گفت‌و‌گوی «نوآوران» با فریدون مجلسی

آمریکا دوست عربستان است چون شریکی در منطقه ندارد

در ماه‌های گذشته اوباما هم در واشنگتن و هم در ریاض نسبت به مباحثی که در خصوص شناسایی نقش عربستان سعودی در حوادث یازدهم سپتامبر در جریان بود، واکنش نشان داد. او که در واشنگتن سخن از وتوی طرح‌های احتمالی در کنگره به میان آورده بود

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
آمریکا دوست عربستان است چون شریکی در منطقه ندارد
نوآوران -

گروه دیپلماسی - آیت وکیلیان: سیاست‌های آمریکا در قبال ایران به ویژه بعد از برجام، نتوانست آن انتظاراتی که مردم ایران به علت فشارهایی که از ناحیه تحریم‌ها متحمل شدند را اقناع کند. در ماه‌های گذشته اوباما هم در واشنگتن و هم در ریاض نسبت به مباحثی که در خصوص شناسایی نقش عربستان سعودی در حوادث یازدهم سپتامبر در جریان بود، واکنش نشان داد. او که در واشنگتن سخن از وتوی طرح‌های احتمالی در کنگره به میان آورده بود، در ریاض پا را فراتر گذاشت و از لزوم «کنترل ایران در منطقه» سخن گفت. آمریکا همیشه در سطح روابط خود با دو کشور ایران و عربستان یک سویه عمل کرده است؛ طبیعی است، با توجه به اینکه پول‌های پادشاه سعودی پشتوانه بخشی از مسائل مالی آمریکایی‌ها بوده است، آمریکا نتوانسته است حمایت جانبدارنه خود را از عربستان دریغ کند. در واقع رابطه بین ایران و آمریکا و حتی مسئله برجام تا حدود زیادی تحت‌الشعاع تحرکات این کشور سعودی در قبال ایران بوده است. چرایی اتخاذ چنین موضعی از سوی اوباما در قبال ایران و عربستان را با دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، دکتر فریدون مجلسی در میان گذاشتیم.

سطح و کیفیت اختلافات آمریکا و عربستان سعودی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ این اختلافات را می‌توان به معنای پایان ماه عسل آمریکا-سعودی دانست؟

اختلاف بین این دو کشور اصولی است و نباید آن را سطحی پنداشت. همه می‌دانیم آمریکا در جنگ سردی که به تدریج در حال گرم شدن بود، گروه‌های تندروی عرب را علیه شوروی در افغانستان به کار گرفت. اما پس از فروپاشی شوروی این گروه‌ها به سان ویروسی رو به گسترش نهادند و خود تبدیل به معضلی منطقه‌ای و در نهایت جهانی شدند. القاعده و طالبان از سوی عربستان سعودی و پاکستان و با حمایت آمریکا به وجود آمدند. پس از پایان جنگ سرد، این دو کشور به حمایت خود از این گروه‌های تروریستی ادامه دادند. گاهی شنیده می‌شود برخی می‌گویند این هم با چراغ سبز آمریکا بوده است. اما به اعتقاد من، آمریکا برای حمله یا دخالت در کشوری نیاز به این توجیهات ندارد. لذا، در شرایط پس از جنگ سرد به خصوص عربستان سعودی ابتکار عمل را برای حمایت از این گروه‌ها و در راه رسیدن به اهداف منطقه‌ای خود، در دست گرفت.

اکنون، در مباحث داخلی آمریکا این جمهوریخواهان هستند که به دنبال مطرح کردن مسئولیت آل‌سعود و گروه‌های وابسته به آن در این حوادث تروریستی هستند و در نقطه مقابل، اوبامای دموکرات در برابر این اقدامات مقاومت می‌کند و در مقام دفاع از عربستان سعودی بر می‌آید، علت این چرخش‌ها چیست؟

این‌که این هیولایی که با تجهیزات آمریکایی شکل گرفته است و امروزه شاهد استفاده آن در برابر مردم یمن هستیم، ممکن است در اختیار جریان‌های تندروی عربستان قرار گیرد و همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره کردم احتمال آن بالاست. لذا، در آمریکا احتمال استفاده از این تجهیزات نظامی بسیار پیشرفته علیه اهداف آمریکا در منطقه و به خصوص اسرائیل، نگرانی‌های بسیاری به همراه داشته است. حتی ممکن است تحولاتی در داخل حکومت آل‌سعود هم منجر به این مسئله شود.

فکر می‌کنید مسئله نفت تا چه اندازه توانسته است روابط این دو کشور را تحت‌الشعاع خود قرار دهد؟

با توجه به سرمایه‌گذاری آمریکا برای بهره‌برداری از نفت «شیل»(شن‌های آغشته به نفت) به خصوص جمهوریخواهان و شرکت‌های نفتی که رابطه خوبی با این طیف سیاسی دارند دیگر خیلی به نفت سعودی‌ها دلبسته نیستند. از سوی دیگر هم ترس گسترده علیه تروریسم و «سلفی‌گری» که نگاه‌ها را در جامعه متوجه عربستان سعودی کرده، جمهوریخواهان را به صرافت انداخته است تا در مباحث انتخاباتی از آن با حداکثر ظرفیت، بهره‌برداری کنند، چرا که ریشه‌های اصلی یازدهم سپتامبر خشک نشده و احساسات آمریکایی‌ها هنوز جریحه‌دار هست. اما، این طرف ماجرا بارک اوباما، در چند ماه باقیمانده از دوره ریاست‌جمهوری‌اش تمایلی به دست و پنجه نرم کردن با بحرانی تازه را ندارد. شریک مناسبی هم در منطقه ندارد و می‌داند در ایران هنوز سیاست‌ها نسبت به آمریکا تغییر نکرده است.

