احمد شیرزاد در گفت­وگو با «نوآوران» از سیاست خارجی دولت روحانی و دلواپسان گفت:

خواسته‌های دلواپسان از برجام تمامی ندارد

هادی آذری: دستگاه دیپلماسی کشور در حین مذاکرات بر سر توافق هسته‌ای و پس از حصول آن همواره در نوک پیکان انتقادات گروهی موسوم به «دلواپسان» بوده است. گروهی که دستاورد و ارمغان برنامه جامع اقدام مشترک برای ایران را تقریبا «هیچ» می‌دانند. در مقابل دولت در دفاع از برجام و توافق هسته‌ای علی‌رغم پذیرش وجود کاستی‌ها و کندی‌هایی در روند اجرای آن، بر این نکته انگشت می‌گذارد که کشور بدون برجام امروز با شرایط به‌مراتب بغرنج‌تری مواجه بود که به صفر رسیدن فروش و صادرات نفت در نتیجه تحریم‌های بین‌المللی و یک‌جانبه آمریکا تنها مشتی است نمونه خروار.

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
احمد شیرزاد
نوآوران -

به نظر در عمر کوتاه برجام، باید به جای نگاه ایجابی، از جنبه سلبی به آن نگاه کرد. این یعنی ایران منهای برجام در سال 95 کجای مناسبات اقتصادی و سیاسی جهان ایستاده بود؛ امری که تصور آن می‌تواند، به استثناء مواردی خاص از جمله رئیس دولت‌های نهم و دهم، لرزه بر اندام هر سیاست‌مداری بندازد که نخواهد دغدغه معیشت مردم را به قربانگاه خیال‌پردازی‌های بچگانه خود ببرد. « همان افرادی که تا دیروز سعی می‌کردند این توافق محدود به مسائل هسته‌ای باشد، با تمام قوا لشکرکشی کردند که چرا برجام مسائل دیگر ما را حل نکرده است.» این‌ها را احمد شیرزاد در گفت‌وگو با «نوآوران» به زبان می‌آورد. احمد شیرزاد،نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی، را بیشتر به خاطر اظهارات و مواضع جنجالی‌اش در خصوص انرژی هسته‌ای می‌شناسیم. او که مدرک دکترای خود را در رشته فیزیک ذرات بنیادین از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرده است، از معدود منتقدین برنامه هسته‌ای به حساب می‌آمد که معتقد بود در خصوص تاثیرگذاری انرژی هسته‌ای بزرگ‌نمایی شده است. از نظر این تحلیل‌گر سیاسی، این که بعضی‌ها می خواهند تندترین مواضع را علیه آمریکا بگیرند و هم زمان طرف آمریکایی برای ما با شبکه بانکی میانجگری کند، تناقضی است که «دلواپسان» از آن رنج می‌برند. از نظر شیرزاد فقدان یک مرکز ثقل دیپلماسی از جمله مسائلی است به دستگاه دیپلماسی ما لطمه می زند. آن چه در ادامه می آید، پاسخ های احمد شیرزاد به پرسش های «نوآوران» در خصوص سیاست خارجی دولت یازدهم، توافق هسته ای و علت تنش با برخی از کشورهای منطقه است.

 

چرا به‌رغم موثر واقع شدن دیپلماسی فعال آقای ظریف در رابطه با کشورهای غربی، وزارت امورخارجه در رابطه با کشورهای پیرامونی به نظر عملکرد قابل‌قبولی نداشته و تنش میان ایران و کشورهای منطقه رو به فزونی گذاشته است؟

در واقع نمی‌شود گفت که رویکرد دستگاه دیپلماسی کشور در منطقه بی نتیجه بوده است. هرچند رابطه ما با کشوری مانند ترکیه فراز و نشیب هایی داشته ولی به هر حال در وضعیت غیرقابل قبولی قرار ندارد. علاوه بر این ما روابط نسبتا خوبی با پاکستان و کشورهای آسیانه میانه داریم. از این گذشته، رابطه ما با عراق در سطح بسیار خوبی برقرار است. در واقع ما بیشتر در حوزه کشورهای عربی جنوب خلیج فارس دچار مشکلاتی هستیم که ریشه این مشکلات به طور خاص به عربستان برمی‌گردد. هیات حاکمه جدیدی که در عربستان روی کار آمده، مواضع بسیار خصمانه‌ای نسبت به ایران دارد و استراتژی ماجراجویانه‌ای که سعودی ‌ها در قبال مسائل منطقه علی‌الخصوص سوریه در پیش گرفتند، باعث بروز تنش‌هایی در منطق شد. با این وجود، در صورت اتخاذ مواضع دیپلماتیک‌تر، ما هم می‌توانستیم در داخل بهتر عمل کنیم. بخشی از مشکل ما با سعودی‌ها از مسائل داخلی خودمان ریشه می‌گیرد که نمونه بارز آن حمله به سفارت عربستان سعودی بود که هزینه بسیار بالایی روی دست کشور گذاشت و به نوعی دستگاه دیپلماسی را آچمز کرد. بخشی دیگر از مشکل ما با سعودی‌ها به مسائل سوریه برمی‌گردد که پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. این سوال همیشه جای کنکاش دارد که آیا ما می‌توانستیم در سوریه رفتار دیگری داشته باشیم. بعضی ها معتقدند که سوریه یک حریم استراتژیک برای ما محسوب می‌شود و اگر ما در آن جا ایستادگی نکنیم بعدا باید در مرزهای خود با افراطیون داعشی مبارزه کنیم. در مقابل،  دیدگاه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر این که این همه هزینه کردن و گره زدن منافع کشور به منافع سوریه در تمام ابعاد آن، شاید به منافع ملی ما لطمه بزند.

