مهدی ذاکریان در گفت و گو با «نوآوران» مطرح کرد:

ایران باید لابی خود در سازمان ملل را تقویت کند

هادی آذری: در شرایطی که کشورهای منطقه آشکار و پنهان از تروریسم حمایت کرده و با حضور نظامی در بحرین، مردم این کشور را سرکوب می‌کنند، تمام توان تبلیغاتی و رسانه‌ای خود را به کار بسته‌اند تا مبارزه ایران با گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه را مداخله در کشورهای منطقه جلوه دهند. این در حالی است که بنا به قوانین روابط بین‌الملل، دولت‌ها اگر در برابر تهدیدات خارجی قادر به حل مشکلات خود نباشند، می‌توانند از کشورهای قوی‌تر درخواست کمک کنند. از نظر مهدی ذاکریان استاد روابط بین‌الملل، ضعف در دیپلماسی عمومی و فعال نبودن دیپلمات‌های ایران در مجامع بین‌المللی از جمله سازمان ملل و سازمان همکاری‌های اسلامی، زمینه را برای ارائه تصویر و چهره‌ای غلط از ایران در جامعه بین‌المللی فراهم کرد است.

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
مهدی ذاکریان
نوآوران -

ذاکریان به‌رغم قانونی دانستن حضور ایران در عراق و سوریه به لحاظ حقوق بین‌الملل، بر این باور است که کشورها در عمل قدردان کمک‌ها و زحمات جمهوری اسلامی ایران نبوده و نیستند. مهدی ذاکریان که در حال حاضر به‌عنوان عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات فعالیت می‌کند، تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا به‌عنوان استاد مدعو را نیز در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. آن‌چه در ادامه می‌آید، پاسخ‌های این استاد روابط بین‌الملل به پرسش‌های «نوآوران» است.

خیلی‌ها بر این باورند که اگر ایران در سوریه و عراق با داعش مبارزه نکند، مجبور خواهد بود تا در مرزهای خود با این کشور مواجه شود؟

یک وقت هست که می خواهیم علمی بحث کنیم و یک زمان هم می‌خواهیم تبلیغی و سیاسی بحث کنیم. در روابط بین‌الملل آن چیزی که اهمیت دارد، جغرافیاست. کشورها باید از مرزها، مردم و امنیت خود حراست کنند. مرزهای هر کشور با جغرافیای آن کشور ترسیم می شود. یک زمانی قدرت ما از جغرافیا ما فراتر می‌رود که به آن حوزه نفوذ گفته می‌شود. به عنوان مثال، کشورهایی مانند آمریکا و روسیه قدرت‌شان فراتر از مرزهای جغرافیایی‌شان است و بنابراین حوزه نفوذشان وسیع‌تر می‌شود. در ایران این دو مبحث خلط می شود. این که ما با بگوئیم جنگ با داعش را به سوریه یا عراق کشانده‌ایم اشتباه است. مرزهای ایران همان کشوری است که به شکل یک گربه در نقشه دیده می‌شود؛ کشوری که به عنوان یک کشور متعادل، صلح‌طلب و عدالت‌جو شناخته می‌شود. در واقع زمانی ممکن است، این قدر قدرت نظامی، اقتصادی و امنیتی ما این قدر افزایش پیدا کند و به سطح بالایی از رفاه برسیم که به صرافت افزایش حوزه نفوذ خود بیفتیم. آن زمان می‌توان همکاری‌هایی با برخی کشورها داشته باشیم.

در شرایطی که کشوری مثل عربستان با اعزام نیرو و جنگنده در امور کشورهای منطقه مانند بحرین دخالت می‌کند، عدم حضور ایران در کشورهای منطقه که با درخواست دولت‌های این کشورها نیز صورت می‌گیرد آیا نمی‌تواند به معنای انفعال ایران باشد؟

