حاشیه‌نگاری‌ای از طرح منقوش بر سنگِ قبر عباس کیارستمی

بهمن کیارستمی: خودش اتفاق افتاد

در گفت‌وگویی که با بهمن کیارستمی فرزند مرحوم عباس کیارستمی درباره این طرح مینیمال و مینیاتوری بر روی سنگ قبر داشتم، او با اشاره به اینکه تا پیش از خلق شدنش، هیچ ذهنیتی برای طرح سنگ نداشتیم و وقتی به این سنگ برخوردیم، خودش ایده را به ما داد گفت: «نوع طرح سنگ یادآور طرح حال حاضر شد و با المان‌ کارهای خود آقای کیارستمی شکل گرفت. در اصل خود سنگ و تصویری که از پدرم باقی الهام بخش چنین طرحی شد. برای همین نمی‌توانم بگویم من طراح این سنگ قبر هستم زیرا من تنها در مسیرش حرکت کردم خودش اتفاق افتاد».

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
سنگ قبر عباس کیارستمی
نوآوران -

سنگ قبر آخرین نمادی از یک انسان پیشتر زنده و حالا مرده است. نمادی که بیان‌گر اوست؛ بر روی یک سنگ یک در نیم، قرار است شناسه او که حالا نیست بر روی سنگ هک شود. نام، کنیه، نشان، هویت زنده بودنش و زمان آمدن و رفتن او بر خاک. این شناسه بخشی از مراسمات زندگی‌ست که از سوی بازماندگان رنگ و لعاب می‌گیرد. هیچ درگذشته‌ای در طرح سنگ قبرش مستقیما نقش ندارد. او فرد غایبی‌ست در زندگی زمین که حاضرانِ بعد از او به ترسیمش می‌نشینند. شاید مرده‌ای پیش از مرگ توصیه‌ای کند از نقش و نگار آخرین نمادش اما او تصویرگر این نشانه نیست. همین امر نیز سوژه فیلم‌های بسیاری در سینما شده است. نمونه‌ ایرانی و متاخرش نیز «خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی است. پیرمردی مرده‌شور درگیر مرگ می‌شود، در آستانه نبودن است و بخشی از درگیری‌اش نیز سنگ قبر است، یعنی بخشی از آیین مرگ. این چنین است که می‌توان آن‌چه که سنگ قبر می‌نامیم را بخشی از مراسم و سوگواری دانست. بازماندگان در فقدانِ آن‌که بود و حالا نیست، در موجزترین شکل ممکن، درگذشته‌شان را توصیف می‌کنند، ترسیم می‌کنند و او را خطاب قرار می‌دهند. خطابی که اگر رهگذری بی‌خبر با آن مواجه شد، بتواند به حجمی از درگذشته پی ببرد؛

با چنین رویکردی‌ست که سنگ قبر هنرمندان وجهی دیگر پیدا می‌کنند. اویی که در حیات خاکی در پی خلق دست‌نیافته‌های ذهن و خیال بوده است، حالا که تبدیل به خیال زندگان شده‌ است، از آبشخور مخلوقات هنری‌اش ارتزاق می‌کند. بازماندگان رو به آن‌سو می‌کنند، آثار او را رج می‌زنند، ورق می‌زنند و از هم‌انس‌ترین خلق اثرش، تصویری از مرگ او خلق می‌کنند بر روی سنگ قبر.

