روایط علی بیگدلی از یک مقام اروپایی

در ایران با 10 نفر حرف زدم که 10 نظر متفاوت داشتند

این توافق خروج ایران از لیست تحریم های شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال داشت که به معنای از سر گیری روابط ایران با کشورهایی بود که در نتیجه تحریم ها، عطای رابطه با ایران را به لقایش بخشیده بودند. در طی کمتر از یک سالی که از این توافق تاریخی می گذرد، هیات های سیاسی و اقتصادی متعددی از کشورهای جهان به تهران سفر کرده و ترافیک بی سابقه ای را حداقل به نسبت 12 سال گذشته رقم زده اند.

  1. ۶ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
اشتون مایر
نوآوران -

گروه سیاسی - هادی آذری: تیرماه سال گذشته بود که پس از 12 سال پر فراز و نشیب، پرونده هسته ای ایران با اجرای برجام سرانجام به نتیجه رسید. این توافق خروج ایران از لیست تحریم های شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال داشت که به معنای از سر گیری روابط ایران با کشورهایی بود که در نتیجه تحریم ها، عطای رابطه با ایران را به لقایش بخشیده بودند. در طی کمتر از یک سالی که از این توافق تاریخی می گذرد، هیات های سیاسی و اقتصادی متعددی از کشورهای جهان به تهران سفر کرده و ترافیک بی سابقه ای را حداقل به نسبت 12 سال گذشته رقم زده اند. با این حال، علی بیگدلی، کارشناس روابط بین الملل و استاد سابق دانشگاه شهید بهشتی بر این باور است که علی رغم برخی دستاوردها، سیاست خارجی دولت یازدهم، در ارتباط با کشورهای مطرح غربی که بیشترین تاثیرگذاری را بر اقتصاد و جایگاه ایران در جامعه جهانی دارند، موفقیت چندانی کسب نکرده است. در همین رابطه، او در خصوص تور اروپایی وزیر امور خارجه به  نوآوران می گوید که رابطه با کشورهای اروپایی درجه دو نیز دردی از کشور ما دوا خواهد کرد. 

در سفرهای مقام‌های سیاسی به کشورهای خارجی و هم چنین در سفر مقام‌های خارجی به ایران، شاهد حضور هیات های اقتصادی هستیم که در برخی موارد بر مسئولین سیاسی و دیپلماتیک هم برتری دارند. این مساله تا چه حد می تواند به پیشبرد اهداف دولت در سیاست خارجی که رشد اقتصادی یکی از محورهای آن محسوب می‌شود، کمک کند؟

کشورهایی که تصمیم به حضور در بازار ایران دارند، اساسا به دو گروه تقسیم می شوند. در گروه اول، کشورهایی مانند هند، کرواسی و لیتوانی قرار می گیرند که در چند وقت گذشته به ایران سفر کرده اند یا این که هیات های سیاسی و تجاری از ایران به آن ها سفر کرده و یا قصد سفر دارد. در گروه دوم، کشورهای صنعتی اروپای غربی مانند انگلستان، آلمان و فرانسه قرار می‌گیرند که می توانند اقتصاد ما را احیاء کنند زیرا اصلاح اقتصادی به سه عامل سرمایه گذاری، فناوری و نیروی متخصص مهم نیاز دارد که کشورهای درجه دوم که در همان گروه اول سفرها قرار می گیرند از این امکانات خیلی بهره مند نیستند. به عبارت دیگر این کشورها از توان و ظرفیت ایجاد تحول در اقتصاد ما برخوردار نیستند. این کشورها نقش محدودی در رشد و توسعه اقتصادی ما می توانند ایفا کنند و توسعه اقتصادی ایران منوط به گسترش همکاری ها با کشورهای صنعتی اروپایی غربی است.

