین شبکه های اجتماعی مورد استفاده در بین ایرانیان است. حالا مدتهاست که استفاده از این شبکه تنها منحصر به تعاملات بین فردی نمی‌شود. در واقع از ابتدای شکل گیری این شبکه رفته رفته قابلیت های دیگر آن از جمله تشکیل گروههای اجتماعی و راه اندازی کانال های تخصصی و سرگرمی هواداران خود را پیدا کرد . حالا برخی شواهد نشان می دهد این شبکه های پیام رسان تبدیل به ابزاری برای ترویج ایده ها و تشکیل "هویت های جمعی نوپدید" شده اند. اینکه این شبکه ها تا چه حد می توانند در جهت دهی به بازار اقتصادی ایران و حوزه های مختلف آن نقش داشته باشند و اساسا کارکرد ویژه یا منفعلانه ای دارند از جهت گسترش روزافزون آنها حائز اهمیت است.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
خرده میلیاردرها در تلگرام
نوآوران -

«پرویز صداقت» پژوهشگر و تحلیلگر اقتصادی در گفتگویی با نوآوران معتقد است، اساسا گسترش چنین کانالهایی از جهت گسترده بودن فضای فعالیت مجازی در شبکه های پیام رسان مسئله ی بعیدی نیست اما آنچه منجر به گرایش مردم برای عضو شدن در چنین کانال‌هایی می شود به شیوه زیست ایرانیان و تمایل آنها به یک شبه پول دار شدن بر می گردد. این تحلیلگر اقتصادی بر این باور است که کانالهای تلگرامی که با اهداف توزیع منابع اقتصادی در زمینه سهام فعالیت می کنند صرفا به تقویت موج های سوداگرانه و مختل کردن سیستم اقتصادی کمک می کنند و اهدافی غیر از بهبود منافع جمعی اقتصادی دارند.

رویاسازان

چرخی در فضای تلگرام نشان می دهد این روزها، تعداد کانال ها و سوپرگروههایی که با سوگیری های اقتصادی تشکیل می شوند  روبه گسترش است. گروههایی با 40 تا 50 هزار عضو که رویایشان ساختن میلیاردرهای نوپا به تعداد جمعیت ایران است. جهتگیری کانال ها هم عمدتا حول موضوعات مورد علاقه ادمین ها (گردانندگان گروهها) می چرخد. از بحث های اقتصادی داغ روز و تشریح اصطلاحات یا به اصطلاح "ترم" های اقتصادی به زبان ساده گرفته تا تحلیل بازارهای مختلف بورس، سکه، طلا و تشویق سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در این بازارها. پست هایی که در این کانال ها قرار داده می شود عمدتا با هدف ترویج گفتمان های مسلط سیستم سرمایه داری و کمک به رشد خرده سرمایه داران کوچک است. معرفی ایده های پولساز و آشنایی با راز و رمز موفقیت های اقتصادی و آموزش فنون مذاکره موثر در فرآیند های فروش از دیگر مواردی است که با ترویج ایده های کلاسیک هایی چون فریدمن شروع می شود و با برایان تریسی و تونی رابینز مخاطب مشتاق خود را غرق در رویای میلیاردر شدن می کند .

از اینها که بگذریم تشکیل برخی گروهها با اهدافی غیر از ترویج دانش اقتصادی در بین طیف های مختلف اجتماعی صورت می گیرد. راههای یک شبه پولدار شدن و چگونگی تحقق ایده های پرسود یکی دیگر از حوزه های مورد علاقه ادمین هاست که گاهی یاد و خاطره گروههای هرمی (گلدکوئست ها) و فعالیتهای گسترده شان در سالهای گذشته را زنده می کند . تبلیغاتی با این عنوان که " من تا پارسال منشی یه شرکت بودم اما الان از طریق آشنایی با بازار سهام تونستم ظرف یک سال پول خوبی در بیارم" علاوه بر جذب مخاطب بیشتر و بالارفتن تعداد اعضاء با اهداف آگاهانه ی دیگری از جمله ترویج راههای میانبر برای دستیابی به حداکثر سود در بین مردم صورت می گیرد. در این میان آنها که از معادلات اقتصادی سردر می آورند طبیعتا به چنین تبلیغاتی می خندند اما آنها که به راحتی تحت تاثیر جوسازی های فضای مجازی قرار می گیرند رویاهایشان را در دسترس می پندارند.

