یک عکس یک خاطره

جمعه وقت رفتنه موسم دل کنده

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
میدان ژاله
نوآوران -

میدان ژاله بود همان جایی که امروز هنوز پیرزن ایستاده در خیابان به تاکسی های در حال عبور می گوید: « میدان ژاله » اما میدان شهدا روی تابلوی همیشه سرخش با من و تو حرف می زند. از آمار اوایل انقلاب بر می آید که « گارد جاویدان » شاهنشاهی در 17 شهریور 57 هزار نفر را با گلوله ی اسلحه « ژ3 » به آسفالت کف خیابان دوختند و می دانیم که این اسلحه و گلولهاش چقدر نامرد است. بعدها عمادالدین باقی از آمار بنیاد شهید به مرگ 90 نفر اشاره کرد. این روز و این واقعه در میان وقایع سال آخر حکومت پهلوی از اهمیت فوقالعادهای برخورداراست. در حقیقت با این کشتار، راه مخالفین و مبارزین برای همیشه از حکومت جدا شد و امکان هرگونه آشتی میان حکومت و مردم سلب شد.احساسات عمومی نسبت به شاه بیش از پیش تحریک شد و موقعیت میانهروهایی که به دنبال نوعی مصالحه و سازش بین انقلابیون و سلطنتطلبان بودند، تضعیف شد؛ به گونهای که عملاً مردم به دو گروه تقسیم شدند: یک انقلابی «بنیادی» یا یک ضد انقلاب «نظامی». از سوی دیگر حمایتهای بعدی آمریکا از شاه، سیاست دوگانه آمریکا در قبال ایران را که با تبلیغات سیاسی فشار آمریکا بر شاه برای گسترش فضای باز سیاسی به کلّی منافات داشت، نشان داد.

مشاور امنیت ملی آمریکا، زبیگنیف برژینسکی، درباره این رویداد گفت: «واقعه میدان ژاله چنان خونین و مرگبار بود که کشمکشهای گذشته میان دولت و مخالفان را از یاد برد. این واقعه، پایان شورشهای پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.» مردمی که در آن روز میدان ژاله را به خاطر دارند همیشه یادشان هست گلوله که پایش به خیابان بکشد کار هر حکومتی را به آخر می رساند و فرقی نمی کند چند ماه بعد یا چند سال بعد. پایان همیشه می تواند به صورتی آشنا اتفاق بیفتد. بعدها فرهاد مهراد برای این روز که به نام« جمعه» سیاه مشهور است ترانه ای خواند که شعرش را شهیار قنبری نوشته بود و اسفندیار منفرد زاده آهنگسازی این ترانه محبوب را انجام داد. چند سطر از این ترانه در پایان این عکس نوشت باشد به یاد مردان و زنانی که در خیابان ژاله به خاک و خون کشیده شدند: «داره از ابر سیا خون میچکه/جمعهها خون جای بارون میچکه/ جمعه وقت رفتنه, موسم دلکندنه،/خنجر از پشت میزنه, اون که همراه منه / داره از ابر سیا خون میچکه/جمعهها خون جای بارون میچکه....»