فشاری که هم‌اکنون جمهوریخواهان به شناسایی نقش عربستان در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر وارد می‌کنند مقطعی و تاکتیکی است یا نشان از یک تاکتیک راهبردی دارد؟

این مسئله به اعتبار آمریکا لطمه زده است و طبیعتاً فشار جمهوریخواهان به شناسایی نقش عربستان در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر نه تنها مقطعی و تاکتیکی نیست بلکه رگه‌های راهبردی دارد. البته، اینها هنوز بر سر کار نیستند و باید دید در عمل، این سیاست تازه چگونه محک می‌خورد. این احتمال می‌رود که جمهوری‌خواهان پس از به دست گرفتن سکان هدایت دولت آمریکا، همچنان از عربستان سعودی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار به ایران استفاده کنند.

چرا دولت اوباما تا این اندازه به عربستان بها داده است؟

در مجموع دولت اوباما، دولت بر سر کار است و با توجه به نیازهای واقعی خود تصمیم می‌گیرد. اما، جمهوریخواهان نیاز به بسیج عمومی دارند و در مقام شعار بهتر می‌توانند علیه عربستان سعودی موضع‌گیری‌ کنند. اوباما نگران این است که در صورت تنش بیش از حد با عربستان دچار بحران‌های مالی متعدد شود.

آیا محتمل است که سطح تنش بین عربستان و آمریکا به خصوص پس از انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو به حدی رسد که آمریکا را ناچار به انتخاب بین ایران و عربستان سعودی کند؟

خیر! از نظر آمریکایی‌ها ایران گزینه «مشکوک» است و آنها مایل به ریسک در این زمینه نیستند. به خصوص با حرکاتی که این اواخر هم شاهد آن بودیم. ریسک آمریکا برای دوری از عربستان سعودی به نفع ایران بالاتر هم می‌رود؛ برای نمونه، همین شعارنویسی‌های روی موشک‌ها و مسائل دیگر. اما در عین حال، معتقدم اگر در سمت ایران نشانه‌های مثبتی به طرف مقابل فرستاده شود، روشن است که برای آمریکا بهتر است که از عربستان سعودی با این شرایط اجتماعی-سیاسی و شیوه حکمرانی و حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم از تروریسم سلفی، فاصله گیرد.

آیا قدرت رو به افول حاکمیت در عربستان می‌تواند نگاه آمریکایی‌ها را در مورد ایران به سمت یک موازنه مثبت سوق دهد؟

آمریکایی‌ها نیز به خوبی از این قضایا آگاهند و تحلیلگران سیاسی آمریکایی معتقدند که اوضاع سیاسی- اجتماعی عربستان رو به بدتر شدن است. همین آگاهی را در جهت معکوس نسبت به ایران دارند. یعنی با توجه به پیشینه و پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل فرهنگی، تاریخی و تمدنی، سابقه جنبش سیاسی-اجتماعی مشروطیت و بسیاری تحولات دیگر و نیز موقعیت جغرافیایی کم‌نظیر ایران، برای این کشور آینده روشن و رو به بهبودی متصورند. ایران کشوری است که در منطقه جنگ‌زده و بحران‌زده و به معنای دقیق کلمه عقب افتاده موسوم به خاورمیانه، دارای جمعیت صد در صد با سواد زیر ۵۰ سال است. این مسائل از چشم کسی پوشیده نیست.

از سویی رابطه ما با آمریکایی‌ها متأثر از برجام است، این معیار مخالفان دولت روحانی نیز هست؟

هنوز، میزان بی‌اعتمادی به آمریکا در ایران بسیار بالاست. همین برجام را شاهدیم که در عمل چگونه با موانع ریز و درشتی که در آمریکا بر سر راهش گذاشته می‌شود، روبروست. لذا، مواضع اوباما در ریاض را باید با توجه به این زمینه‌ها ارزیابی کرد.

ارزیابی شما از ماه‌های پایانی سیاست‌های دولت اوباما در قبال ایران چیست، فکر می‌کنید دولت اوباما اقدامی اساسی در روند مصالحه نسبی بین دو کشور انجام خواهد داد؟

اما، این طرف ماجرا بارک اوباما، در چند ماه باقیمانده از دوره ریاست‌جمهوری‌اش تمایلی به دست و پنجه نرم کردن با بحرانی تازه را ندارد. شریک مناسبی هم در منطقه ندارد و می‌داند در ایران هنوز سیاست‌ها نسبت به آمریکا دوستانه نیست.