بازارهای نوپدید

تحلیل بازار سهم و تشویق گروههای مختلف فعالان اقتصادی و علاقه مندان به بورس بازی در برخی از این کانال‌ها  باعث شده تعداد افرادی که برای آگاهی از سهم های قابل خرید در بورس عضو این کانالها می شوند هم افزایش یابد. مدیران این کانالها که ادعا می کنند هدفی جز اطلاع رسانی ندارند، با ارائه جداول و نمودارهایی بازار سهام در بورس را لحظه به لحظه رصد می کنند و پیشنهادهای خود را با مخاطبین درمیان می گذارند. 

سوال عمده ای که در این کانال گردی ها ذهن مخاطب را به خود مشغول می کند این است که با توجه به رکود بازارهای عمده اقتصادی چون مسکن، خودرو و مراکز تولیدی و صنعتی در سالهای گذشته  و در اختیار گرفتن این بازارها توسط گروهای خاص اقتصادی، آیا گسترش تعداد این کانال ها  و ترویج رویای یک شبه پولدار شدن می تواند به جایگزینی و گرایش سرمایه گذاران و مردم به بازار های نوپدید و ظهور سرمایه داران کوچک که به چرخیدن چرخ سیستم سرمایه داری کمک کنند، منجر شود.

پرویز صداقت پژوهشگر اقتصادی در این باره می گوید: قطعا ظهور چنین شبکه‌هایی در خدمت تقویت نهادهای اقتصادی سیستم سرمایه‌داری است و اگر غیر از این باشد عجیب است.

او ادامه می دهد: فراگیر شدن چنین شبکه هایی باعث شده تعداد افرادی که عضو این شبکه ها می‌شوند هم افزایش پیدا کند. این مسئله دلایل پیچیده و متفاوتی دارد که باید توسط متخصصان و کارشناسان اقتصادی- اجتماعی مورد بررسی جدی قرار گیرد.

از منظر این تحلیلگر اقتصادی ریشه این مسئله را باید در شیوه زیست ایرانیان جستجو کرد.

صداقت در این باره گوید: این‌که چرا در جامعه‌ی ما راه‌های کوتاه‌مدت برای پولدار شدن تا این حد مورد توجه قرار می گیرد باید بررسی شود. قاعدتاً بخشی از این مسئله به تجربه‌ی زیسته‌ی ما ایرانیان برمی‌گردد که نشان می‌دهد خیلی از افراد برای رسیدن به حجم هنگفتی دارایی و ثروت راه‌های میان‌بر را طی کرده‌اند. به همین دلیل، این‌که ما هم می‌توانیم به همان نسبت از امکانات مادی دسترسی پیدا کنیم و اصطلاحاً یک‌شبه میلیونر شویم در ناخودآگاه جمعی شکل می‌گیرد.

اشکال کوچک جدی

به عقیده او به چنین تحلیلی از دست‌یابی به موقعیت مادی بهتر یک اشکال کوچک ولی جدی وارد است. صداقت می گوید: افرادی که با اتکا به شبکه های اجتماعی رویای یک شبه پولدار شدن را در سر می پرورانند غالباً به این نکته واقف نیستند که میلیونرهای واقعاً موجود در مملکت ما اطلاعات را از طریق شبکه های اجتماعی و تلگرام و امثال آن به دست نیاورده‌اند و اطلاعات عمدتاً از طریق مناسبات رانتی که می‌توانند از آن بهره ببرند در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد.

