گزارش نوآوران از سلب تابعیت شیخ عیس قاسم

بحرین در سرکوب شیعیان جا پای عربستان می گذارد

پنج سال از شروع اعتراضات مردمی در بحرین می گذرد؛ اعتراضاتی که به اعتراف بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران مسائل منطقه طولانی‌ترین و مسالمت‌آمیزترین اعتراضاتی هستند که از سال 2011 با عنوان بهار عربی وبا هدف جایگزین کردن رژیم‌های مستبد و خودکامه با حکومت‌های دموکراتیک و مردمی، منطقه را درنوردید. بنابراین، در پرتو این تحولات این که مردم بحرین بخواهند در قرن بیست و یکم، پادشاهی مطلق آل خلیفه را به پادشاهی مشروطه بدل کنند، چیز عجیبی نیست.

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
بحرین در سرکوب شیعیان جا پای عربستان می گذارد
نوآوران -

با این حال دولت بحرین مدعی است که معترضان از سوی ایران حمایت می‌شوند و تندروهای مذهبی به دنبال سرنگونی جامعه نسبتاً لیبرال و اصلاحات در این کشور هستند. در واقع طی پنج ساله گذشته، اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی در بحرین به خشن‌ترین و صبعانه‌ترین شیوه سرکوب شده‌اند. رهبران بحرین در حالی از جامعه و نظامی لیبرال دم می زنند که در این جامعه به‌اصطلاح لیبرال به شیعیان که 70 درصد جمعیت این کشور کوچک را تشکیل می‌دهند،اجازه داده نمی‌شود که بیش از 50 درصد کرسی‌های مجلس را کسب کنند. در طی پنج سالی که از آغاز جنبش مردمی در بحرین می‌گذرد، سردمداران این کشور به جای تلاش در جهت تحقق خواسته‌های به‌حق مردم و اصلاح ساختار سیاسی، به دفعات انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی ایران گرفته‌اند. این مساله تا جایی پیش رفت که پارلمان بحرین با استقبال از طرح وزارت دفاع این کشور برای سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم که آن را اقدامات تروریستی ‌خوانده و از اعلان جنگ علیه «تروریسم حزب‌الله و ایران» خبر داد.

ایران و بحرین؛ پیوندی ناگسستنی

از جدایی بحرین از ایران حدود 4 دهه می گذرد، با این حال، این جدایی به معنای گسسته شدن پیوندهای عمیق اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دو کشور نبوده است. طبق گفته محمد فرازمند، سفیر سابق ایران در بحرین، در حال حاضر حدود 100 هزار نفر از جمعیت بحرین همین ایرانی تبارهایی هستند  که اجدادشان در بحرین زندگی کرده اند و پس از استقلال بحرین بسیاری از آنها تابعیت بحرینی گرفته اند. با یک تصمیم سیاسی بسیاری از مسائلی را که بین مردم ایران و مردم بحرین در جریان بوده است نمی توان قطع کرد. تا قبل از قرن نوزدهم و تا سال 1820 حاکمیت دیگری غیر از حاکمیت ایران در بحرین وجود نداشت. در سال 1820 وقتی انگلیسی ها وارد منطقه شدند بحرین را اشغال کردند و آل خلیفه را که در سواحل قطر و کویت سرگردان بودند  از نیمه دوم قرن نوزدهم به عنوان حکمرانان محلی در بحرین مستقر کردند. با این حال تا سال 1971 که بحرین به عنوان یک کشور مستقل شناخته شد در بحرین تابعیت دیگری غیر از تابعیت ایرانی مطرح نبود و انگلیس نمی توانست به بحرینی ها تابعیت انگلیسی بدهد. علاوه بر این، در دوره صفویه از دو منطقه بحرین و جبل عامل علمای شیعه به ایران مهاجرت می کردند که از عمق پیوند و نزدیکی فرهنگی و مذهبی میان ایران و بحرین نشان دارد. این پیوندهای عمیق فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، جایی برای شک و شبهه در انگیزه های مردم و دولت ایران برای حمایت از مردم بحرین باقی نمی‌گذارد.