چه موانعی در سیاست خارجی دولت باعث می شود که کشورهای گروه دوم که از جمله قدرت‌های اقتصادی اروپا هستند در رابطه با ایران محتاطانه رفتار کنند؟

این که کشورهای صنعتی غربی در رابطه با ایران تردیدهایی داشته و پیش قدم نمی شوند، چند دلیل دارد. اولین دلیل این است که ایران هنوز نتوانسته به استاندارد لازم در ثبات سیاسی دست پیدا کند. اختلافاتی که بین مقام‌های ارشد ایران وجود دارد، ایران را به کشور متلاطمی تبدیل کرده که باعث می شود که تصور فقدان ثبات کافی در مورد آن مطرح باشد. برای نمونه این نگاه وجود دارد که همه چیز در اختیار آقای روحانی نیست و این مساله، غرب را با یک سرگردانی مواجه کرده است. در واقع از نظر غربی ها نهادهای قدرت موازی در ساختار ایران وجود دارد که موضع گیری ها و اظهارنظرهای متفاوتی با دولت ایران دارند. چندی پیش وزیر امور خارجه آلمان در بازگشت از ایران در گفتگو با خبرنگاران عنوان کرده بود که در ایران با ده  نفر با ده نظر متفاوت صحبت کرده است. این وضعیت نمی تواند به جذب سرمایه منجر شود. 

مساله دوم ساختار اقتصادی ایران است که هنوز ظرفیت پذیرش سرمایه را ندارد. عامل سوم برخی اظهاراتی از سوی مقام‌ها و مسئولان ایرانی است که در نظام بین الملل چندان متداول و پذیرفته شده نیست. علاوه بر این، از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نیز می توان به عنوان دلیل چهارم یاد کرد. به نظرم، خیلی از کشورها منتظر مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا هستند که ظرف چند ماه آتی تععین تکلیف می شود. زیرا پیروزی هر یک از نامزدهای  دموکرات و یا جمهوری خواه، شرایط متفاوتی را برای رابطه با ایران رقم خواهد زد. 

رابطه حال حاظر میان جمهوری‌اسلامی ایران و ایالات‌متحده را تا چه اندازه در رفتار محتاطانه کشورهای صنعتی اروپای غربی در قبال ایران موثر می دانید؟

از این مساله می توان به عنوان آخرین عامل یاد کرد زیرا ایالات متحده هنوز به وضوح اعلام نکرده است که کشورهای اروپای غربی می توانند بدون این که مشمول تحریم های آمریکا شوند، با ایران وارد معامله شوند. به عبارت دیگر، جرایمی که ممکن است از سوی ایالات متحده علیه کشورهای اروپایی اعمال شود، مانعی در برقراری این روابط به شمار می رود. در دورانی که ایران تحریم بود، شبکه بانکی کشورهای اروپایی غربی حدود 35 تا 40 میلیارد دلار در همین رابطه جریمه شدند که هنوز نیز به طور تمام و کمال قادر به جبران آن نشده اند. مجموعه این نگرانی ها باعث می شود، کشورهای صاحب صنعت و فناوری اروپای غربی که از نقش مهمی در اقتصاد ما برخوردارند، نتوانند پا پیش بگذراند.

ارتباط با کشورهایی که از لحاظ شما کشورهای درجه دوم محسوب می شوند، از لحاظ افزایش توان و وزن دیپلماتیک ایران چه تاثیری دارد؟