این تحلیلگر اقتصادی ضمن اشاره به تشکیل برخی کانال ها در فضای مجازی برای ترغیب مردم به سرمایه گذاری در حوزه های خاص اقتصادی چون طلا و بورس  ادامه می دهد: در خصوص رشد شبکه‌ها و کانال‌های بورسی باید اشاره کنم افرادی که قبل از این‌که اطلاعات شرکت‌ها در دسترس عموم قرار گیرد در جریان اطلاعات درونی شرکت‌ها هستند عمدتاً شامل مدیران ارشد مالی، مدیران ارشد و سهام‌داران عمده می‌شود، نه افراد فعال در شبکه‌های اجتماعی.

به عقیده او اگر در چنین شرایطی اطلاعات منتشر نشده در شبکه‌های اجتماعی توزیع شود، یا اطلاعات سوخته‌ای است که دیگران از آن اطلاع دارند یا شایعاتی‌ست که می‌تواند به سرمایه گذاری فعالین اقتصادی در راستای افزایش قیمت سهم شرکت‌ها یا گروه‌های صنعتی خاص جهت دهد.

صداقت معتقد است، این مسئله را در نهایت می‌توان نوعی دست‌کاری بازار دانست.

این پژوهشگر اقتصادی با اشاره به جزییات روند افزایش و کاهش بازارهای اقتصادی و بی توجهی فعالین شبکه های اجتماعی به مناسبات واقعی اقتصادی می گوید: با توجه به این‌که بازارهای مسکن و طلا و ارز درگیر رکود هستند باید بگویم بحث پیش‌بینی بالارفتن قیمت طلا و ترغیب مردم به خرید این کالا از طریق برخی از همین کانال های تلگرامی صرفاً نوعی ایجاد موج‌های سوداگری است.

او ادامه می دهد:  اصولاً قیمت طلا تابع دو عامل است. عامل اول قیمت جهانی طلاست و عامل دوم نرخ برابری دلار با ایران است. در چنین شرایطی با فرض برابری دلار با ریال، عامل عمده‌ی نوسانات قیمت طلا در پهنه‌ی بازار جهانی است. به همین دلیل عملاً کار بغرنجی است که پیش‌بینی کنیم خرید طلا در شرایط فعلی مناسب‌تر از خرید مسکن یا سهام واحدهای تولیدی و صنعتی است. میزان عرضه و تقاضای طلا در بازارهای جهانی قابل پیش‌بینی نیست به همین دلیل نمی‌شود پیشاپیش گفت که قیمت طلا روبه سقوط یا صعود است.

بورس‌بازی تلگرامی

صداقت در خصوص بورس بازی در کانال های تلگرامی  هم نظر جالبی دارد او می گوید: بورس رابطه‌ی مستقیم با اقتصاد کشور دارد. نمی‌توانیم شاهد ادامه‌دار شدن رکود در واحدهای تولید و صنعتی باشیم اما از طرفی بشنویم شاخص قیمت سهام افزایش پیدا کرده است. تناقضی که وجود دارد نشان می‌دهد بحث هایی که در گروه‌های تلگرامی و یا درشبکه‌ها و سایت‌ها مطرح می‌شود تنها منجر به شکل‌گیری حباب‌های قیمتی می‌شود و آگاهان اقتصادی خوب می‌دانند که حباب‌های قیمتی در بورس دیر یا زود فرو می‌ریزند .

این تحلیلگر اقتصادی اضافه می کند: منطقی نیست که در شرایط رکودی بورس بتواند رونقی پیدا کند و اگر هم رونقی داشته باشد از جنس همان رونق‌های سوداگرانه‌ی مقطعی است که در ادامه‌ی خودش می‌تواند به رکود بیشتر در بخش های تولیدی و صنعتی کمک کند.

او این فرض را که گسترش شبکه‌های اجتماعی کوچک می‌تواند به ظهور سرمایه‌داران کوچک بینجامد رد می‌کند و با اشاره به کارکرد این شبکه‌ها می‌گوید: مطلقاً امکان این قضیه وجود ندارد. شبکه‌های اجتماعی شاید بتوانند در زمینه‌ی ارائه‌ی برخی دانش‌های پایه‌ای به افزایش توانمندی افراد در زمینه‌ی شناخت چندوچون فعالیت‌های اقتصادی کمک کند اما به گمان من در حوزه‌ی اطلاع‌رسانی این شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با کژکارکردی که دارند عدم تقارن اطلاعاتی را افزایش دهند.

