در نقد جامعه‌رسانه‌ای؛ سوزنی به خود

آتش بیاران معرکه‌ی دعوا میان پزشکان و سینماگران

رسانه‌ها آتش بیار معرکه شده‌اند. به‌جای تلاش برای سوق دادن این دو صنف مهم در کشور، هیزم به آتش این دل‌خوری و مشاجره می‌ریزند و گویی به‌دنبال داغ شدن دوباره این دعوایند. سوال این است اما که ازین دعوا، مشاجره و فاصله افتادن‌ها، چه سودی نصیب جامعه خواهد شد؟ چگونه می‌توان با یک فرض قطعی از هرسوی ماجرا، حکم صادر کرد و کلیت هر کدام ازین دو فضا را قضاوت کرد؟

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
کیارستمی و وزیر بهداشت در بیمارستان
نوآوران -

چه اتفاقی افتاده است؟ چرا هنوز ماجرای دعوای دو قطب مهم در فرهنگ و علم در ایران ادامه دارد؟ در عرض یک روز دو خبر تازه مربوط به جنجال میان پزشکان و سینماگران منتشر شده است؛

کافه سینما و کانال روزنامه سینما هر دو خبری منتشر کرده‌اند که جراحان بیانیه آماده کرده بودند تا از این پس رسما هیچ هنرمندی مورد عمل جراحی قرار نگیرد که با پادرمیانی وزیر بهداشت و پس از یک جلسه طولانی این بیانیه منتشر نشد. هم‌زمان با این انتشار این خبر بود که رویا تیموریان بازیگر سرشناس سینمای ایران در مصاحبه‌ای خبر از عدم حضور پزشکان به بالین خواهرزاده‌اش نیما طباطبایی داد. طباطبایی همان جوان کارگردان مستند «من ناصر حجازی هستم» است که همین چند ماه قبل در گروه هنروتجربه به‌نمایش درآمده بود. تیموریان در مصاحبه‌اش گفته است که طباطبایی به دلیل سردرد به بیمارستان مراجعه کرده و بعد مشخص شد که تومور مغزی دارد و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد ولی هیچ پزشکی به بالینش حاضر نمی‌شود و بعد از آن با هماهنگی دکتر برزویه در بیمارستان ایرانمهر این اتفاق رخ می‌دهد. ماحصل کلام هم در امتداد همان دعوای پزشکان سینماگران است و روی دیگر سکه.

در این میان رسانه‌ها آتش بیار معرکه شده‌اند. به‌جای تلاش برای سوق دادن این دو صنف مهم در کشور، هیزم به آتش این دل‌خوری و مشاجره می‌ریزند و گویی به‌دنبال داغ شدن دوباره این دعوایند. سوال این است اما که ازین دعوا، مشاجره و فاصله افتادن‌ها، چه سودی نصیب جامعه خواهد شد؟ چگونه می‌توان با یک فرض قطعی از هرسوی ماجرا، حکم صادر کرد و کلیت هر کدام ازین دو فضا را قضاوت کرد؟ از سوی جامعه پزشکان آیا در همین لحظه چند بیمارستان در حال رسیدگی به حال بیماران هستند و چند پزشک شبانه روز به حال بیماران رسیدگی می‌کنند؟ از سوی جامعه سینماگران، اگر همین حالا فیلمسازی جایزه‌ای بین‌المللی ببرد اولین نفرهایی که تبریک می‌گویند مگر جز قشر فرهیخه از جمله پزشکان هستند؟ چرا رسانه‌ها از فضای احساسی پیش آمده سواستفاده می‌کنند؟ بهمن کیارستمی در همان روزهای ابتدایی درگذشت کیارستمی جایی گفته بود که نگرانم جامعه موضوع را احساسی دنبال کند. گویا نگرانی کیارستمی صحت داشت و دارد و جامعه و فضا و به‌خصوص رسانه‌ها به عنوان خبر رسانِ جامعه، هنوز موضوع را احساسی پیگیری می‌کنند.

خطاب اصلی باید به جامعه رسانه‌ای کشور باشد، به خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و خبرنگاران که آیا پیش از ریختن هیزم در آتش این دعوا، به این فکر می‌کنند که در امتداد ماجرا چه رخ خواهد داد؟ همیشه مثال‌های نقض بوده است چه درباره جامعه پزشکی و چه درباره جامعه سینمایی، همیشه نقصان بوده است از هر دو سو و حتی دیگر صنوف، این‌که یک ماجرا بشود موج و جوزدگی بر آن غلبه کند اما  نقصان جامعه ماست. این نقصان به اشتباهات صنفی مربوط نیست، به بنده‌ی بادهای موسمی بودن ما مربوط است. اینکه یک روز با چوب به جان معلمان می‌افتیم، یک روز با جارو به‌دنبال آتشنشانان می‌افتیم، یک روز همه به صفحه مجازی فلان اکتور یا فوتبالیست حمله کنیم و حالا هم در ردای روزنامه‌نگار یا خبرنگار آتش‌بیارمعرکه‌ای باشیم که به ضرر همه است؛ هم سینماگران و هم پزشکان. وقتی این اتفاق در سطوح توده جامعه می‌افتد بی‌هویت است اما وقتی در کسوت رسانه رخ می‌دهد، خطرناک است و نوید بیماری بدی در جامعه رسانه‌ای کشور دارد. خبر از این دارد که جامعه رسانه‌ای از افق دید عاری‌ست و از تحلیل وقایع خالی. خبر از این دارد که رسانه‌ها مخاطب و جذب مخاطب را فدای همه چیز کرده‌اند، حتی اخلاق و یا خدمت‌گذاری به جامعه. البته مبرهن است که باز خطاب این کلام تمام جامعه رسانه نیست اما می‌توان گفت که خطابش به بخش قابل توجهی از جامعه هم‌صنفان ماست که از نزدیک نیز با این جوزدگی‌اش آشناییم و شاید، ما نیز بخشی از آن باشیم. بهتر است حالا سوزنی به خود بزنیم و بعد جوال‌دوزی به دیگران؛ دردش، سبب رشدمان خواهد شد.