ما تا پیش از روی کار آمدن دولت یازدهم و  توافق هسته ای، در روابط خارجی در یک انجماد به سر می بردیم و ارتباط ما با نظام بین الملل تا حد زیادی قطع شده بود. در حال حاضر کشورمان در روابط خارجی خود به صورت انبساطی عمل می کند و ارتباط ما با نظام بین الملل بار دیگر برقرار شده است. حتی با کشورهای درجه اول اروپایی نیز موفق به ایجاد روابط گسترده تر شده ایم که سفر آقای روحانی به ایتالیا و فرانسه را در همین رابطه باید تعبیر کرد. با این حال، مشکل اصلی کشور ما بیشتر از آن که سیاسی باشد، اقتصادی است، هرچند که این دو حوزه خیلی از هم قابل تفکیک نیستند. در حال حاضر، ما از لحاظ سیاسی قدم هایی را به سوی گسترش خود با کشورهای جهان برداشته ایم اما اگر این مساله به حوزه اقتصادی ما تعمیم نیابد، عملا کاری از پیش نبرده ایم. در وضعیتی که اقتصاد ما با چالش های بسیاری از قبیل تورم، رکود و فقدان سرمایه مواجه است، فکر نمی کنم که هیچ کدام از کشورها کرواسی، لیتوانی یا سوئد بتوانند مشکلی از ما حل کنند. طبق گفته آقای روحانی، ما برای ترمیم و احیاء اقتصاد کشور به 60 میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز داریم که به نظرم هیچ کدام از این کشورهای قادر به تامین چنین سرمایه ای نیستند. همین سفر اخیر نخست‌وزیر هند به ایران با هدف سرمایه گذاری در پروژه های عمرانی صورت گرفت که با سر و صداهای زیادی هم همراه شد، با این حال، کل این سرمایه گذاری در حدود 750 میلیون دلار بود. در واقع تحقق خواسته آقای رئیس جمهور مبنی بر سرمایه گذاری 60 میلیارد دلاری مستلزم ارتباط با کشورهای غربی است.  ارتباط با کشورهایی چون سوئد و لهستان به هر حال نوعی گشایش محسوب می شود البته نوعی گشایش که قادر به درمان تمام دردهای ما نیست. ما برای حل ساختاری مشکلات خود باید به سوی پذیرفته شدن در نظام بین الملل و هم چنین رعایت قواعد و قوانین نظام بین الملل حرکت کنیم. 

منظور از رعایت قوانین و قواعد بین المللی چیست؟

ما نمی توانیم به دنبال انرژی هسته ای و آزمایش موشکی باشیم و در ضمن به دنبال حذف اسرائیل از نقشه جهان باشیم. یا اینکه مواضعی غیردوستانه نسبت به برخی از کشورها داشته باشیم. این که یک کشور خواستار محو کشور دیگری باشد که هر دو عضو سازمان ملل هستند، در قواعد و عرف نظام بین الملل جایی ندارد. ما باید به الگوها و قواعدی که ناظر بر نظام بین‌الملل است، احترام بگذاریم. ما برای پیشرفت نیاز داریم که نگاه داخلی مان، دینی و نگاه خارجی مان، جهانی باشد. دوران خودکفایی به پایان رسیده است. تجارت امروز جهان بر پایه یک بده  بستان متقابل استوار است. بنابراین شما زمانی قادر به فروش خواهید بود که در مقابل چیزی از طرف مقابل بخرید. ما امروز از اقتصاد مقاومتی حرف می‌زنیم حال آنکه 92 درصد کالاهای مصرفی ما از خارج کشور وارد می شود. ما باید سعی کنیم با ورود بیشتر به جامعه بین المللی به بازیگر منطقه ای و جهانی تاثیرگذارتری بدل شویم. در صورتی می‌توانیم به اقتصاد مقاومتی فکر کنیم که به فکر تعامل با جهان نیز باشیم.

اخیرا خبری مبنی بر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای مطرح شده است. آیا اقداماتی از این دست می تواند به ورود هرچه بیشتر کشور به جامعه جهانی و بدل شدن به یک بازیگر قوی در نظام بین الملل کمک کند؟

پیوستن به سازمان همکاری شانگهای نیز نمی تواند کاری از پیش ببرد. در واقع بحث شکل گیری سازمان شانگهای به زمانی برمی گردد که روسیه برای تقابل با آمریکا، مثلثی را با همکاری چین و هند شکل داد تا بتوانند سطح مبادلات را با هم گسترش دهند و در تلاش بودند تا یک صندوق منطقه ای ایجاد کنند که در آن مبادلات تجاری به جای دلار با "ین" صورت گیرد. در ادامه کشورهای آسیای میانه نیز به این سازمان اضافه شدند. البته نمی توان به طور تمام و کمال منکر تاثیرات چنین اقداماتی شد ولی اقتصاد ما حکم موجود مرده ای را دارد که باید خونی تازه به رگ های آن تزریق شود. اتحادها و سازمان هایی مثل سازمان شانگهای قادر به انجام چنین کاری نیستند. 

