یک عکس یک خاطره

تهران چهارراه استانبول

محسن خیمه دوز

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
چهار راه استانبول
نوآوران -

داروخانه داریوش- رادیو پیلوت - رادیو دیانا - نمایندگی پارکر. محله‌ای پر رفت و آمد، و شاید شیک‌ترین محله تهران آن زمان.  

آنچه در این تصویر جالب است، عرض پیاده‌رو است. کسانی که در تهران امروز زندگی می‌کنند، با پدیده فاجعه‌باری به نام «پیاده‌رو» (یا به عبارت بهتر، «پیاده‌نرو»، یا «ناپیاده‌رو») به خوبی آشنا هستند. در خیابان‌های تهران (اصلی و فرعی) تنها عقلانیتی که وجود ندارد، عقلانیت ساخت پیاده‌رو و تنها حقی که وجود ندارد، حق برخورداری از پیاده‌رو برای عابران پیاده است.  برخی از ساختمان‌های دولتی و حکومتی که با قلدری تمام و البته با ناعقلانیت تمام، به جای پس‌روی (طبق قانون شهرداری)، جلوروی می‌کنند و سهم عابر پیاده را رسمأ و علنأ می‌دزدند. و در برابر این دزدی آشکار هم، هیچ نهادی پاسخگو نیست. جدا از دزدی حق عابر پیاده توسط برخی از ساختمان‌های دولتی ، علّت دیگری هم مولد مسأله و فاجعه‌ « پیاده‌روها» شده است و آن معماری کج و کوله خیابان‌هاست که در طراحی‌های معمارانه و ساخت و سازهای شهری، فکر همه چیز را می‌کنند مگر وضعیت فلاکت‌بار پیاده‌روها. در واقع معماری کج و کوله شهر تهران، در حال حذف آرام و بی‌سروصدای پدیده پیاده‌روست. تجاوزی بی‌شرمانه که باز هم هیچ متولی رسمی و پیگیری ندارد. برای فهم عمق فاجعه نگاه کنید به خیابان نواب، که در تمام طول این خیابان چند کیلومتری با انواع ساختمان‌ها و مغازه‌ها، حتا نیم‌متر معبر سالم و امن برای پیاده‌روی یک یا دو عابر وجود ندارد. یا نگاه کنید به پیاده‌روهای خیابان شریعتی (سیدخندان تا تجریش) و نیز پیاده‌روهای خیابان پاسداران، تا عمق فاجعه را بهتر درک کنیدو مقایسه کنید آنها را ‌با عرض پیاده‌رو خیابان استانبول در سال 1335(شصت سال پیش) تا با پسرفت آشکار در شهرنشینی، معماری بناها و طراحی فضای شهری بهتر آشنا شوید. در منطق زیست‌جهانِ شهریِ ایرانِ فعلی، «عابر پیاده»موجود مزاحمی‌ست که بین خیابان و مغازه، یا بین خیابان و ساختمان اداری (دولتی، حکومتی) در تردّد است. موجود مزاحمی که با هر وسیله‌ای (آشکار و پنهان) باید از شرّش رها شد.