بحرین و خیزش‌های عربی

جرقه قیام بحرین که در 14 فوریه 2011 و سه روز پس لز برکناری حسنی مبارک، دیکتاتور مصر است زده شد. با این حال، تاریخچه مبارزات مردم و علی‌الخصوص شیعیان این کشور به مدت‌ها قبل از 14 فوریه و شروع بهار عربی در منطقه برمی‌گردد. واقعیت این است که مردم بحرین بعد از به‌دست آوردن استقلال خود از انگلیسی‌ها در سال 1971 تا سال تا 2011 میلادی به صورت جسته و گریخته علیه آل خلیفه مبارزه کرده‌اند. علت این مساله این است که پس از استقلال بحرین، حاکمان این کشور تا حد زیادی تحت نفوذ انگلیسی‌ها باقی مانند و از آنان خط می‌گرفتند. این که بعد از استقلال بحرین، سازمان امنیتی این کشور تحت نظارت یک افسر انگلیسی به نام هندرسون فعالیت می‌کرده خود گواهی است بر این مدعا. این بدان معنی است که رسما یک انگلیسی ریاست سازمان امنیت بحرین را بر عهده داشته است. بسیاری از مخالفین و فعالان سیاسی بحرینی، بین سالهای 1971 و 1999 به دست همین هندرسون انگلیسی شکنجه شده بودند. در سال 1999 که ملک حمد قدرت را به دست می گیرد و مدعی اصلاحات می شود، هندرسون بحرین را ترک می کند. با این حال، در سال در 2011 یک افسر انگلیسی مجددا مامور سازماندهی پلیس بحرین می‌شود و هم اکنون پلیس بحرین زیر نظر این افسر انگلیسی اداره می‌شود. در واقع مشکل مردم بحرین با حاکمیت آل خلیفه مشکلی اساسی و بنیادی است که از عدم استقلال سیاسی این کشور در برابر مطامع کشورهای غربی از جمله انگلیس و سرسپردگی به برخی بازیگزان منطقه‌ای مانند عربستان  سرچشمه می گیرد. در واقع اوج¬گیری اعتراضات مردمی در بحرین نه هیجان برگرفته از موج انقلاب‌ها در کشورهای عربی بلکه دارای ریشه‌ و خاستگاهی تاریخی است.

واکتش ایران

علی رغم خشونت افراطی که آل خلیفه به خرج داده است و در گزارش های بین المللی نیز منعکس شده است اصرار مردم و اپوزیسیون بحرین این است که به صورت مسالمت آمیز قیام خود را به پیش ببرند. با این حال، از آن جا که دولت بحرین قصد گردن نهادن به خواست مردم ندارد، هم‌چنان به اقدامات ایذایی خود ادامه می‌دهد که خلع تابعیت آیت‌الله عیسی قاسم، برجسته‌ترین چهره مذهبی در میان شیعیان، آخرین اقدام دولت بحرین در جهت سرکوب جنبش مردمی این کشور است. مساله‌ای که تنها با واکنش تند شیعیان این کشور بلکه با انتقادات قوی‌الحن مقامات ایرانی نیز مواجه شد. در این میان، واکنش یک نفر بیش از دیگران توجه‌ها را به خود جلب کرد که گاردین از آن با عنوان «چهره سرسخت ایران به بحرین هشدار داد» یاد کرد. قاسم سلیمانی در بیانیه‌ای که به مناسبت این اقدام دولت بحرین صادر کرد، با اشاره به سوء استفاده آل خلیفه از حرکت مسالمت‌آمیز مردم بحرین، تجاوز به حریم آیت الله شیخ عیسی قاسم را خط قرمزی عنوان کرد که عبور از آن شعله ای از آتش را در بحرین و سراسر منطقه برخواهد افروخت. با این حال، واکنش به این اقدام غیرانسانی دولت بحرین به سردار قاسم سلیمانی خلاصه نشد. علاوه بر محکوم شدن این اقدام از سوی وزارت امورخارجه کشورمان، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی دیگر چهره‌های سرشناسی بودند که به این مساله واکنش نشان دادند. صباح زنگنه کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با فارس، هدف آل خلیفه در لغو تابعیت شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین را ایجاد یک موج تبلیغاتی جدید عنوان کرده است. از نظر این تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه، یکی از اهداف دولت بحرین از این کار تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزی‌های مردم عراق در بازپس‌گیری فلوجه بوده که ضربه سختی به توطئه‌های عربستان صعودی در منطقه وارد آورده است. او هم‌چنین تشدید درگیری‌های طائفه‌ای در منطقه را یکی دیگر از اهداف دولت بحرین از این اقدام می داند.