تا چه حد رفت و آمدهای هیات های سیاسی و اقتصادی کشورهای خارجی را پیامد دستاوردهای برجام و رویکرد‌های دولت یازدهم می دانید؟  

برجام با برداشتن ممنوعیت ها، به نوعی دروازه های جامعه جهانی را به روی ما باز کرد ولی به علت نفوذ آمریکا بر کشورهای اروپای غربی هنوز گشایش تاثیرگذاری ایجاد نشده است. برای نمونه امروز ما مدافع آرمان‌های فلسطین در جهان هستیم. اما مشاهده می‌کنیم که دولت فلسطین با نمایندگان اسرائیل مذاکره می‌کنند تا مشکلات خود را حل کنند. از این رو مادامی که مناقشه میان اسرائیل و فلسطین برطرف نشود، به نظر نمی رسد که گشایش قابل توجهی در مناسبات ایران با کشورهای اروپای غربی ایجاد شود. در واقع برجام فارغ از غرب، موانع تجارتی ما را برداشته است. با این حال، همین کشورهای نه چندان مطرح غربی نیز اگر بخواهند رابطه مالی با ایران در قالب دلار داشته باشند، هنوز محدودیت هایی در این زمینه وجود دارد. 

با توجه به این که هنوز زمان زیادی از اجرای برجام نگذشته است، همین حد از بازگشت ایران به جامعه جهانی را نمی توان یک موفقیت دیپلماتیک دانست؟

بله نمی توان منکر این قضیه شد. همان طور که گفتم ما از یک انجماد و انزوا در روابط خارجی به وضعیت کنونی رسیده ایم. علاوه بر این، رویکرد مثبت در سیاست خارجی دولت یازدهم توجه هم زمان به کشورهای مختلف جهان است که از وابستگی بیش از حد به یک بلوک یا یک کشور خاص جلوگیری می کند. در سیاست بین الملل بهترین گزینه همین وسیع کردن ارتباطات و متنوع کردن منابع است تا در شرایط حساس با بحران مواجه نشویم. درواقع این که ما تلاش کرده ایم علاوه بر کشورهای غربی، به چین، هند و روسیه نیز نزدیک شویم، نکته مثبتی است اما این کشورها به تنهایی توان ایجاد تحول در اقتصاد ما را ندارند زیرا با مشکلاتی زیادی در کشورهای خود مواجه اند. 

چقدر شخصیت خود آقای ظریف را در این موفقیت موثر می دانید؟

من از زمانی که در دانشکده روابط بین الملل تحصیل می کردم با آقای ظریف آشنایی دارم. ایشان تمام ویِِژگی های اصلی یک وزیر امورخارجه را دارا هستند. در واقع سه عامل تحصیلات، تجربه کاری مرتبط و تسلط بر زبان انگلیسی به ایشان وجهه یک وزیر‌ امورخارجه تمام و کمال را داده است. 

