به احترام مهدی اخوان ثالث

این کاغذ سپید چه تحملی دارد

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
این کاغذ سپید چه تحملی دارد
نوآوران -

شاعر را می بینم به رنگی که نمی دانم چه رنگی است در باغ بی‌برگی. شاعر را می‌شنوم به صدایی زیر و بم و تار و پودی از موج‌های سرنگون، کف آلود،شکسته اما گسترده به پهنای دریاها.

خفته مرموز در تلاطم عمیق هول انگیز، در خویش به غایت تنها. او گفته: « شعر فایده اش همین است که چنگ بزند و تسخیر کند اهلش را» دیر آشناست او.

تامل لازم است تا در عمق جانش غواصی کنی یا در ژرفایش منجمد شوی. او را می بینی در غروب شگرفی کنارت نشسته، نجیب و بی قرار، در سکوت با دست چپ دست تو را بگیرد و آرام روی قلبش قرار دهد و دست دیگرش را روی دست تو و چشمان درشت و سیاه مشتاق خود را بربندد و تو جرات کنی هیاهوی درون شاعر را و ناگفته‌های او را از لب‌های بی زمزمه او بخوانی، با قطره‌هایی بر گونه‌های بی گناهی. با حساسیت شاعرانه، سنگینی میراث محنت نیاکان ما را بر دوش‌های نحیف اش می کشد، بر اسب یال افشان زردش می چمد جاودان. با سکوت غمناکش دریایی که شرمگین است از آن همه وهنی که بر انسان می رود و تو لال و خشم فرو خورده بر سپیده کاغذ زبان،خروش بر آری،حصارها را بشکنی تا او سنگ صبور تو باشد با انباشتن کلمات واقعی شعر بر آن،خراش خوردن سپیدی با هر واژه با نیروهای زاینده، پیمانی عاشقانه با زندگی برقرار کنی دگرگون می کندما را،پایبندمان می کند و در بند و همچنان این درد کهنه در نهان می خورد روح و عمق جان ما را می‌سوزاند، زخم خورده، سرکوب شده، خون چکان و این کاغذ سپید چه تحملی دارد، شاعر!

با ارادتی پاک به مهدی اخوان ثالث دهکده-منزل بامداد.