هرچه بود مثل برق و باد گذشت!

  1. ۲ ماه قبل
  2. ۰
هرچه بود مثل برق و باد گذشت!
نوآوران -

بهاء‌الدین خرمشاهی/ پژوهشگر

خوب شنیدن لذت خودش را دارد، ولی متاسفانه این روزها لذت کاذب بیشتر سخن گفتن و کمتر شنیدن، بیش از لذت شنیدن مخاطب دارد. می‌توان گفت آداب خودمان را گم کرده‌ایم.

با شتاب و جویده جویده حرف می‌زنیم. کلمات را درست ادا نمی‌کنیم. بیشتر تلاشمان برای سخن گفتن است تا شنیدن. به‌همین دلیل خود را از یکی از بهترین لذت‌های زندگی، خوب شنوی، کمتر سخن گفتن و بیشتر اندیشیدن محروم می‌کنیم. جوانی را به میانسالی می‌رسانیم. میانسالی را به پیری و ناگهان می‌بینیم چه پیر شده‌ایم. من از بسیاری از پیران پرسیده‌ام چه احساسی از سن پیری و حال‌و هوای آن دارند؟ متفق‌القول باالفاظ مختلف، معنای واحدی را می‌گویندکه نمی‌دانیم که پیر شده‌ایم؟ یا اینکه هرچه بود مثل برق و باد گذشت! به تعبیری یاد این شعر می‌افتم: « ای که پنجاه رفت و در خوابی / مگر این چند روزه دریابی» همین‌طور این شعر دیگر از سعدی: « الا ای که عمرت به هفتاد رفت/ مگر خفته بودی که برباد رفت» یکی از مهارت‌هایی که در سلوک اخلاقی باید کسب کرد، مهارت کمتر سخن گفتن و بهتر شنیدن است. کسی که چنین باشد بدون شک پخته پیر می‌شود و حرفهایش شنیدنی‌تر، بسیار توجه می‌کنم. بعضی شیوا سخن هستند و انسان از شنیدن شیوایی کلام‌شان لذت می‌برد. غالبا اینها افرادی هستند که آداب سخن گفتن خوب و خوب شنیدن را به‌کار می‌گیرند: « فارسی را پاس بداریم» شعار فرهنگی ماست اما بیش از یک شعار باید به کار گرفته شود. یکی از مصادیق آن در همین شیوا و شمرده سخن گفتن و ادب و آداب سخن گفتن را رعایت کردن است. این شعار تنها به این نیست که کلمات را درست ادا کنیم بلکه فرهنگ‌مان را بشناسیم و به آن عمل کنیم بلکه فرهنگ‌مان را بشناسیم و به آن عمل کنیم. برای مثال کلمات دل‌آزار و دل‌شکن را به کار نبریم یا اینکه آداب برخورد و هم‌کلامی با بزرگ‌تر را رعایت کنیم. این روزها زمانی‌که جوانی با فرد پیری برخورد می‌کند، شروع می‌کند تند تند به صحبت کردن. این شیوه در گذشته نبوده است. درآداب فرهنگ ما، وقتی جوانی به پیری می‌رسد، سلام می‌کند. می‌ایستد تا پیر از احوال او بپرسد. در واقع عنان و مهار سخن گفتن دردست پیر است. از دیگر غفلت‌ها در آداب سخن این است که گوش شنوا نداریم. در صورتی‌که می‌توانیم با خودداری از شتابزدگی برای سخن گفتن. این غفلت را جبران کنیم. برای مثال وقتی با کسی صحبت می‌کنیم، می‌توانیم با خودداری از شتابزدگی برای سخن گفتن. این غفلت را جبران کنیم. برای مثال وقتی با کسی صحبت می‌کنیم، می‌توانیم کلام را به نفع مخاطب استدلال کنیم و برای او دلیل بیاوریم. در این صورت مخاطب شگفت‌زده می‌شود که این حرف که می‌زنید دلیل من است. آن وقت مشخص می‌شود که قصدتان در گفت‌و گو، غلبه بر دیگری نیست. می‌خواهید در کلام به هدفی مشترک برسید و حقیقتی که در مورد آن بحث می‌کنید را روشن‌تر ببینید. در واقع هنرمندانه گوش می‌دهید و هنرمندانه‌تر سخنوری می‌کنید.