توماس پیکتی عنوان کرد

انباشت ثروت و منابع نفتی عامل نابرابری در خاورمیانه

هادی آذری- توماس پیکتی، اقتصاددانی فرانسوی است که تنها از کتابش با عنوان «سرمایه در قرن بیست و یک» تاکنون بیش از 2.5 میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته شده است. همین کتاب بود که باعث شد پیکتی سری در میان سرهای اقتصاددان برجسته پیدا کند. نسخه فرانسوی کتاب «سرمایه‌داری در قرن بیست و یکم» در سال 2013 منتشر شد. استدلال اصلی این کتاب این است که وقتی نرخ بازگشت سرمایه از نرخ رشد اقتصادی بیشتر شود، این مساله به انباشت سرمایه منجر می‌شود.

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
انباشت ثروت و منابع نفتی عامل نابرابری در خاورمیانه
نوآوران -

او استدلال می‌کند که نرخ بازگشت به‌صورت تاریخی توسط فرایند سیاسی و مداخله‌گری دولتی کنترل شده است. ترجمه این کتاب به انگلیسی، شهرت زیادی را برای پیکتی به ارمغان آورد، بااین‌حال پیکتی نمی‌خواهد اهمیت ترجمه این کتاب به دیگر زبان‌ها را کم‌اهمیت جلوه دهد. او در این رابطه می‌گوید: «مجموع فروش نسخه‌های غیر انگلیسی‌زبان این کتاب سه برابر فروش نسخه انگلیسی آن است. انگلیسی تنها زبان مهم نیست و خوشحالم که کتاب من به عربی نیز ترجمه شده است.»

این کتاب توسط اصلان قودجانی و با مقدمه محسن رنانی، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، به فارسی نیز ترجمه شده است. پیکتی اخیرا برای سخرانی در خصوص آراء و نظریات ارائه شده در این کتاب به مصر سفر کرده و در دانشکده مطالعات اقتصادی و سیاسی دانشگاه قاهره به ایران سخنرانی پرداخت. هرچند او سخنرانی خود را در قالب گراف‌های اطلاعاتی سنگین و آمارهایی در خصوص نابرابری ثروت ارائه کرد، لیکن وضوح و دقت ایده‌های باعث نشد که حضار احساس خستگی کنند. پیکتی در ابتدای سخنان خود به روند نگارش این کتاب پرداخت که در آن از کمک 14 پژوهشگر در سراسر جهان برای جمع‌آوری اطلاعات مالیاتی بهره گرفته است. به گفته پیکتی، جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها 15 سال زمان برده است. او در این رابطه می‌گوید: «نگاه کردن به تاریخ به شما دیدگاه متفاوتی می‌دهد؛ به شما نشان می‌دهد که آلترناتیوها و بدیل‌های زیادی وجود دارد. ما برای جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها، روند سخت و طاقت‌فرسایی را پشت سر گذاشتیم تا ببینیم که نابرابری، مالیات بر درآمد و مالیات بر ثروت در اروپا و ایالات‌متحده چطور در طول دو قرن تکامل‌یافته است. نگاه کردن به این داده‌ها شما را شگفت‌زده می‌کند».

