میرجلال الدین کزازی

« نخبه»

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
« نخبه»
نوآوران -

درباره ریشه کلمات نمی توان به سادگی سخن گفت، زیرا بعضی واژه ها مثل «نخبه»، واژه هایی هستند که ریشه شان روشن است. ما هنگامی می توانیم از دیدگاهی درباره واژه حرف بزنیم که ریشه آن گمان آمیز باشد و مایه چند و چون، اما نخبه واژه‌ای تازه است که در آن زبان از « نخب » گرفته شده است، هر آنچه را « گزیده » است و « برتر » و « سر آمد»، می‌توان نخب نامید.نخبه به هر روی واژه ای است که از مصدر بر آمده است، اما هر واژه ای در هر زبان می‌تواند کارکرد معنا شناختی گسترده تر بیابد به سخنی نغز تر از دل معنای واژه که معنای قاموسی است، معنی یا معنی هایی دیگر می تواند بر آید که دامنه معنی‌شناختی واژه را بگسترد. این معنای دیگر که آن را ادب دانان« معنای مجازی » می نامند، بسته به نیازهای زمان دگرگونی می تواند پذیرفت.اما در به کار برنده واژه خوشایند شنونده یا خواننده اوست.

اگر واژه نخبه را از نگاه فراخ بنگریم، دو کاربرد معنا می توان داشت، یکی آن است که معنای آن،کاربرد آن وابسته و کرانمند باشد، قصد من از این سخن آن است که در میان هر گروهی، به ویژه آن گروههای اجتماعی که با دانش و اندیشه سر و کار دارند، نخبگانی پدید می‌توانند آمد. برای نمونه شما می گویید که در میان فلان گروه، فلان کس نخبه است! کارکرد و معنای دیگر آن معنا و کارکردی است فراگیر. در این کارکرد نخبگان از هر گروه که باشند، لایه ای اجتماعی را پدید می‌آورند که آن را لایه گزیدگان یا سر آمدان می نامیم و در زبانهای اروپایی آن را « الیت » می گویند. کارکرد و معنای نخبه در هر کدام از این دو بستر کم و بیش و پیشرفته و به آیین خواهد بود. زیرا در جامعه ای چنین به، آن سان که در آن داستان پارسی گفته می‌شود، کار در دست کاردان خواهد بود. پس کارها خام و نافرجام نخواهد ماند و زمان و توان و هزینه بیهوده، به هرز و هدر نخواهد رفت.