 

آیا مسئولیت وضعیت کنونی را می‌توان کاملا متوجه وزارت امورخارجه دانست؟

در هر صورت، به نظر من در حال حاضر دولت‌مردان ما به دنبال راه‌حل‌های سیاسی‌تر برای حل و فصل مناقشات در منطقه  از جمله سوریه، عراق و بحرین هستند. مجموعا آن‌چه در روابط خارجی کشور ما رقم زده شده صرفا برآینده نظرات دولت نیست و نهادهای دیگری نیز درگیر هستند. علی‌الخصوص در شرایطی که فضای تنش و جنگ بر منطقه سنگینی می‌کند، این که نهادهای دیگر که در مسائل منطقه درگیر هستند نیز دارای دیدگاه‌هایی باشند، تا حدی طبیعی است. در مجموع نمی‌توان گفت که وزارت امورخارجه در منطقه کارنامه خوب و قابل قبولی نداشته است. دستگاه دیپلماسی هرجا که امکان‌اش وجود داشته، سیاست تعامل سازنده با همسایگان را پیش برده است.

 

افزایش اختیارات دستگاه دیپلماسی در قضیه توافق هسته‌ای از طریق انتقال آن از شورای امنیت ملی به وزارت امورخارجه با ثمر رسیدن این مذاکرات همراه بود. آیا فکر می‌کنید بتوان این الگو را به دیگر حوزه‌ها و مسائل نیز تسری داد؟

بله قطعا همین‌طور خواهد بود. من فکر می‌کنم که باید مرکز ثقل دیپلماسی را در یک جا متمرکز کنیم و به دیپلمات‌های خود اختیارات بیشتری بدهیم. البته همان طور که می‌دانید در هیچ جای دنیا دیپلمات‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. در واقع دیپلمات‌ها سیاست‌ها را پیش برده و به اصطلاح روابط را روغن‌کاری می‌کنند. اما کل دستگاه دیپلماسی در یک نقطه متمرکز است. در ایران این مرکز تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای سیاست خارجی در نقاط مختلفی تقسیم شده است. به نظر می‌رسد که بعد از برجام و با به نتیجه رسیدن مذاکرات شرایط بهتر شده و به متمرکز شدن مرکزیت دیپلماسی در یک نقطه کمک کرده است.

 

تغییرات و جابجایی‌های اخیری که در وزارت امورخارجه به وقوع است را می‌توان نشانه افزایش اختیارات و متمرکز شدن مرکزیت دیپلماسی در یک نقطه دانست؟

فکر می‌کنم هنوز زود است که بخواهیم در خصوص این مساله اظهارنظر قطعی کنیم. باید منتظر ماند و دید که در ادامه چه تحولاتی به وقوع می‌پیوندد. این جابجایی‌ها در وزارت امورخارجه امری است مرسوم و فقط بر اساس پیامدهای تغییرات می‌توان در مورد آن‌ها قضاوت کرد. با این حال، به نظر می‌رسد که بتوان این جابجایی‌ها را نشانه‌ای از این دانست که وزارت امورخارجه بخواهد در مسائل منطقه نقش فعال‌تری ایفا کند.

 

ارزیابی شما از روند اجرای برجام چیست؟ به گفته مقام معظم رهبری هر دو طرف موافق و مخالف در اظهارات خود بزرگ‌نمایی می‌کنند. شما تا چه حد برجام را موفق می‌دانید؟