حضور عربستان در بحرین نیز به درخواست دولت این کشور و بر پایه معاهده امنیتی شورای همکاری خلیج فارس بوده است. اما به‌نظر من، برخلاف ایران، مداخله عربستان در بحرین که با درخواست دولت این کشور صورت پذیرفته نیز، غیرقانونی است. زیرا این نیروها برای سرکوب مردم بحرین در این کشور حضور پیدا کرده‌اند نه برای تامین امنیت مردم. بنابراین این اقدام عربستان نقض آشکار حقوق بشر است. در واقع وقتی کشورها مشاهده می‌کنند که دولتی، مردم خود را قربانی می‌کند، بنا بر اصل مسئولیت حمایت، بایستی از آن مردم در برابر دولتی که به آن‌ها ظلم می‌کند، حمایت کنند، نه این که برای حمایت دولت و حاکمان به آن کشور لشکرکشی کنند. در مورد بحرین، این مساله موردتائید سازمان ملل نیز قرار گرفت. در ادامه، خود خلیفه بحرین نیز یک گزارشگر ویژه به نام شریف بسیمی را برای بررسی مساله نقض حقوق بشر این کشور منصوب کرد. این گزارشگر ویژه متعاقبا نقض حقوق بشر در خصوص مردم بحرین را تائید کرد. در مورد حضور ایران در سوریه و عراق هم اگر به دعوت رسمی دولت های این دو کشور باشد، البته که به هیچ عنوان تعرض و تخلف از حقوق بین‌الملل محسوب نمی شود. البته ما باید ببینیم که حضور ما در سوریه و عراق در جهان و به لحاظ مناسبات بین‌الملل به نفع ما تمام می‌شود یا به ضرر ما. اگر بخواهد این تصویر از کشور ما در مجامع بین‌المللی شکل بگیرد که ایران به دنبال بر هم زدن نظم منطقه است و بخواهد موجب تحریم و فشار به مردم بشود، به‌نظر بهترین گزینه ممکن نیست.

نکته دیگر این که وقتی عامل داخلی و عامل بین‌المللی را با هم جمع بکنیم، بایستی به این نتیجه برسیم که این اقدام ما پیامدهای مثبتی به دنبال داشته یا نه. آن چه که از کمک‌های ما در کشورهایی مانند سودان به دست آمده، متاسفانه منفی بوده است. حداقل می‌توان گفت که قدردان کمک‌های ما نبوده‌اند. به‌عنوان مثال، سودان به‌رغم تمامی حمایت‌ها و کمک‌ها ما، روابط­اش را با ما قطع کرد. ناسپاسی نسبت به دست بخشنده جمهوری اسلامی همواره دیده شده است. ما نسبت به این کمک‌ها که متعلق به بیت‌المال است، مسئولیم. همان زمانی که آقای روحانی برای مراسم تحلیفش از رئیس‌جمهور سودان دعوت به‌عمل آورد، من معتقد بودم که این اقدام آقای روحانی اشتباه است. این مساله در هیچ کدام از رسانه‌ها بازتاب نیافت. در نهایت هم دیدیم که دولت سودان به درخواست دولت سعودی روابطش را با ایران قطع کرد. عدم درک پیچیدگی‌های مسائل بین‌المللی، امری است که جناح نمی‌شناسد. در این مسیر، هم راست، هم چپ  و هم اعتدال‌گرا اشتباه می‌کنند. به عبارت دیگر، عدم برخورداری از بینش علمی در تحلیل مسائل منطقه و بین‌الملل به پاشنه آشیل گروه‌های سیاسی بدل شده است.

خب در شرایطی که خطر تروریسم با حمایت کشورهایی چون قطر و عربستان منطقه را به جدی تهدید می‌کند، چاره را در چه می‌بینید؟

برای کنترل چنین مسائلی درب‌های فراوانی باز است. اولین راه‌چاره که برای آن بودجه هم خرج می‌کنیم، سازمان ملل است. خوشبختانه وزیر امور خارجه بسیار موفق، دانشمند و متخصص داریم که به راحتی می‌تواند این مسائل را در سازمان ملل و شورای امنیت مطرح کرده و عربستان سعودی و قطر را به‌خاطر مداخلات‌شان در بحرین و سوریه و حمایت از تروریسم به صلیب بکشد. ما در دنیا دیوان کیفری بین‌المللی و محاکم کیفری را داریم که می توانیم از طریق این مجاری، حامیان تروریسم را پای میز محاکمه بکشانیم.

به نظر شما این سازمان‌ها و محاکم بین‌المللی از استقلال کافی برخوردارند؟ اخیرا شاهد بودیم که عربستان سعودی با تهدید قطع کمک‌های مالی خود توانست نام خود را از فهرست کشورهای ناقض حقوق کودکان خراج کند.

این به خاطر این است که عربستان سعودی لابی خود را در سازمان ملل تقویت کرده است. سعودی ها از مدت ها پیش با دبیرکل سازمان ملل و سایر اعضای سازمان ملل وارد گفت‌وگو شده و لابی سعودی در مجمع عمومی قوی شده است. ایران لابی خود را به جای عرصه دیپلماسی به صحنه نبرد برده است. دیپلمات‌های ما باید در شورای امنیت، در مجمع عمومی، در کمیته سوم مجمع عمومی و در شورای امنیت حضور فعال داشته و رایزنی کنند. علاوه بر این، در داخل هم نباید رفتارهایی صورت بگیرد که معارض با فعالیت دیپلمات ما در سازمان ملل باشد. ما نباید فرصت هایی که رقبای ما در اختیارمان می گذارند را با اقدامات احساسی و هیجانی از دست بدهیم. حتی در سازمان همکاری های اسلامی به جای این که میدان را خالی کنیم، دیپلمات­های ما باید فعال شوند. اگر ما با کشورهایی مانند مالزی، اندونزی، افغانستان و ترکیه رایزنی هایی را برای به محکمه کشاندن گروه های تروریستی و کشورهای حامی تروریسم انجام دهیم، عربستان بدون شک جرات کارشکنی نخواهد داشت.

منظور چه فرصت هایی است؟

به عنوان مثال، همین عربستان سعودی شیخ نمر را به شهادت رساندو این عمل نقض فاحش و آشکار حقوق بشر بود. سازمان ملل آماده بود که عربستان را به بدترین نحو ممکن تنبیه کند. اما ما این فرصت طلایی را به دستان خودمان سوزاندیم. در ایران از دیوار سفارت بالا رفتند و اموال سفارت را آتش زدند. عربستان که گوشه رینگ گیر افتاده بود، ابتکار عمل را در دست گرفت و توجه‌ها از شیخ نمر برگردانده شد. تمام رسانه‌های دنیا مخصوصا رسانه‌های عربی مانند العربیه که رسانه‌های قدرتمندی نیز بوده و چند میلیون بیننده دارند، آن‌چه در خیابان پاسداران به‌وقوع پیوست را برای جهانیان به‌تصویر کشیدند. یعنی یک فرصت هم که در برابر عربستان در اختیار دیپلمات‌های ما قرار گرفت، همان را هم از دیپلمات‌های ما گرفتند. گروهی به دروغ ادعا می کردند برای مجازات عربستان سعودی دست به این اقدام زده‌اند زیرا عربستان سعودی بیشترین استفاده را از این اقدام برد. در قضیه حمله به سفارت عربستان، حتی اگر یک دیپلمات سعودی کشته می‌شد، حاکمان سعودی جشن می‌گرفتند. البته منظور من این نیست که منتظر باشیم تا انسانی به شهادت برسد تا از آن بهره برداری کنیم.

فکر می کنید چه عاملی باعث می شود تا نتوانیم از این فرصت ها بهره بگیریم؟

ببینید، در مورد سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم، موضع وزارت امور خارجه بسیار دقیق و منطقی بود. این در حالی است که مقامات غیرمسئول بعضا موضع گیری هایی می کنند که موضع وزارت خارجه را تضعیف می کند. من معتقدم که سیاست خارجی باید یکپارچه شود. یعنی اگر  مقامات غیرمسئول احساس می کنند که باید در مورد مسائل سیاست خارجی اظهارنظر بکنند، این مساله باید از طریق همفکری در شورای عالی امنیت ملی صورت گیرد تا یک موضع واحد اتخاذ شود. یکی از مشکلات ما در بحث دیپلماسی این است که یک سخنگو واحد نداریم. در حال حاضر، نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی، وزارت خارجه، وزارت دفاع، سپاه و مجلس هر کدام سخنگوی خود را دارد. برخی از روزنامه ها هم که خودشان را سخنگوی ملت می دانند. بعضی روزنامه ها احساس می کنند که هر چه بیان می کنند، عین مواضع نظام است. دست های وزیر امور خارجه مار ا بسته اند و از او می خواهند در اقیانوس شنا کند.

عملکرد وزارت امورخارجه علی رغم همه موانع و مشکلات موجود را چگونه ارزیابی می کنید؟

وزارت خارجه در حال حاضر از نظر من بهترین عملکرد را در میان نهادهای فعال در کشور دارد، با این حال، همین وزارت خارجه وقتی قصد دارد بیانیه صادر کند، به خود زحمت رجوع به قانون اساسی را نمی دهد که بنا بر اصل فلان، موضوع ما در مورد بحرین از این قرار است. علاوه بر این، ما در زمینه دیپلماسی عمومی یا آن چه از آن تحت عنوان «دیپلماسی خط دو» یاد می شود، عملکرد قابل قبولی نداشته ایم. دیپلماسی عمومی بدین معنی است که دانشگاهیان، هنرمندان ورزشکاران و روزنامه نگاران در عرصه ها و مجامع بین المللی با اعلام مواضع ایران و این که سعودی ها و آمریکایی علیه ایران سیاه نمایی می کنند، چهره واقعی ایران را به جهانیان بشناسانند. این در حالی است که با رویکرد و نگاه امنیتی حاکم، هر روزنامه نگاری که قصد چنین کاری را داشته باشد سریع انگ جاسوسی به او زده می شود. به نظرم با تغییر نگاه زمینه برای فعال تر و پویاتر شدن این دیپلماسی عمومی مهیاتر می شود.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی