یادداشت - بهروز غریب پور

شهید بلخی و مردی که کفش نداشت!

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
شهید بلخی و مردی که کفش نداشت!
نوآوران -

پدرم این خاطره را که می گفت چنان می خندید که اشک در چشمانش جمع می شد، در روز مرگ یکی از اهالی روستایی که در آنجا معلم بوده، پسر متوفی را دیده بود که به قصد رفتن به شهر از ده بیرون می رفته است.از او می پرسند: « کجا با این شتاب و چرا در این روز که پدرت فوت کرده است؟» می گوید: « به شهر می روم برای پدرم کفش بخرم تا بر سر قبرش بگذارم! آخه بنده خدا تا زنده بود کفش نداشت!»

تا زمان نوجوانی من در کردستان رسم بود که روی قبر، لباس مرده را پهن می کردند،دستار و پیراهن و شلوار و یک جفت کفش به گونه ای که تصویری دو بعدی از فردِ مرده می ساخت و آن روستایی معتقد به آداب مرگ می رفته که برای مردِ مرده بی کفش، کفش بخرد...

در مورد اربابان و سرداران، این مراسم با شکوه بیشتری برگزار می شد، لباس او را با کاه می انباشتند و پشت به مسیر گورستان آن را بر اسبش سوار می‌کردند و با دهل و سرنا و جمعی از « زبانگیرانِ » زن که حرفه شان مویه گری و سرودن مرثیه فی البداهه بود، به سمت گورستان می رفتند و اگر مرگ جانگداز تر بود،سرِ ده هاگوسفند را سیاه می کردند تا ابهت مرده را بیشتر به نمایش بگذارند. البته بعدها شاهد بودم که دف نوازان و دراویش در حال نواختن و خواندن تابوت جوانان را مشایعت می کردند.

غرض اینکه، مرگ سبب می شد که مرده عزیزترشود و... این آداب مفصل است و قبلابه مناسبت بیان ریشه های « تعزیه » به آن پرداخته ام، اما از آنجا که موضوع این یادداشتم « مرثیه سرایی » است و «‌دنده عقب رفتن » و برگشت به عقب، تا آنجا که میسر باشد به ترتیب تاریخی و نه فقط بر اساس قدرت و اهمیت مرثیه ای که سروده شده است، در دیوان اشعار شاعران ، تفصیل وار به گذشته می نگرم:

رودکی در رثای شهید محمد بلخی شاعر و حکیم معاصر نصربن احمد سامانی، در سال 325 (ه.ق) مرثیه ای سروده است که یک بیت آن تا امروز استفاده می شود:

« از شمار دو چشم یک تن کم

وز شمار خرد هزاران بیش»

و اما خودِ مرثیه:

کاروان « شهید» رفت از پیش

و آن ما، رفته گیر و می اندیش

از شمار دو چشم یک تن کم

وز شمار خرد هزاران بیش

توشه جانِ خویش از او بِربای

پیش کایدت مرگ پای آگیش( آویزان شده )

آنچه با رنج یافتیش و به ذل

تو به آسانی از گزافه مدیش

خویش بیگانه گردد از پی سود

خواهی آن روز؟ مزد کمتر دیش

گرگ را کی رسد صلابت شیر؟

باز را کی رسد نهیب شخیش ( مرغکی چون بلبل )

در مورد شهید بلخی گفتنی زیاد نیست زیرا از تالیفات او چیزی تا کنون به‌دست نیامده است، هر‌چند می دانیم که او با محمد بن زکریای رازی، طبیب و فیلسوف هم عصر خود مباحث و مناظراتی داشته است و حتی او را پیش از حکیم فردوسی بزرگ به نام شاعر « خرد » می شناخته اند.