به عقیده صداقت ، افرادی که در کانال های تلگرامی اداعا می کنند می توانند  مردم را به سمت بازارهای پولساز از طریق ورود به بازار سهام هدایت کنند عمدتا اطلاعات سوخته را در اختیارمخاطبین خود قرار می دهد.

او در توضیح این مسئله می گوید: دلیل آن ساده است دارندگان اطلاعات درونی به انتشار اطلاعات ذی‌قمیت خود در شبکه‌های اجتماعی چون تلگرام مبادرت نمی‌کنند و افرادی که ادعا می‌کنند اطلاعات دست اول را منتشر می‌کنند صرفاً اطلاعات پراکنده، نادرست و یا سوخته‌‌ای را منتشر می‌کنند که می‌تواند عدم تقارن اطلاعاتی در بازار را گسترش دهد.

صداقت به خطرات این کار برای بازار هم اشاره می کند و می گوید: ریسک چنین کاری این است که افرادی که اطلاعات درست را دارند سود بیش‌تری می برند و از طرف دیگر افرادی که اطلاعات نادرست  از طریق همین شبکه‌ها به آن‌ها داده شده زیان می‌بینند.

کارکرد شایعه‌

او این فرضیه را که گسترش چنین شبکه هایی می تواند به بازارهای هرمی یا نوپدید را تقویت کند  چندان قابل استناد نمی داند و می گوید: من به اینکه بازارهای نوپدید از طریق اینها شکل می گیرد چندان معتقد نیستم. واقعیت این است که این شبکه‌ها تا زمانی که درحوزه‌ی ترویج دانش کار کنند می‌توانند توان شناخت افراد را از برخی اصطلاحات و تعاریف و مناسبات بالا ببرند اما این‌که بتوانند دخالت مؤثری در بازار داشته باشند و به ظهور طبقات جدید اقتصادی کمک کنند چندان معتقد نیستم. این شبکه‌ها می‌توانند با گسترش شایعات در بازارهای مختلف اختلال ایجاد کنند و عده‌ای را متضرر کنند و این مسئله تنها می‌تواند به گروه‌های خاص کمک کند.

صداقت اضافه می کند : آن چیزی که شبکه‌های تحت وب و اینترنتی در خصوص انتشار اطلاعات و انتقال داده‌ها انجام می‌دهند صرفاً تغییر ابزارهای اطلاع‌رسانی است وگرنه ساختارها و مکانیسم جابه‌جایی و انتقال سرمایه‌ها همچنان با روال قبل دنبال می‌شود و به سبب وجود این شبکه ها تغییری نکرده است.

او به کژکاردی های شبکه های پیام رسان و کانال ها و سوپرگروههایی که با هدف ترغیب مردم به خرید سهم و فعالیت های دیگر اقتصادی تشکیل می شوند هم اشاره می کند و می گوید: در کشور ما انتشار این شایعات می‌تواند مناسبات رانتی را تشدید کند. به این صورت که با انتشار اطلاعات غلط به نوعی موج های سوداگرانه را تقویت کنند و افراد را تحت تاثیر اطلاعاتی که ارائه می‌دهند فریب دهند. در واقع این شبکه‌ها و گروه‌ها اگر هدف‌شان ارائه و انتشار اطلاعات نادرست باشد نه تنها کمکی به بهبود بازار و توزیع سود در بین فعالان اقتصادی  نمی‌کنند بلکه صرفا با موج هایی که ایجاد می‌کنند عملکرد بازار را دچار اختلال می‌کنند. در نهایت  افرادی که در شبکه های اجتماعی و پیام‌رسان‌هایی چون تلگرام این تحلیل‌ها را با هدف ترغیب بیشتر مردم به سرمایه‌گذاری‌های خاص مطرح می‌کنند دارای محتوای اقتصادی قابل استنادی نیستند و عمدتاً موج‌های سوداگرانه را تقویت می‌کنند