در حاشیه اختلافات میان جامعه پزشکی و جامعه سینمایی کشور

بروز علائم بی اعتمادی در افکار عمومی

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۱
بروز علائم بی اعتمادی در افکار عمومی
نوآوران -

آذر منصوری: مرگ نا‌به‌هنگام هنرمند برجسته و فقید کشور آقای عباس کیارستمی بهانه ای شد تا علائم شکاف های اجتماعی در ایران به نوع دیگری بروز پیدا کند. خبرهای مربوط به علت فوت ایشان با شایعاتی که همراهش بود اختلاف و ابهاماتی را در مورد شکاف اجتماعی میان جامعه پزشکی، هنری و افکار عمومی ایجاد کرد. اینکه دلیل فوت او چه بوده که  بر اساس اظهار نظر پزشکان ایرانی حاصل سهل انگاری و بی توجهی نبوده است؛ مطرح نیست چرا که دلایل را باید در جای دیگر و با ارائه شواهد و قرائن مستدل روشن و مطرح کرد . 
موضوعی که در میان اخبار این چنین مغفول مانده علت بروز و نشر این شایعات در سطح گسترده و ایجاد ابهام، تردید و به نوعی بی اعتمادی در افکار عمومی است. این موضوع در نوع خودش معلول علت هایی است که در چنین مواقعی به آن توجه نمی شد .متاسفانه به جای بررسی ریشه‌ای بروز این اختلافات عده‌ای بیشتر مشغول  گرفتن انگشت اتهام به سمت دیگری گرفتن هستند و به شایعات دامن می زنند؛ آن هم شایعاتی که به طور قطع نه تنها میان مردم تاثیر خوشایندی نمی گذارد بلکه به نوعی باعث آشفتگی ها و گسست های اجتماعی می شود. 
سئوال اصلی که کمتر به آن پرداخته شده است چرایی غلبه چنین موضوعاتی بر رسانه ها و افکار عمومی است . بروز چنین وقایعی در جوامع امروزی  غیر ممکن نیست اما قبل از گسترش  این وقایع باید بدانیم که در که ما در جامعه با فقدان انسجام بخشی مواجه هستیم که این خلأ‌ها می تواند پیامدهای اشتباهی را برایمان در جامعه به همراه بیاورد. در میان است که نقش سامانه هایی که در کنار جدی کردن نقش پرسشگری در جامعه الزام به پاسخ گویی و شفاف سازی میان کسانی که مورد خطاب قرارگرفته شده اند را تبیین کنند، مهم جلوه می کنند. 
نقش جامعه  مدنی و ارکان آن در چنین شرایطی که حلقه واسط و زنجیر اتصال مردم از یک سو و دولت از یک طرف دیگر هستند، غیر قابل انکار است.
 هرکدام از ارکان جامعه مدنی مثل احزب، رسانه ها، گروه‌های مدنی ، صنفی و سمن‌ها می توانند این خلأ و  بی اعتمادی در جامعه را بهبود و  سامان ببخشند. در واقع آنها از یک سو پاسخ گویی را به یک الزام تبدیل می کنند و از سوی دیگر در مواردی مثل فوت آقای کیارستمی می توانند نقش به سزایی در شفاف سازی اطلاعات داشته باشند. با توجه به تجربه  این سامانه ها در کشورهای دیگر می دانیم که با مستقر شدن جامعه مدنی دیگر مانند این موضوع  بر طبل بی اعتمادی و تهمت زدن به یکدیگر کوبیده  نمی شود .اگر چنین مواردی به دلیل ضعف‌ها و کاستی ها  هم پیش بیاید این گروه ها واقعیت را در معرض افکار عمومی قرار می دهند. به نظر من به دلیل نحیف ،ضعیف و کم اثر بودن جامعه مدنی در کشور ما مشکلاتی از قبیل دعواهای رسانه ای و مجازی بر سر فوت آقای کیارستمی پیش می آید این در حالی است که ارکان جامعه مدنی می توانند مدنیت را در جامعه ما سامان ببخشند جلوی بروز مشکلاتی از این دست را بگیرند . 
شکل گیری و تقویت این سامانه می تواند در آینده از یک طرف ساختار دولت ملت را در جامعه ما تقویت کند و از طرف دیگر الزاماتی که مستقیما به حقوق شهروندی و حکمرانی خوب را قابل حصول کند. این رسالت و وظیفه  همه  کنشگران است که در شرایط کنونی جامعه این فعالیت های مدنی خود  را دو چندان کنند تا از یک طرف کنشگران جامعه مدنی و از سوی دیگر دولت خود را موظف به قوام دادن رابطه دولت –ملت- جامعه مدنی بدانند.