عیسی قاسم بخشی از هویت اجتماعی اکثریت شیعه بحرین است

حسین رویوران، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگویی کوتاه با «نوآوران» به تحلیل انگیزه‌ها و پیامدهای اقدام اخیر دولت بحرین رد خلع تابعیت از روحانی برجسته این کشور یعنی شیخ عیسی قاسم پرداخته است. از نظر این تحلیل‌گر مسائل منطقه، اقدام اخیر دولت بحرین از آن‌جا که عبور از خطوط قرمز است، می‌تواند اعتراضات مسالمت‌آمیر مردم بحرین را وارد فاز جدید کند.

به زعم شما اقدام دولت بحرین برای خلع تابعیت آیت‌الله عیسی قاسم با چه هدفی صورت گرفته است؟

اقدام اخیر دولت بحرین را در راستای تحرکات پیشین برای سرکوبی جنبش مردمی این کشور باید تحلیل کردید. در واقع حکومت بحرین در برابر خواسته مردم برای ایجاد تغییرات دموکراتیک در ساختار حاکمیت و هم چنین این مطالبه مردم که خواهان یک مجلس فرمایشی نیستند، مقاومت می‌کند. ولی الان می توان گفت که وارد مرحله خطرناکی شده است که با خلع تابعیت آیت‌الله عیسی قاسم، ثصد دارد مهم‌ترین نماد اکثریت اجتماعی را از بحرین خارج کند. این را می‌توان تجاوزی علیه اکثریت اجتماعی و نادیده گرفتن حداقل‌های حقوق بشری در این کشور دانست.

این اتفاق چند روز پس از سفر دو مقام صعودی یعنی پسر پادشاه عربستان و عادل الجبیر، وزیر امور خاجه این کشور به آمریکا به وقوع می‌پیوند. آیا می‌توان ارتباطی منطقی بین این رخداد متصور بود؟

به هر حال سیاست‌های عربستان در قبال جنبش مردمی بحرین به‌عنوان یک کشور استبدادی که فاقد هر گونه ویژگی دموکراتیک است، نمی تواند رویکرد مثبت و سازنده‌ای باشد. در واقع له نظر همان راهی را می رود که عربستان در مورد شیخ نمر رفت. بحرین با اتکا به حمایت‌های عربستان صعودی همان سیاست‌ها را برای مهار قیام مردمی در این کشور به پیش می‌برد. با این حال، الزاما نمی‌توان میان سفر مقامات صعودی به آمریکا و این رخداد ارتباط خاصی برقرار کرد.

 

خلع تابعیت عیسی قاسم با واکنش تندی از سوی ایران همراه بوده است تا حدی که سردار قاسم سلیمانی نیز به دولت بحرین هشدار داده است. علت را در چه می‌دانید؟

ببینید به هر حال زمانی که حکومت عربستان شیخ نمر را به شهادت رساند، شاهد واکنش تندی از سوی شیعیان حتی در ایران بودیم که با حمله به سفارت عربستان در ایران و نهایتا قطع روابط دیپلماتیک ایران و عرابستان همراه شد. الان حکومت بحرین لین سیاست را در قبال چهره‌ای شناخته‌شده‌تر از شیخ نمر به کار بسته است. عیسی قاسم بزرگ‌ترین روحانی در بحرین که نماینده مراجع نجف و ایران است مورد جسارت و هتاکی دولت بحرین قرار گرفته است. بنابراین این واکنش‌ها از سوی ایران کاملا طبیعی است زیرا که شیخ عیسی قاسم بخشی از هویت اجتماعی اکثریت شیعه بحرین است.

فکر می‌کنید که در صورت تداوم این وضعیت و اصرار دولت به اخراج شیخ عیسی قاسم از بحرین، آیا امکان واکنش نظامی از سوی ایران وجود دارد؟

در واقع صحبت‌ها و هشدارهایی که سردار قاسم سلیمانی مطرح کرده است، در مورد مردم بحرین است اما این که ایران چه واکنشی نسبت به این مساله نشان خواهد داد، بستگی به رفتار دولت بحرین دارد. بدون شک زیر پا گذاشتن خطوط قرمز، عبور از خطوط قرمز در طرف مقابل را نیز به‌دنبال خواهد داشت. اگر دولت بحرین تا این مرحله پیش آمده است به این خاطر است که ایران از جنبش مردمی مسالمت‌آمیز مردم بحرین حمایت می‌کند. ولی اگر دولت بحرین بخواهد بر موضع خود اصرار بورزد، یقینا موضع ایران نیز به‌طور کامل تغییر خواهد کرد.