ببینید دلواپسان و مجموعه مخالفین برجام در طی دو سالی که مذاکرات ادامه داشت با تمام قوا سعی کردند که نگذارند این مذاکرات به نتیجه برسد. بعد از این که شاهد تداوم روند مذاکرات بودیم، این گروه تمام توان خود را به این معطوف کرد که اجازه ندهند برجام از قضیه هسته‌ای خارج شود یعنی این که توافق فقط به مسائل هسته‌ای محدود بماند. در ادامه وقتی که توافقی در مسائل هسته‌ای صورت گرفت که می‌توانست بر سایر مسائل نیز تاثیر بگذارد، همان افرادی که تا دیروز سعی می‌کردند این توافق محدود به مسائل هسته‌ای باشد، با تمام قوا لشکرکشی کردند که چرا برجام مسائل دیگر ما را حل نکرده است. و این جزء عجایب روزگار است. کسانی با تمام قوا سعی کردند برجام محدود به مسائل هسته‌ای باشد ولی در عین حال انتظار دارند که سیستم بانکی آمریکا در اختیار ما باشد؛ سرمایه‌گذاران آمریکایی در ایران سرمایه‌گذاری بکنند یا این که آمریکا نامه فدایت شوم برای بانک‌های اروپایی بفرستد و سفارش ما را بکند. البته این به معنای توجیه رفتار آمریکایی‌ها نیست. آمریکایی‌ها موظف‌اند به تعهداتی که در برجام داده‌اند، پایبند باشند. ولی این درست نیست که در شعار تندترین مواضع را علیه آمریکا بگیریم و در هنگام عمل بخواهیم درست مخالف آن چیزی که خودمان شعار داده‌ایم، نتیجه‌ای به‌دست بیاوریم. این تناقض در رفتار دلواپسان است که قضیه را پیچیده می‌کند. در واقع اگر برجام را همان‌طور که خود دلواپسان تلاش کردند، محدود به توافق هسته‌ای بدانیم، خب باید گفت که مساله هسته‌ای تقریبا حل و فصل شده است.

 

به‌طور عینی دستاوردهای برجام را چه می‌دانید؟

 ما مورد تهدید بودیم که دیگر نیستیم. ما مورد تحریم بودیم که الان مورد تحریم نیستیم، لیکن روابط ما بانک‌های اروپایی و آمریکایی دچار مشکلات عدیده است. ما پیش از این تحریم‌ها هم در این زمینه چندان بی‌مشکل نبودیم. علاوه بر این، خبرهایی هم که هر روز می‌شنویم، نشان از بهبود روابط اقتصادی دارد. ما حتی موفق به عقد قرارداد با بوئینگ آمریکا شدیم که می تواند تاثیر روانی مهمی به دنبال داشته باشد. در همین رابطه می‌توان به گشایش اولین ال سی از سوی وزارت راه اشاره کرد که گام مهمی محسوب می‌شود. در واقع اگر قرار باشد با فضاسازی انتظارات از برجام را بالا ببریم، همه چیز تیره و تار جلوه خواهد کرد. با توجه به بازه پنج، شش ماهه‌ای که از برجام می‌گذرد، می‌توان آن را حرکت رو به جلویی دانست. اگر کار دست آن تیم سابق مذاکره‌کننده بود، ما هنوز داشتیم خطابه می‌خواندیم و طرف مقابل هم ما را نگاه می‌کرد.

 

اخیرا آقای موسویان عنوان کرده که آقای اوباما باید تکلیف برجام را روشن کند. فکر می‌کنید که در طرف مقابل عزم کافی برای به نتیجه رسیدن برجام وجود دارد؟

ببینید این مساله کاملا به این بستگی دارد که ما چگونه رفتار کنیم. در ماه‌های آخر عمر هر دولتی گاهی تصمیمات خیلی بزرگ و مهم گرفته نمی‌شود، به دلیل این که آن دولت در شرایطی نیست که آن تصمیم یا سیاست را به‌پیش ببرد و گاهی نیز درست عکس این قضیه اتفاق می‌افتد. یعنی تصمیمات بزرگ در آخر عمر دولت‌ها اتخاذ می‌شوند زیرا آن دولت پیامدها و ضربات ناشی از آن تصمیم را متحمل نمی‌شود. معمولا حالت دوم زمانی اتفاق می‌افتد که تصمیمی در مجموعه یک حاکمیت با مخالفتی مواجه نبوده و امکان حصول آن وجود داشته باشد و فقط نیازمند این باشد که یک نفر تابوشکنی بکند. من فکر می‌کنم دولت اوباما امکان این تابوشکنی را دارد ولی به دلیل مخالفت‌های جدی کنگره، نمی‌تواند تصمیمی بگیرد که بلافاصله ممکن است بعد از روی کار آمدن دولت جدید در این کشور، ضمانت اجرایی نداشته باشد. بنابراین من حیث المجموع با توجه به شرایطی که دو کشور دارند، به نظر من این اتفاق در دولت آقای اوباما نمی‌تواند به سرانجام برسد. اگر ما می‌توانستیم بازنگری و تغییری در سیاست‌ها و روش‌های تبلیغاتی‌مان ایجاد کنیم، در آن صورت آمریکا در شرایطی قرار می‌گرفت که با مخالفت جدی مواجه نبود و آقای اوباما امکان این تابوشکنی در رابطه با ایران را پیدا می‌کرد. مساله‌ای که خانم هیلاری کلینتون از آن جا که بسیار محافظه‌کارتر است، بعید می‌دانم که دست به چنین کاری بزند. فرق کلینتون و اوباما در این هست که اگر شرایطی برای  امکان اجرایی‌تر شدن برجام فراهم شود، این تصمیم‌گیری برای خانم کلینتون دشوارتر است.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی