یادداشت آزیتا اولیا درباره اینترنت و فضای مجازی

صداهایشان را می شناسم

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۱
آزیتا اولیا
نوآوران -

تماس گرفتم شرکتی که سال هاست مشترک ای دی اس اِلِش هستم.

پیش از اینها صدای زیبای زنی شاید در نهایت زیبایی بود اونور خط . و روتین وار میگفت:«با سلام، به فُلان جا خوش آمدید ، جهتِ خرید سرویس پر سرعتِ فُلانو فُلانو فُلان ...»در صدایش طنینِ روحی لطیف جریان داشت . گاهی پیش می اومد تا آخرِ مکالمه ی تلفنی یک طرفه می رفتم... میبردتم...

همیشه گفتم: «روانشناس نیستم ، اما روانشناسی رادوست دارم به نوعی میتوانم فیک را از اصلش تشخیص بدم . و همه ی کسانی که میشناسندم می دانند میمیرم برای گرگ!

دوباره تماس گرفتم شرکتی که مشترکِ نِتِش هستم و با انتخاب گزینه ی سه ، خطِ پشتیبانی کانکت شدم بِ خانمِ *ع *عزیز.

دیگر صداهایشان را می شناسم و ر وحیه همه اشان را . از آقای «گ...» عزیز گرفته تا خانمها ی «ع و ...»

من: «سلام عزیزم اولیایی هستم . مشترک همیشه مزاحم .و میخندم . دوستِ عزیزم طبق معمولِ هر هفته واسِ نتم یا حجم ندارم . یا ای دی اسلم قطع میشه بفرمایید چطور میشه که زود به زود نتم میشه جهنم ؟»آ

نقدر سریع مکالمه کردم سه نقطه ی آخر را که مطمئنم نشنید .

او با خنده ای : «خانم اولیایی مودمو خاموش روشن بفرمایید»

من : خــــــــــامــــــــــــــــــــوش! .«.. خانم ... تا فاصله ای که مودم بالا میاد یِ انتقاد دارم عرض بکنم؟»

او اما جا خورده: «بفرمایید»

من: «صدای نوار رو عوض کنید ممنون میشم همون صدای لطیف همیشگی . و می خندم! شرکتی که مشترکشم بعد از روز زن صدای بدی رو جایگزین کرده و اگر برخورد خوب کارمندانش نبود لغوِ اشتراک می کردم . تازگی هم دیگه امونش نمیدم تا میگه سلام میرم رو خط مربوطه.»

من در ادامه: «دوستِ عزیزم ، راهکار بفرمایید ممنون میشم زیاد مسدع اوقاتِ شما و دیگر عزیزانم نباشم .»

او می خندید: «خاموش بفرمایید ده دقیقه بعد روشن .» و: «شما کانکتین خانم اولیایی .»