آیا با توجه به شرایط کنونی، می توان انتظار شکل گیری چیزی شبیه ارتش مردمی در عراق را داشت؟

شرایط در بحرین با عراق متفاوت است و مردم بحرین تا کنون خواسته‌اند به‌شکلی مسالمت آمیز و به‌دور از درگیری مطالبات و خواسته‌های خود را پیش ببرند. نباید فراموش کرد که حضور مستشاری ایران در عراق به خواست دولت مرکزی این کشور بود. با این حال، اگر دولت از خطوط قرمز عبور کند هیچ دلیلی ندارد که دیگران پایبند به خطوط قرمز باشند.

شیخ عیسی قاسم کیست؟

آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم در سال 1938 میلادی در منطقه الدراز بحرین چشم به دنیا گشود، در طول تحصیلات ابتدایی و متوسطه به استعداد و هوش سرشار شهرت یافت در همان حین در دادن آگاهی های دینی به هم سالان خود اهتمام می‌ورزید. شیخ عیسی احمد قاسم تدریس خود را در مدارس دولتی در ابتدای دهه ی 60 آغاز کرد، هم‌زمان به تحصیل علوم دینی نیز اشتغال داشت. در سال 1964 میلادی برای ادامه ی تحصیل علوم اسلامی به نجف اشرف هجرت نمود و تحصیلات دانشگاهی را در دانشکده فقه و اصول نجف اشرف ادامه داد و در عین حال از اساتید بزرگ حوزه علمیه مانند شهید سید محمد باقر صدر بهره گرفت. تا اینکه در سال 1972 میلادی از او خواسته شد که به بحرین بازگردد و در مجلسی که برای نوشتن قانون اساسی و ایجاد پارلمان مردمی و تشکیل سه قوه مهم در کشور شرکت نماید. در سال 1972 میلادی، در تاسیس و ایجاد (جمعیت توعیه اسلامی) شرکت نمود. هدف از ایجاد این جمعیت، جلوگیری از نشر و اشاعیه افکار مارکسیستی در میان جوانان در آن برهه از زمان بود. عیسی قاسم تا زمانی که حکام بحرین فعالیت این جمعیت را در سال 1984 میلادی ممنوع اعلام کردند (1984)، ریاست آن را به عهده داشتند.

در سال 1973 میلادی از بارزترین شخصیت‌های دینی و فعال مجلس ملی به‌شمار می‌آمد، که به تحقق عملی دین مبین در جامعه معتقد بودند و صیانت جامعه را مرهون تطبیق دستورات اسلام می‌دانستند تا اینکه این مجلس از طرف دولت بحرین در سال 1975 میلادی منحل گشت. آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم زندگی خود را وقف حراست از دین نمود و همواره افکار دینی را به سبک روز و بسیار جذاب مطرح نموده بخصوص قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بعد از آن که مواضع ایشان در جهت تایید و الهام‌گیری از این انقلاب و پیروی از نظرات بنیان‌گذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) بود. در سال 1992 میلادی برای تکمیل تحصیلات حوزوی به حوزه علمیه قم هجرت نمودند و نزد مراجع عالی قدر آیت الله سید کاظم حائری و آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی تلمذ نموده تا اینکه به شهادت بزرگان حوزه به درجه فقاهت و اجتهاد نائل شده، و به تدریس بحث خارج فقه و اصول مشغول گشتند.

در سال 1994 آن هنگام که در بحرین مردم برای دفاع از مطالبات مشروع تحرکات خود را آغاز کردند، ایشان از دور رهنمودهای لازم را به مردم می‌دادند به طوری که سخنان و بیانات ایشان در سخت¬ترین و شدیدترین لحظات اثر چشم گیری در دادن روحیه به مبارزان داشت. پس از بهبود فضای سیاسی در سال 2001 به بحرین بازگشت و به اشاره مرجعیت رشید و استقبال بی نظیر مردم زمام رهبری را به عهده گرفت و تا کنون توانایی خود را در هدایت قشرهای مختلف مردم به اثبات رسانده‌است. آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم در سال 2004 به تاسیس مجلس علمایی اسلامی در بحرین پرداخت. این مجلس مسائل زیادی را دنبال می‌کند مانند هدایت صحیح شیعیان در جو فساد و انحراف که از هر طرف جوانان را هدف قرار داده، از لحاظ فکری، عقیدتی، دینی و تربیتی و در به وجود آمدن نسلی نو، قوی از نقطه نظر دفاع از عقاید صحیح شیعه و برخودار از اخلاق و تربیت عالی دینی. او در دور اول، ریاست این مجلس را بعهده داشت و ریاست دوم مجلس زیر سایه راهنمایی‌های این عالم برجسته فعالیت می‌کند.