آیا سیاست خارجی دولت یازدهم را می توان ادامه سیاست خارجی دولت اصلاحات دانست؟ به عبارت دقیق تر سیاست خارجی این دو دولت، چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟

در دوران دولت اصلاحات، سطح تحریم ها به این اندازه نبود. به بیان دقیق تر، در دوران آقای خاتمی، پرونده ما هنوز به شورای امنیت نرفته بود و قطع نامه ای علیه ما صادر نشده بود. صدور قطع نامه ها علیه ایران ر‌ه‌آورد دولت آقای احمدی نژاد بود. در واقع خلاص شدن از زیر بار سنگین تحریم هاٰ کار بزرگی بود که دولت یازدهم موفق به انجام آن شد و فضای بین المللی را برای ما باز کرده است. از دیگر سو، در نتیجه دیپلماسی فعال دولت یازدهم، خصومتی که غربی ها نسبت به ما داشتند تا حدی زیادی فروکش کرده است. بسیاری از مقامات ارشد غربی و حتی خود آمریکایی ها به دید متفاوتی به آقای روحانی می‌نگرند و او را فردی می دانند که به دنبال برقراری تعادل در نظام بین المللی است و از خود چهره ای مخالف با هر نوع خشونت در جامعه جهانی ارائه داده است. درکل می توان عملکرد دولت آقای روحانی در سیاست خارجی را موفق ارزیابی کرد با این حال، این موفقیت به حد کمال نرسیده است.

به نظرمی‌رسد ایران در سیاست خارجی اش با فقدان یک چشم انداز بلندمدت مواجه باشد. این‌طور نیست؟

در واقع سیاست خارجی ایران از یک مشکل اساسی رنج می برد که می توان از آن تحت عنوان انقطاع در روابط خارجی یاد  کرد که به نوبه خود، بر این ناامنی و عدم ثبات در سیاست خارجی ما دامن می زند. ما در دوران آقای هاشمی هم با مشکلاتی از جمله قتل های زنجیره ای در داخل و ترور عناصر ضدانقلابی در خارج از کشور مواجه بودیم که به وجهه دیپلماتیک ایران آسیب می زد. در هشت سال دولت اصلاحات، علاوه بر ایجاد جامعه ای آرام در داخل، با اتکا به طرح نظریه گفتگوی تمدن ها و هم چنین موضع گیری صحیح ایران در قبال حادثه 11 سپتامبر تا حدی این وجهه دیپلماتیک ترمیم شد و ارتباطات دیپلماتیک خوبی بین ایران و کشورهای مطرح غربی برقرار گردید. در دوران آقای احمدی نژاد که با شعار احیاء ارزش های انقلاب روی کار آمد، با مطرح شدن مطالبی چون انکار هولوکاست، فضای جامعه جهانی تا حد زیادی به روی ایران بسته شد و رابطه ایران به چند کشور خاص که وزنی در نظام بین المللی نداشتند، محدود شد. این انقطاع به سیاست خارجی و جایگاه ما در نظام بین‌الملل آسیب‌های زیادی وارد ساخته است.

گذشته از موانع داخلی در ایران، در غرب علی الخصوص آمریکا نیز مخالفت هایی با برجام وجود دارد. این موانع را تا چه حد تاثیرگذار می دانید؟

برای غربی ها خیلی فرق نمی کند که چه کسی در ایران قدرت را در اختیار دارد. به خاطر دارم که در سال 1972 میلادی نیسکون، رئیس جمهور وقت آمریکاٰ در سفر به چین با مائو دیدار کرد و مائو در طی این دیدارها حتی یک بار هم به نیکسون نگاه نکرد. در بازگشت از این سفر، خبرنگاری همین مساله را از او پرسید و او در جواب گفت که ما نه به خاطر نگاه مائو بلکه به خاطر بازار 850 میلیون نفری چین به این کشور سفر کردیم. سرمایه داری بر این مبنا قضاوت و عمل می کند. غربی ها به کشور ما به عنوان یک کشور ثرورتمند نگاه می کنند که از الگوی مصرف بالایی برخوردار بوده و سطح مصرف در آنٰ شبیه به اروپای غربی شده است. در واقع کشور ما حکم یک بازار 80 میلیون نفری را برای غرب دارد. ولی برخی اقدامات ما از جمله موضع گیری های خصمانه باعث می شود که این فرصت را از دست بدهیم.