سانسور با چهره‌ی نقطه چین بر کاغذ

محمدقائد

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
سانسور با چهره‌ی نقطه چین بر کاغذ
نوآوران -

سانسور تنها همانی نیست که روی کاغذ مارک‌دار ، یا روی اوراق بی‌نام و نشان و تاریخ، ابلاغ می‌شود. آثاری از قبیل اشعار یغما جندقی و ایرج میرزا، گرچه خواندن آنها ممکن است واقعا عالی‌السویه باشد و عمدتا جز به درد وقت‌گذرانی و ریشخند خلایق نخورد، همواره زیرزمینی بوده‌اند، تازه آن هم در چاپ‌هایی پر از حذف و نقطه‌چین. بخشی از سروده‌های میرزاده عشقی، گرچه از نظر شناخت حال و هوای زمان اهمیت دارد، در کتاب و نشریه نام و نشان‌دار قابل چاپ نیست، نه در ایران و نه در هیچ جای دیگر، چون خواننده کتاب فارسی اکنون دیگر به قشری کوچک از خواص محدود نمی‌شود و هر کتابی در دسترس جماعت عظیمی از مرد و زن و دانش‌آموز و حتی کودکان است.  

شاید سال‌ها طول بکشد تا فرهنگ ما به حدی از بردباری برسد که دوباره بتواند از این قبیل نوشته‌ها و سروده‌ها را تحمل کند. یکی از تاسف‌‌بارترین سانسور‌های فرهنگی‌،اجتماعی در مورد عبید زاکانی، آینه تمام نمای‌بخش غیررسمی فرهنگ ما و خلقیات بشر به طور کلی، اعمال شده است.

یک مورد بسیار مهم دیگر را هم به یاد داشته باشیم. در دهه‌های 1330 و 40 کسانی که تعدادشان اندک به نظر نمی‌رسید قویا از این نظر دفاع می‌کردند که آثار صادق هدایت مایه بدبینی و دلمردگی است. جوانان را به خودکشی سوق می‌دهد و باید ممنوع شود.

 امروز که اندکی در خود فرورفتگی و میل به ستایش مرگ عیب بزرگی به حساب نمی‌آید، هدایت را در کل آثارش‌حتی در «وغ وغ ساهاب» خنده‌انگیز و ضد سلطنت- به دهری‌گری، بی‌اخلاقی و مادی‌گرایی متهم می‌کنند. کسی چه می‌داند که جامعه فردا چه ضررهای تازه‌ای در آثار او کشف خواهد کرد!