نگاهی به داعش، به جهان آدمخوار امروز و مسأله ادبیات

مشکل اصلی ما احمدی نژادیسم است

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
مشکل اصلی ما احمدی نژادیسم است
نوآوران -

امروزه مشکل، مشکلِ من یا شما نیست، مسأله این است که مسائل خیلی بزرگتر از این ماجراهاست و واقعیت این است که جهان به شکل منجلابی در آمده است که جزایری درونش قرار دارد که در آن بعضی جزایر آلوده تر از دیگر جزایر هستند و یک جایی انگار تمام پرندگان را می کشند و در جای دیگر این مسأله کمتر است، الان فضاحت دامنگیر تمام جهان است شبیه پیش از جنگ جهانی اول و دوم و بلکه شایدبدتر، بدتر به این دلیل که این رسانه های مجازی که به نظر من خیلی هم مجازی نیستد همه جهان را به هم پیوند می دهند و به نظر من آلودگی ها بیشتر در آن موج می زند و ایران هم جدای از بقیه ی دنیا نیست حالا چرا این مقدمه را گفتم؟ ما در درجه اول باید ببینیم کدام مهره ی شطرنج هستیم و کدام مهره را حرکت بدهیم که همه جهان که یک راه نجاتی برایش پیدا بشود، یک روز صبح که من از خواب بیدار شده بودم و داشتم خبرگزاری های جهان را نگاه می کردم دیدم یکی از زنان داعش قبل از اینکه قربانی خودش را بکشد گوشت آن را خورده است! من فکر می کنم فقط آن خانم نیست که گوشت یک آدم را خورده است بلکه یک عده‌ای مشغول خوردن زنده یک عده ی دیگر شده‌اند و در ایران هم یک دسته هستند که می خواهند همین کار را بکنند در افغانستان هم به همین ترتیب در امریکا هم همینطور مثلا آن آقای جمهوری خواهی که اسمش هم الان به عنوان یکی از رای آورندگان کنگره امریکا آمده یکی از گوشتخواران است و زنده خوار هم می تواند باشد و من اصلا بعید نمی دانم ایشان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم رای بیاورد. منظورم دونالد ترامپ است البته که همه او را می شناسند، الان با این اتفاقاتی که برای پناهجویان افتاده است راستِ افراطی فرانسه باز هم بیشترین رای را آورده است برای ریاست جمهوری، اینها که برای تفریح رای نمی آورند مردم فرانسه انگار از این ماجراها خسته شده اند و به جایی رسیده اند که مثلا بزنید و همه را بکشید بنابراین در حال حاضر هیچ جای احساساتی وجود ندارد ما باید بیاییم و بفهمیم برای اینکه در مجموع وضعیت بهتر بشود باید چه کاری انجام بدهیم وقتی از این زاویه به جریانات نگاه کنیم هم در جامعه ی خودمان هم در میان روشنفکران و هم در داخل نظام می‌توانیم همه نوع آدم را پیدا کنیم یعنی هم در کشور نظام آدمهایی هستند که می خواهند گوشت من و شما را بخورند و هم در میان روشنفکران آدمهایی وجود دارند که می خواهند گوشت من و شما و نظام را با هم بخورند! بنابراین کار بسیار دشوار شده است و من شخصا به‌عنوان کسی که یک دوره به شدت ادعای روشنفکری داشتم به این نتیجه رسیدم که باید تعمق کنم به قضایا، احمدی‌نژاد و امثال او مشکل جدی ما هستند چراکه چندین سال با عامیانه گرایی همه چیز را مسدود و منهدم کردند این را فقط من نمی گویم همه این را می گویند، بنابراین باید دید چه برون شدی از این قضیه می شود پیدا کرد به‌ویژه اینکه بیشتر اهرم ها دست آنهاست. آقای روحانی چه با حسن نیت این حرفها را زده یا بدون حسن نیت همه اهرمها را در اختیار ندارد سال قبل به خاطر دارم در روزنامه‌ها خواندم که آقای سید محمود دعایی درباره رئیس دولت اصلاحات حرفی زده بود که اصولگرایان را خوش‌شان نیامده بود و آقای دعایی هم از سال 58 تا به امروز چنین حرفی نزده بود. او همیشه سعی کرده آهسته بیاید و برود اما دیگر گویا کارد به استخوانش رسیده است و به رییس جمهور می گوید تذکر بدهد بنابراین من این مسائل را با هم نگاه می کنم و نگاه نمی کنم ایکس چه می‌گوید یا ایگرگ چه می گوید، من نگاه می کنم که مجموعا چه کار می شود کرد، این یک نکته است و بر‌اساس همین نکته نگاه می کنم که ارشاد چه کار می‌کند و یا رادیو و تلویزیون چه می کند، مسلما هیچ کدام از کارهایی که رادیو تلویزیون و یا ارشاد می کنند برای ما جالب نیست اما از طرفی هم نگاه می کنم مگر وزیر ارشاد چقدر قدرت دارد؟ و در این مجموعه ی چه کاری می‌شود انجام داد! در فرانسه وقتی راست به قدرت می رسد چپ چه کار می تواند بکند؟ این دوران دیگر دوران احساسات گرایی نیست و مسائل دشوار شده من تصور نمی کنم تمام اینهایی که می خواهند اوضاع را اصلاح کنند همگی دروغ می گویند و در ضمن من بین اصلاح‌طلبی و اصلاح طلبان فرق می گذارم. در دوران احمدی‌نژاد بود که حتی عده ای فرصت طلب چپ آمدند بر علیه من نوشتند و مرا متهم به پوپولیسم هم کردند من نمی‌دانم چرا این کارمندان ادبی که هر روز به یک جناح می‌چسبند همیشه در ادبیات وجود دارند من همه ی اینها را به نحوی با آثارم ساکت کردم .