عباس کیارستمی که او را شاعر سینما خطاب می‌کنند، درگذشتش، فقدانش غمی بر شانه ساحت هنری افزود. ازین‌رو نیز ترسیم آخرین نماد حیاتیِ او یعنی سنگ قبرش، وام‌دار خالقانه ترسیم کردن او از زندگی‌ست. تصویر سنگ قبر کیارستمی، شاید غم‌انگیزترین دلنشینیِ یک فقدان است. غم‌انگیز از آن‌رو که نیست، غائب است در بود زمینی و دلنشین از آن‌سو که ترسیم‌گر هم‌انس‌ترین تصویر بودنِ اوست. «خانه دوست کجاست» فیلمی از کیارستمی است که خالق جهانِ انسانیِ کودکانه‌ست. جهانی که تو را از رنگارنگ زندگی امروز، می‌برد به روستایی دور و از دل این روستا، تو را رهنمون می‌کند به ساحت اخلاق، به ساحت تلاش برای انسانیت. کودکی که می‌دود، تلاش می‌کند و زجر می‌کشد تا دفتر همشاگردی‌اش را برساند به او که صبح در سر کلاس توبیخ نشود و.. حالا تصویرِ این تلاش، حجم باقی مانده از دنیای این فیلم از کیارستمی شده است تصویرِ سنگ قبر او. تصویری مینیمال، سخنگو و ترسیم‌گرِ جهان بودندگیِ این فیلمساز.

نکته قابل اهمیت در تصویر سنگ قبر عباس کیارستمی، تعقید در این نماست. درخی در بالای تصویر، تنها، بر کفیِ قله‌ی سنگ ایستاده و رگه‌های سنگ شده‌اند مسیر. مسیری که در وهله اول شاید بازنمای «خانه دوست کجاست» باشند اما در قدم بعد، ترسیمی از تلاش انسانی‌ست که دوید، برای تحویل دادن آن‌چه که امانت ِ در دست او بود دوید، تلاش کرد تا امانتی که بر دوشش مانده است را برساند به دست اهلش و چون کودکِ «خانه دوست کجاست» خود عهده‌دار مسئولیت شد. این همان تصویری است که از عباس کیارستمی می‌توان در ذهن متصور شد. فیلم‌سازی که در دوره حیاتش بدور از حواشی و از زاویه‌ای دیگر به تماشای حیات نشست. به تماشای آن‌چه که در جهان شاعرانه‌اش خلق کرد تا برساند به دست اهالی معنی کوله‌بار انسانی را.

ازین‌روست که شاید بتوان سنگ قبر عباس کیارستمی را، غم‌انگیزترین نابِ این نمادِ آخرین انسانی دانست. نه قصه پردازی دارد و شلوغ است و نه هویت‌ را به نشانه رفته؛ یک تصویر مینیاتوری ساده است، با یک امضاء، او آمد و رفت. از پایین سنگ مسیر را پیمود تا قله سنگ تا در زیر تک درختِ مانده تنها در بالای سنگ، بیارامد.

در گفت‌وگویی که با بهمن کیارستمی فرزند مرحوم عباس کیارستمی درباره این طرح مینیمال و مینیاتوری بر روی سنگ قبر داشتم، او با اشاره به اینکه تا پیش از خلق شدنش، هیچ ذهنیتی برای طرح سنگ نداشتیم و وقتی به این سنگ برخوردیم، خودش ایده را به ما داد گفت: «نوع طرح سنگ یادآور طرح حال حاضر شد و با المان‌ کارهای خود آقای کیارستمی شکل گرفت. در اصل خود سنگ و تصویری که از پدرم باقی الهام بخش چنین طرحی شد. برای همین نمی‌توانم بگویم من طراح این سنگ قبر هستم زیرا من تنها در مسیرش حرکت کردم خودش اتفاق افتاد».

همین بداهه بودن یا بعبارتی اشراقی بودن خلق این تصویر بر روی سنگ قبر شخصی چون عباس کیارستمی را نیز شاید بتوان نشانی از جاری بودن ذهنیت مرحوم کیارستمی در غیبتش دانست. ذهنیتی که خود پیش‌برنده ایده و طرحِ آخرین نمادِ خویش است. شاید شاعرانه باید گفت و کمی فارغ از منطق و تئوری که «خالق آخرین نمادِ دنیایی‌‌اش در نماد مرگ، خودش کیارستمی بود و این آخرین خلق اثرش بود».