بررسی سیاست رئیس‌جمهور احتمالی آمریکا در قبال ایران

هیلاری کلینتون، رشته‌های کری را پنبه می‌کند

قتی جیک سالیوان، مشاور ارشد سیاست خارجی هیلاری کلینتون همین چند وقت پیش رئوس مطالب دیدگاه این نامزد ریاست جمهوری را برای نقش آمریکا در خاورمیانه تشریح کرد، از رویکردی دوگانه در قبال جنگ میان عربستان سعودی و ایران خبر دارد. او در این رابطه گفت: «افزایش هزینه‌های ایران برای رفتار بی‌ثبات‌کننده و تقویت اعتمادبه‌نفس و جسارت شرکای سعودی ما به این‌که ایالات‌متحده در کنار آن‌ها خواهد تا با این کار بتواند از رفتار مخاصمت‌جویانه آن‌ها بکاهد.» بار دیگر شاهد آن هستیم که کلینتون سیاست خارجی خصمانه‌ای را در قبال ایران در پیش‌گرفته است.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
هیلاری کلینتون
نوآوران -

وآن‌طور که خود کلینتون در سخنرانی‌اش در نشست «آیپک»‌ عنوان کرد، سیاست‌های جنگ‌افروزانه او، بخشی از یک «راهبرد کلان‌تر برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه است». فارغ از تلاش برای به نمایش کشیدن قدرت و پیشبرد منافع آمریکا، این سیاست پیشنهادی برای تضعیف ایران است. کلینتون که به‌عنوان از سال 2009 تا 2013 به‌عنوان وزیر امور خارجه دولت نخست باراک اوباما فعالیت داشت، مدعی حفظ میراث سیاست خارجی رئیس‌جمهور است که در مرکز آن توافق هسته‌ای قرار دارد. به‌رغم محدودیت مسائلی که این توافق در برمی‌گیرد، توافق هسته‌ای دری را به‌سوی مباحث گسترده‌تر و مبسوط‌تر پیرامون دغدغه‌های ملی آمریکا ازجمله عراق، سوریه و مبارزه با داعش گشوده است. درواقع جان کری، وزیر امور خارجه ایالات‌متحده اخیرا عنوان کرده است که تهران نقش موثری در مبارزه با این گروه تروریستی ایفا کرده است. کری و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، مدام با هم در تماس‌اند. در ماه ژانویه، ایران اقدام به بازداشت ملوانانی کرد که قایق‌شان به محدود آب‌های ایران وارد شده بود. بعد از یک تماس تلفنی میان کری و ظریف، این ملوانان بدون این‌که آسیبی به آن‌ها وارد شود، در عرض پانزده ساعت آزاد شدند؛ مساله‌ای که تا چند سال پیش بسیار بعید و دور از انتظار بود.

 

به رسمیت شناختن نگرانی‌های منطقه‌ای ایران

اگر هیلاری کلینتون بخواهد به همان پارادایم قدیمی منزوی کردن ایران بازگردد، او این روند را کان لم یکن خواهد کرد. برخلاف باراک اوباما، به نظر می‌رسد آن‌چه کلینتون را به‌پیش می‌برد، همان روایت پذیرفته‌شده در حلقه‌های واشنگتن است مبنی بر این‌که تحریم‌های بیشتر بهترند زیرا ایران را وادار می‌کنند تا پای میز مذاکره بنشیند. از زمان حصول توافق هسته‌ای که حدود یک سال از آن می‌گذرد، هیلاری کلینتون مدام به خاطر برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران، بر اعمال تحریم‌های بیشتر بر ایران تاکید کرده و برای آن استدلال آورده است. آن‌چه در این روایت نادیده گرفته می‌شود این است که تاریخ گواهی می‌دهد که تنها سیاست موثر در قبال ایران، توجه هم‌زمان به دغدغه‌های آمریکا و به رسمیت شناختن نگرانی‌های منطقه‌ای ایران است. درواقع چنین رویکردی دغدغه‌ها و نگرانی‌های متحدان آمریکا ازجمله دولت‌های عرب سنی را نیز مدنظر قرار می‌دهد، بدون آن‌که بخواهد به آن‌ها اهمیت و اولویتی بیشتر و فراتر از منافع آمریکا ببخشد. برای مثال، ایران معتقد است که عربستان سعودی و صدور اندیشه‌های سلفی گری و ایدئولوژی وهابی، عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه است. از دیدگاه تهران، القاعده، جبهه النصره و داعش از دل دلارهای نفتی ریاض سر برآورده‌اند.

