دسته‌گل جدید چهره‌های هنری در ایسنتاگرام

فرمان به حذف دیگری با چهره‌ی فرهنگی

برخی از بازیگران و چهره‌ها و سلبریتی‌های اینستاگرام در اقدامی هم‌زمان متنی را منتشر کرده‌اند و در آن متن درخواستی را از اهالی اینستاگرام مطرح کرده‌اند. درخواستی که در نوع خود جالب است. ماحصل کلام این درخواست چنین است که هرکس، پای هر کامنتی دید که کسی فحاشی می‌کند، او را بلاک (مسدود) کند و ریپورت (آمارش را بدهد). درباره این درخواست ذکر چند نکته لازم است؛

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
اینستاگرام
نوآوران -

 

برخی از بازیگران و چهره‌ها و سلبریتی‌های اینستاگرام در اقدامی هم‌زمان متنی را منتشر کرده‌اند و در آن متن درخواستی را از اهالی اینستاگرام مطرح کرده‌اند. درخواستی که در نوع خود جالب است. ماحصل کلام این درخواست چنین است که هرکس، پای هر کامنتی دید که کسی فحاشی می‌کند، او را بلاک (مسدود) کند و ریپورت (آمارش را بدهد). درباره این درخواست ذکر چند نکته لازم است؛

یک

مابه‌ازای بلاک و ریپورت در فضای مجازی، در فضای حقیقی چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید تعریف صحیح این تعابیر را فهمید. بلاک و ریپورت یعنی حذف آن اکانت که ما نمی‌خواهیم حضور داشته باشد. بلاک مسدود کردن است و قطع ارتباط به هر شکل اما ریپورت یعنی آمار بدهی و بگویی به ایسنتاگرام که این اکانت مشکل دارد، حذفش کن. با چنین تعریفی، بی‌راه نیست این‌گونه معادله را مطرح کنیم که چهره‌های فرهنگ و هنر از اهالی اینستاگرام درخواست کرده‌اند که هرکس فحش داد، حذفش کنید. یک‌نوع حکم حذف است این کلام و دستور یا درخواست به حذف دیگری. حال این دیگری ممکن است فحاش باشد یا بی‌ادب، این‌جا نفس رفتار اهمیت دارد و صفت بی‌اهمیت است. این‌که فرهنگیان چنین درخواستی کرده‌اند در نوع خود غم‌انگیز است زیرا حذف به‌هر قیمت، به هیچ عنوان از مصادیق روشنگری یا آزادی بیان نمی‌تواند باشد. این‌جاست که همان سوال اساسی درباره آزادی بیان مطرح می‌شود که مرزهای آزادی بیان تا کجاست؟ آیا می‌توان حذف کرد به دلیل رعایت نشدن این مرز؟

دو

بی‌راه نیست که اگر لفاظی و متلک و بی‌ادبی به دلیل شوخ‌طبعی را بخشی از جامعه ایرانی بدانیم. این همان نکته‌ای ست که صادق هدایت در کتاب «فرهنگ عامه مردم ایران» مورد بررسی و نقد قرار می‌دهد. این بخشی از فرهنگ جامعه است که در محیط عمومی بدلایل متفاوت رعایت می‌کند و وقتی به خلوت می‌نشیند و در جمعی دوستانه، لب به طنازی و بد دهنی باز می‌کند. مصادیق و مثال‌های فراوانی را در رفتار خودمان و اطرافمان می‌توانیم ببینیم. در چنین معادله‌ای‌ست که فضای مجازی در قواره یک محیط خصوصی و جمعی که در آن شناخته نمی‌شوی اگر بخواهی نقش بازی می‌کند و روی دیگر چهره خود نشان می‌دهد. چنین معادله‌ای با بلاک یا ریپورت آیا مداوا شدنی‌ست؟ بعید است زیرا بساط برای ساختن هویت‌های کاذب باز است. پس چاره چیست؟ این همان سوالی‌ست که طبیبان جامعه یعنی جامعه‌شناسان و روانشناسان باید نسخه بپیچند، نه چهره‌های مطرح که خود بخشی از این معادله‌اند، آن‌هم با چنین نسخه‌ی پر از ایرادی که مروج فرهنگ حذف است و حذف کردن.

سه

روی دیگر سکه اما خطابش به خود چهره‌های فرهنگی و هنری است. این‌که آیا این چهره‌ها در فضای مجازی توانسته‌اند از برج عاج پایین بیایند و هم‌سطح جامعه به محیط پیرامون‌شان نگاه کنند؟ آیا به‌جز دیده شدن، مورد توجه قرار گرفتن و جلب نظر، توانسته‌اند فرهنگ‌سازی در جامعه ایجاد کنند؟ آیا توانسته‌اند از روی دست متودهای فرنگیِ ستاره‌ها که نقش عمده در جامعه دارند مثل جرج کلونی که فعال حقوق بشر است، نقش خود را در این بستر و جامعه پیدا کنند؟ پاسخ به تمام این‌سوال‌های پرسیده و ناپرسیده خود روشنگر مزید علتی‌ست بر این‌که آیا نسخه‌ای که امروز پیچیده‌اند محض حفظ برج عاج خویش است یا فرهنگ این جامعه؟ اگر پاسخ فرهنگ مردم است، مثل دایره باز باید به سوالات ابتدایی بازگشت و وقتی به جواب نمی‌رسی، فهمید که ماجرا دوشاب‌تر از این‌حرف‌هاست که بتوان فرمان به حذف دیگری را از سوی چهره‌های فرهنگ و هنر در ایسنتاگرام درک کرد و فهمید.