یک عکس یک خاطره

دارم مرتضا را می بینم!

مریم دهنوی:

  1. ۲ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
عکس شاملو و مرتضا کیوان
نوآوران -

مرتضا کیوان را پس از کودتای 28 مرداد رژیم پهلوی به چوبه می بندد و تیرباران می کند اما این پایان کاریزمای او در تاریخ ادبیات ایران خصوصا شعر نبود و نیست و تاکنون نیز استحاله ی او در این ژانر بلای جان نگاههای توتالیتر بوده و هست اما نکته ای در مسئله ی کیوان وجود دارد و آن اینکه او با حضورش بعنوان «مراد» در میان شاعران پس از نیما که به نوعی شاگردان او محسوب می شدند جریان ایدئولوگ ادبیات ایران را با کاریزمای خودش تغییر می دهد و برخی منتقدان بر آنند که این مرتضا کیوان بود که تئوری نیما را به لحاظ تفکری تغییر داد و نیما تنها یک تئوریسین محض باقی ماند. کاری که مرتضا کیوان با احمد شاملو و خصوصا هوشنگ ابتهاج کرد ماجرایی نامکشوف است که هنوز با گمانه زنی درباره ی آن حرف می زنند. او تا اندازه ای در وجود احمد شاملو رخنه کرده بود که گفته می شود حتا شاملو در لحظه ی وداع با جهان گفته است: «دارم مرتضا را می بینم!» بی شک مرتضا کیوان شخصیتی است که بیشتر از دیگران در لحظه لحظه ی شعر شاملو حضور متافیزیکی داشته است و او با عبور از تفکر نیما بیشتر به اندیشه ی کیوان نزدیک بود و ده ها سال پس از مرگ کیوان همچنان با یاد او می زیست گو اینکه شاملو شاعری درگیر نوستالژی های دست خورده نبود و کیوان برای او یک تجسم نامیرامی توانست باشد. اما آیا این مرتضا کیوان بود که شعر و ادبیات ایران را با تفکر خودش تغییر داد یا نیما یوشیج تنها مسئله ای است که هوشنگ ابتهاج تنها فرد زنده در این عکس می تواند پاسخگوی آن باشد. در عکس از راست: هوشنگ ابتهاج،سیاووش کسرایی،نیما یوشیج، احمد شاملو و مرتضا کیوان دیده می شود همان عکسی که گفتم تنها هوشنگ ابتهاج از آن زنده مانده است و می تواند این مسئله را روشن کند.