باراک اوباما حوزه‌ها و عرصه‌هایی که در آن‌ها منافع ایالات‌متحده با کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس پیوند می‌خورد را تشخیص داده است. امروزه، کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس در هدف نظارت بر تهران با آمریکا همسو هستند. ولی این کشورها در مبارزه برای ریشه‌کن کردن دولت اسلامی و گروه‌های جهادی که امنیت ملی ایالات‌متحده و متحدان اروپایی آمریکا را تهدید می‌کنند، با آمریکا منفعت مشترکی نداشته و همسو نیستند. هیلاری کلینتون نیز بعد از کشتار اُرلاندو در این مساله بیشتر با اوباما هم‌نظر شده است؛ او در این رابطه از سعودی‌ها، قطری‌ها و کویتی‌ها و دیگر کشورها خواست تا مانع تامین مالی سازمان‌های افراطی از سوی شهروندان خود شوند. او هم‌چنین از این کشورها خواست تا از حمایت مدارس و مساجد تندرو در سراسر جهان که جوانان بسیاری را برای قدم گذاشتن در مسیر جهاد تعلیم می‌دهند، دست بردارند. باراک اوباما برای ایجاد فضای دیپلماتیک لازم به‌منظور اجرای توافق هسته‌ای، بر طناب باریکی گام برمی‌دارد: حمایت از دولت‌های عربی بدون آن‌که مشخص کند این حمایت بی‌قیدوشرط نیست.

سیاست کلینتون در قبال ایران این روند را معکوس خواهد کرد. رویکرد کلینتون آمریکا را مستقیما در میانه جنگ سرد ایران و عربستان قرار داده و از دیگر سو، خیال دولت‌های عرب سنی راحت می‌کند که روابط ایالات‌متحده و ایران هیچ‌گاه عادی نخواهد شد. کلینتون باید از فرصتی که ایران پسابرجام در مبارزه با داعش، حل‌وفصل مساله سوریه و ایجاد ثبات در افغانستان و عراق، در اختیار او قرار داده، استفاده کند. تمامی این موارد نیازمند حضور و مدیریت ایران است. در عوض، سیاست پیشنهادی کلینتون احتمالا این کار را برای آمریکا به‌مراتب دشوارتر خواهد کرده و با دادن «حق» به کشورهای عرب سنی، به آتش منازعه در خاورمیانه خواهد افزود.

 

ایران با زور به خواسته‌های امریکا تن نمی‌دهد

سیاست‌های ایران در منطقه هم‌چنان چالشی برای ایالات‌متحده محسوب می‌شود: تهران از رژیم اسد در سوریه حمایت کرده و هنوز رقابتی سخت با هم‌پیمانان کلیدی ایالات‌متحده در منطقه دارد. این یعنی این‌که واشنگتن نمی‌تواند یک‌شبه روابطش را با تهران عادی کند و این‌که طرف ایرانی هم چندان رغبتی برای همکاری با ایالات‌متحده ندارد؛ اما کلینتون عنوان کرده است که سیاست ایران می‌تواند هرچه تا به امروز به‌دست‌آمده را بی‌اثر کند. این نه‌تنها به فضای دیپلماتیک ایجادشده میان دو کشور لطمه می‌زند بلکه خود توافق هسته‌ای را نیز تضعیف می‌کند. اگر ایران تاثیر برداشته شدن تحریم‌ها را احساس نکند و اقتصادش پس از دهه‌ها تحمل انزوا، رو به بهبودی نگذارد، دیگر علاقه‌ای به تداوم اجرایی شدن توافق هسته‌ای نخواهد داشت، چه برسد به این‌که بخواهد با واشنگتن بر سر مسائل دیگری همکاری کند.

درحالی‌که کمپین کلینتون بر این تاکید دارد که واشنگتن باید به کشورهای عرب سنی اطمینان دهد، باید هم‌زمان تصویر مشخصی از این اعتمادسازی نیز ارائه دهد. ایالات‌متحده همین حالا هم میلیاردها دلار تسلیحات نظامی به همسایگان عرب ایران می‌فروشد. پنجمین پایگاه دریای آمریکا در بحرین قرار داشته و مرکز اصلی فرماندهی این کشور در قطر فعالیت دارد. علاوه‌براین، هزاران سرباز آمریکایی در خلیج‌فارس انجام‌وظیفه می‌کنند. کلینتون بدون شک اصلح‌ترین نامزد برای بدل شدن به فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکاست. ولی بحث انتخابات سال جاری در خصوص مسائل سیاست خارجی درنتیجه اظهارات عجیب‌وغریب دونالد ترامپ تا حدود زیادی مغفول واقع شد. بااین‌حال، راهکار کلینتون برای افزایش فشار بر ایران، باعث نمی‌شود که ایران در برابر خواسته و اراده ایالات‌متحده و کشورهای عرب سنی در خصوص چالش‌های منطقه‌ای، سر تسلیم فروآورد. تنها دستاورد این سیاست، از بین بردن میراثی خواهد بود که کری از خود بر جا گذاشته است.

 

ترجمه هادی آذری / منبع: نشنال اینترست