دیدگاه‌هایی در باب خاورمیانه

نابرابری محوری است که کتاب پیکتی بر حول آن می‌چرخد. او در این سخنرانی‌ که با عنوان «سرمایه در قرن بیست و یکم: منظر خاورمیانه» ارائه شد، کوشید تا توضیح دهد که چرا خاورمیانه و علی‌الخصوص مصر آن‌طور که بایدوشاید در این کتاب حاضر نیستند. او عدم دسترسی به آمارها و پژوهش‌ها صورت گرفته پیرامون نظام مالیاتی مصر را دلیلی می‌داند که نتوانسته میزان نابرابری در جامعه مصر را محاسبه کند. او در این رابطه می‌گوید: «ما اطلاعات اندکی درباره داده‌های مالیات بر درآمد در مصر داریم. ما می‌دانیم که مالیات بر درآمد وجود دارد اما آماری در این خصوص در دست نیست». او در ادامه می‌افزاید:‌ »اگر به این اطلاعات دسترسی نداشته باشید، نمی‌توانید مقایسه‌ای با دیگر کشورها انجام دهید. نابرابری در مصر تا حد زیادی نادیده گرفته‌شده است و میان کشورهای خاورمیانه به علت انباشت و تراکم ثروت و منابع نفتی، نابرابری عظیمی دیده می‌شود». از این نقطه به بعد، پیکتی به هسته مشکل یعنی شفافیت می‌پردازد؛ مشکلی که نه‌تنها بر مصر بلکه بر تعداد بیشتری از کشورهای خاورمیانه تاثیر می‌گذارد. نبود شفافیت در دولت‌های خاورمیانه نسبت به دیگر کشورهای درحال‌توسعه ازجمله آرژانتین، برزیل و آفریقای جنوبی نیز بدتر است.

شفافیت، حلقه گمشده توسعه

پیکتی در این رابطه می‌گوید: «شفافیت بسیار مهم است. جمع‌آوری داده‌ها و دسترسی به بررسی‌های دولتی شفاف برای درک نظام مالیاتی و مالیات بر درآمد بسیار حیاتی است. ما با اطلاع از این‌که مالیات‌ها کجا هزینه می‌شود، می‌توانیم سطح نابرابری را اندازه‌گیری کنیم. علاوه بر این، این مساله برای درک این‌که آیا قوانین مالیاتی به‌درستی اعمال می‌شوند نیز حائز اهمیت است. درواقع این داده‌ها در اصلاح نظام‌های معیوب و ناکارآمد به ما کمک می‌کند. امری که بدون شفافیت غیرممکن است». هرچند پیکتی می‌پذیرد که داده‌های مالیات بر درآمد مخصوصا در کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل و آفریقای جنوبی، بدون عیب و نقص نیست بااین‌حال نمی‌توان اهمیت آن را نادیده گرفت. او در این رابطه می‌گوید: «هرچند داده‌های مالیات بر درآمد کامل نیست ولی این دلیل نمی‌شود که آن را نادیده بگیریم. بهتر از این است که هیچ داده‌های نداشته باشیم». یکی از روش‌هایی که پیکتی به مقوله نابرابری نگاه می‌کند، بررسی آن در کل یک منطقه است، به‌جای آن‌که بخواهد آن را در یک کشور واحد در نظر بگیرد. او در این رابطه می‌گوید: «از این طریق شما تصویر دقیق‌تر و بهتری از یک منطقه خواهید داشت». او با اشاره به این‌که کل میزان سرمایه‌گذاری در مصر 100 برابر کمتر از درآمدهای نفتی قطر و امارات متحده عربی است که نشان از میزان عظیم انباشت سرمایه در منطقه دارد، خاورمیانه را نابرابرترین منطقه جهان می‌داند. او بر این باوراست که این منطقه بیش از هر چیز دیگری، نیازمند باز توزیع منابع، ایجاد نظام مالیاتی شفاف و اعمال مالیات‌های تصاعدی بر ثروت است.

نابرابری در حال گسترش است

پیکتی با اشاره به این‌که نابرابری به سطحی رسیده که از دهه‌های آغازین قرن بیستم سابقه نداشته، در خصوص افزایش نابرابری در اقصی نقاط جهان ازجمله اروپا و ایالات‌متحده ابراز نگرانی کرده است. بنا به اظهارات این اقتصاددان فرانسوی، تاریخ تحول نابرابری در جهان به ما نشان می‌دهد که نابرابری در اروپا و ایالات‌متحده در نیمه اول قرن بیستم، یعنی میان سال‌های 1910 و 1950 به علت وقوع شوک‌های اقتصادی کاهش یافت؛ این شوک‌ها که به علت ناپایداری‌هایی عظیم به وقوع پیوست، دولت‌ها را مجبور ساخت تا نابرابری و نرخ تورم را کاهش دهند؛ از جمله این شوک‌ها، می‌توان به مواردی چون «کسادی بزرگ» در دهه 1930 و جنگ‌های جهان اول و دوم اشاره کرد. بااین‌حال، اعداد نشان می‌دهد که در حال حاضر نابرابری به کمک فرایند شتاب‌زده خصوصی‌سازی و فروش دارایی‌های دولتی، در حال افزایش است».