من همواره به زند گی اعتقاد دارم برای اولین بار دارم این را می نویسم یک شبکه خارجی که زند گی نامه مرا پخش می کرد و در یک کتابفروشی گفتگویی با من کرده بود. پرسید که:« شما یک مدت مارکسیست بودید اما بعدها این افکار را کنار گذاشتید اما کارهایتان همیشه سیاسی بوده است فرقش در چیست؟» من هم گفتم:« من در آن برهه برای ایدئولوژی می جنگیدم و برای نجات بشر تحت پوشش و احترام به یک ایدئولوژی، اما الان در واقع در شان بشر نمی بینم اینهمه ستمی که به آن روا می شود و این حق کسی نیست که بیاید حق من و تو را بخورد. آقای مائو زمانی می گفت: " حقیقت از لوله تفنگ بیرون می آید " آیا به این خاطر باید حق من و تو را بخورند؟» و حتی در آن گفتگو گفته بودم که آقای احمدی نژاد حق ندارد دیگری را آزار بدهد و یا بازداشت کند به این دلیل که قدرت در دستش است به هرحال آن طرف مقابل هم ایرانی است و او می تواند یک نظری داشته باشد و تو هم نظر خودت را داشته باشی. در مورد من و برای من این است که بیشتر از اینکه مسائل سیاسی باشد انسانی است من از حوزه انسانی است که به زوایا نگاه می کنم، من بیشترین آسیب روانی که دیدم در واقع از این سبوعیت داعشی هاست وقتی به یک عده کورد حمله کردند که نه سر پیاز هستند و نه ته پیاز! و بعد دردناکترین مسأله برای من این است که اینها دیگر ربطی به ایدئواوژی ندارد وقتی کوردها دانشکده فنی را گرفتند و آزاد کردند در استخر آنجا که یک پدیده مدرن است گور دسته جمعی زنان را کشف می کنند ببینید اینها هیچ ربطی به ایدئولوژی ندارد این به گور سپردن مدرنیسم به‌دست سنت است! و یا اینکه چطور داعش به خودش اجازه می دهد دختران و زنان بسیاری را از خانواده جدا کنند و ببرند برای برد گی اینها چطور خودشان را آدم می بینند؟ باور کنید هیچ حیوانی این کار را نمی کند حیوانات فقط در هنگام گرسنگی حیوان دیگر را می خوردند چطور یک عده می توانند تحت نام یک ایدئولوژی چنین رفتاری بکنند؟ درد من در واقع درد انسانیت است درد ایدئولوژی نیست، اگر من در حوزه های مختلف کار می کنم دلیلش این است که درد زیادی دارم. گیلکها می‌گویند: " پر درد پر گو ست " من کار به دیگران ندارم شاید افتخار آنها این است که سالی یک کتاب منتشر می کنند آنها مشغول خودشان هستند و من هم به همین ترتیب، باور کنید داعش روز به روز با وجنات مختلف در حال گسترش است ودر میان ماست.