دو حاشیه مهم‌تر از متنِ توهین به یک ورزشکار ملی پوش زن

بی‌توجهی‌ها به ورزش زنانه و توجه بداخلاقی‌های مردانه

چند روز پیش زمان پخش مسابقه‌ی یکی از بانوان اعزامی به المپیک شاهد به کارگیری لقب و لفظ زشتی برای این بانوی ورزشکارمان توسط مجری صداوسیما بودیم که واکنش‌های شدیدی جامعه‌ی ما بویژه زنان را بر انگیخت. جمع زیادی از فعالین زن با صدور نامه‌ای خطاب به رئیس سازمان صدا و سیمای ایران خواستار توقف این بی ادبی ها و بداخلاقی ها از بزرگ ترین مرجع رسانه ای کشور که حکم آموزشی دارد، شدند. با بروز این بداخلاقی توجه جامعه مدنی همزمان به دو مقوله ی ورزش بانوان در ایران و بداخلاقی هایی که به قشر زنان می شود، جلب شد.

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
آذر منصوری
نوآوران -

آذر منصوری/عضو مجمع زنان نواندیش - مشکلات ورزش بانوان را نمی نوانیم جدای از مشکلات زنان جامعه‌ی امروزمان مورد بررسی و قضاوت قرار دهیم. وقتی شاخصه های دیگری مثل حمایت از جامعه ی ورزشی  را هم در کنار شاخص‌های زنان قرار می دهیم ،متوجه عمق مشکلات زنان ورزشکارمان می شویم . با برسی این موضوع قاعدتا نه تنها حضور نمایندگان ورزش بانوان ایران در المپیک توسط کسانی که این همیت را از خود نشان دادند برای ما ارزشمند می شود بلکه به شرایط نابرابری که آنها باوجودش به چنین جایگاهی رسیدند هم بر ما روشن می شود. باید سطح و جایگاه ورزش بانوان ایران را با مشکلاتی که آنها دارند ، درسطح  آسیا و هم در صحنه‌ی بین‌المللی بررسی کنیم. قابل انکار نیست که در مقایسه با شرایط دیگر زنان ورزشکار جهان سختی‌های برای ورزش بانوان ما وجود دارد.المپیک زمان خوبی بود تا این سختی ها را  ببینیم. فقدان برنامه ریزی های مدون و حرفه ای در این زمینه یکی از مشکلات اصلی است که وقتی پای درد و دل زنان ورزشکار ایرانی می نشینیم این ضعف در برنامه ریزی و عدم حمایت های لازم را در میابیم.

وضعیت زنان ورزشکار این جامعه باید به سمتی برود که نه‌تنها آن ها برای حضور در میادین بین‌المللی تشویق شوند بلکه عواملی مثل بداخلاقیهای کلامی و عدم حمایت‌های لازم هم دیگر بر سر راه آنها وجود نداشته باشد. چنین بداخلاقی هایی اعتماد به نفس زنان ورزشکار ما را می گیرد.

به نظرمی رسد اقدام ناشیانه‌ی مجری تلوزیونی ایران و واکنشهایی که واژه مورد استفاده‌ی ایشان در مقابل یکی از ورزشکاران زن ما نشان دهنده‌ی وضع موجود زنان ایرانی است.  همچنین اتفاقات اینچنینی به خوبی عدم تحقق مطالبات بانوان را هم  نشان می دهد. طبیعتا این بداخلاقی ها آن هم از جانب رسانه‌ی ملی که می تواند سهم بسیار عمده ای در ترویج اخلاق اسلامی در جامعه داشته باشد،باعث رواج اندیشه های زن ستیز می شود. سهم صدا و سیما در گسترش یا کاهش چنین اندیشه هایی قابل انکار نیست و ادبیات این رسانه در ایجاد باورها می تواند بسیار موثر باشد. وقتی چنین واژگانی از تلوزیون ملی ایران پخش می شود طبیعتا تاثیرات منفی بر جامعه ی ما می گذارد . باید نگران این بداخلاقی ها و به کار گیری این ادبیات از رسانه های رسمی کشور باشیم .مسئولین باید  به اثراتی که این نوع رویکرد و رفتار در فضای عمومی جامعه به جای می گذارد توجه کنند.

اگر چنانچه در جامعه ما اراده ای وجود دارد که زنان ایران هم بتوانند در کانون های ورزشی جهان درخشش بیشتری داشته باشند باید بدانیم که به برنامه ریزی بیشتر و سیاست گذاری بیشتر نیاز است. تجربه ثابت کرده است زنان ما می توانند سبقت را از دیگر جوامع بربایند.