خصوصی‌سازی می‌تواند به علت ناکارآمدی در بخش عمومی (دولتی) به وقوع بپیوندد، ولی فروش دارایی‌های دولتی، اموال عمومی را کاهش داده و ثروت بخش خصوصی را افزایش می‌دهد که در پایان به دیون عمومی عظیم با بهره‌های سنگین می‌انجامد. این اقتصاددان فرانسوی در این رابطه می‌گوید: «ایتالیا اکثر دارایی‌های عمومی خود ازجمله مدارس، بیمارستان‌ها و غیره را فروخته و اکنون اگر تمام آنچه مالک آن است را بفروشد نیز بازهم قادر با بازپرداخت بدهی عمومی خود نخواهد بود. منظور من این نیست که دولت‌ها باید این کار را بکنند بلکه وقتی شما چیزی که مالک آن هستید را می‌فروشید، باید آن را اجاره کنید و اجاره باعث قرض و دین می‌شود».

ترامپ نشانه افزایش نابرابری

یکه‌تازی و محبوبیت دونالد ترامپ در ایالات‌متحده که احتمال او برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری این کشور را قدرت بخشیده برای پیکتی چندان خوشایند نیست. او در این رابطه می‌گوید: «اوج‌گیری ترامپ به معنای اوج‌گیری نابرابری است. او از خشم مردم از اوضاع اقتصادی علیه کارگران خارجی، مسلمانان، مکزیکی‌ها و گروه‌های آمریکای جنوبی، استفاده می‌کند». پیکتی استراتژی ترامپ را «استراتژی استاندارد ناسیونالیستی» تعریف می‌کند. ازنظر پیکتی، این استراتژی نه‌تنها مشکلات مردم را حل نمی‌کند بلکه بدیل‌های دموکراتیک و صلح‌آمیز اصلاح نظام مالیات بر درآمد را نادیده می‌گیرد. ازنظر پیکتی، نه‌تنها بر گردش سرمایه بلکه بر سهام سرمایه‌ای، دارایی‌ها و پول باید مالیات وضع شود بلکه سپرده‌ها نیز مالیات وضع شود.

مصر

ازنظر پیکتی، نابرابری عظیمی در مصر وجود دارد که از نظر دور مانده و به علت فقدان اطلاعات نمی‌توان آن را محاسبه کرد. او که خواستار نظام مالیاتی شفاف، مداخله‌گری سیاسی و وضع مالیات سخت‌تر بر ثروت است، در این رابطه می‌گوید: «برخی افراد کتاب که کتاب من را خوانده‌اند، به من می‌گویند که بدبینانه نوشته شده است ولی این نگاه من به آینده نیست. قبل از انقلاب در میدان تحریر، مردم در خارج از مصر می‌گفتند که مبارک بهترین گزینه برای مصر است. اما شما نشان دادید که اشتباه می‌کنند زیرا شما لایق گزینه‌های بهتری هستید. من انقلاب دیگری را پیش‌بینی می‌کنم». پیکتی بر این باور است که در تاریخ درس‌ها و راه‌حل‌های زیادی وجود دارد. او خطاب به حاضرین مصری می‌گوید: «برخلاف آن‌هایی که به شما می‌گویند که تنها یک راه وجود دارد، تاریخ به شما نشان می‌دهد که آلترناتیوهای دیگری برای وضعیت موجود وجود دارد».

منبع: الاهرام

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی