استاد تاریخ دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «نوآوران»

عدالت و توسعه باید از کودتا درس دموکراسی بگیرد

حسن حضرتی، پژوهشگر تاریخ، نافرجام ماندن کودتای اخیر در ترکیه را نشانه تثبیت و مستحکم شدن دموکراسی در ترکیه می‌داند. ازنظر او، کودتا در سیاست داخلی به نفع اردوغان است اما در عرصه سیاست خارجی ترکیه را در موضع ضعف قرار می دهد. حضرتی بر این باور است که در صورت حرکت اردوغان و حزب متبوع او به‌سوی اقتدارگرایی، بزرگ‌ترین ضربه را خود این حزب خواهد دید. آنچه در ادامه می‌خوانید، پاسخ‌های استاد تاریخ دانشگاه تهران به پرسش‌های «نوآوران» در خصوص کودتا اخیر ترکیه، علل و پیامدهای آن است.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
عدالت و توسعه باید از کودتا درس دموکراسی بگیرد
نوآوران -

به نظر شما چه علتی باعث شده که تاریخ ترکیه شاهد کودتاهای چندباره از سوی نظامیان باشد؟

دموکراسی جدیدی که در ترکیه مدرن استقرار پیدا کرد، یک دموکراسی نظامی بود. از همان ابتدا هم همین مساله به پاشنه آشیل این دموکراسی بدل شد. درواقع این نظام دموکراتیک که با مداخله خود نظامیان شکل گرفت، همواره از سوی همین نظامیان مورد تهدید بوده است. به همین خاطر، در دوره‌های مختلف از 1923 به بعد که تاریخ ترکیه جدید شروع می‌شود، هرزمانی که نظامیان احساس کرده‌اند که اصول نظام دموکراتیک ترکیه به خطر افتاده، وارد عمل شده‌اند. پیش از کودتای اخیر نیز تاریخ ترکیه شاهد 4 کودتای دیگر نیز بوده است. درواقع، با توجه به جایگاه و اختیارات زیادی که به نظامیان در ساختار قدرت اعطاء شده بود، ورود نظامیان به میدان سیاست و اعمال قدرت، همیشه نتیجه داده بود. آخرین مورد این مداخله موفقیت‌آمیز به سال 1997 برمی‌گردد که در آن اربکان با مداخله نظامی برکنار شد و اتفاق خاصی هم رخ نداد.

تا چه حد، ادعای سران حزب عدالت و توسعه مبنی بر دست داشتن فتح‌الله گولن در ماجرای کودتا را درست می‌دانید؟

با وجود این‌که چهره‌های برجسته‌ای چون اردوغان، عبدالله گل و داووداغلو انگشت اتهام را به‌سوی فتح‌الله گولن گرفته‌اند، او خود منکر این قضیه شد و عنوان کرد که نظامیان مردم ترکیه را متحمل رنج‌های زیادی کرده‌اند. هرچند تاز مانی که اسنادی موثق در خصوص نحوه اجرا این کودتا در دست نباشد، نمی‌توان در مورد عوامل و گروه‌هایی که در آن دخیل بوده‌اند، قاطعانه اظهارنظر کرد اما دست داشتن جریان فتح‌الله گولن در جریان کودتا بنا به دو دلیل به نظر من تا حد زیادی منتفی است. نکته اول این‌که هرچند جنبش فتح‌الله گولن به خاطر پایگاه اجتماعی قوی، قدرت بسیج مردمی دارد که حاضرند برای این جریان فداکاری بکنند اما با توجه به ساختار فکری و شخصیتی او به‌سختی می‌‌توان او را مدافع چنین حرکتی دانست. فتح‌الله گولن یک متفکر و اندیشمند دینی تجددگرا است که در جامعه‌ای مدرن و به‌شکلی مدرن به مسائل می‌اندیشد. ما فتح‌الله گولن را به‌عنوان یک اندیشمند دینی می‌شناسیم که به قالب‌ها و فرایندهای دموکراتیک وفادار و پایبند است. فتح‌الله گولن شاید منتقد عملکرد و سیاست‌های حزب عدالت و توسعه ازجمله فساد مالی باشد، ولی دفاع از کودتا با قالب‌های فکری او هم‌خوانی ندارد.

پیامدهای کودتا را برای حزب حاکم عدالت و توسعه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این کودتا به نفع اردوغان تمام شد هرچند می‌توانست هم جامعه ترکیه و هم حزب عدالت و توسعه را دچار مشکلاتی جدی بکند. در عرصه سیاست داخلی، اردوغان می‌تواند خیلی راحت مخالفان خود را سرکوب کرده و عرصه را برای روزنامه‌نگاران که رکن چهارم دموکراسی محسوب می‌شوند، تنگ‌تر بکند. هم‌چنین می‌تواند با دست بازتر به تسویه ارتش ترکیه پرداخته و آن را یکدست‌تر بکند. این‌ها تبعات مثبتی است که این کودتا برای حزب حاکم در ترکیه به ارمغان خواهد آورد.

با توجه به این تبعات مثبت، آیا می‌توان شایعه نمایشی بودن این کودتا را جدی گرفت؟

خیر، این حرف من به این معنی نیست که این کودتا توسط خود این حزب صورت گرفته باشد. من این مساله را بعید می‌دانم زیرا به‌رغم تبعات مثبت داخلی، کودتا ترکیه را در عرصه سیاست خارجی بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. به عبارتی، این کودتا را می‌توان واکنشی به سیاست‌های غلط حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان در روابط خارجی این کشور دانست. سیاست خارجی ترکیه مبتنی بر تز «تنش صفر با همسایگانِ» داووداغلو در عمل به شکست انجامید و روابط ترکیه با سوریه، ایران، مصر و روسیه دچار مشکل شد. در پیش گرفتن این سیاست‌های غلط در عرصه روابط خارجی، با نگرانی‌هایی در جامعه ترکیه همراه شد که ترکیه به سمت جنگ پیش می‌رود. علاوه بر این، سیاست ترکیه در قبال داعش ازجمله خرید نفت از داعش و ایجاد پایگاه برای این گروه تروریستی، این کشور را عملا به حیاط خلوت این گروه تروریستی بدل کرد. این مسائل حاکی از آن بود که اردوغان منافع سیاسی را به آرمان‌های سیاسی اعتقادی ترجیح داده است. جامعه ترکیه هرچند، جامعه سنتی است اما جامعه‌ای است که مدرن درباره مسائل مذهبی و اعتقادی فکر می‌کند. نگاه مبتنی بر گفتمان سیاسی محض به پدیده داعش، بسیاری ازجمله ارتش را در جامعه ترکیه ناامید و حتی نگران کرد. به خاطر داشته باشیم که همین دو ماه پیش در سفر اردوغان به عربستان در اقدامی بی‌سابقه، فرمانده ارتش ترکیه او را همراهی ‌می‌کرد. علاوه بر این، تنش با روسیه در راستای ماجراجویی‌های ترکیه در سوره و عراق و سوق یافتن این کشور به سمت عربستان و عراق باعث شد که خیلی‌ها در خصوص شعله‌ور شدن آتش جنگ احساس نگرانی جدی بکنند.

سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که چرا این کودتا، برخلاف چهار کودتای قبلی به سرانجام نرسید؟

این مساله به سابقه دموکراسی در ترکیه بازمی‌گردد. تا زمانی که دموکراسی بنیان‌ها و ریشه‌های خود را در جامعه و ساختار قدرت ترکیه محکم نکرده بود، نظامیان با اتکا به نفوذ و اختیارات گسترده خود در عرصه سیاسی، می‌توانستد با کودتا کار خود را پیش ببرند. به عبارتی همان‌طور که در بالا نیز اشاره کردم، دموکراسی یک دموکراسی نظامی بود. درواقع بر فراز احزاب، ارتشی وجود داشت که بر کار آن‌ها نظارت می‌کرد که هرگاه احساس خطر می‌کرد، وارد عمل می‌شد؛ اما این‌که چرا در مورد کودتای اخیر موفق نشد، این نشان می‌دهد که ترکیه در عرصه تحکیم دموکراسی و تثبیت نهادهای دموکراتیک یک گام به جلو رفته است. حالا دموکراسی این‌قدر در ترکیه قدرتمند هست که ارتش نمی‌تواند در آن خللی ایجاد کند. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که حزب عدالت و توسعه دستاوردهای اقتصادی قابل‌توجهی داشته که به‌نوعی این حزب را از حمایت مردم برخوردار می‌کند. درواقع دولت با اقدامات خود در کنترل تورم، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی، رضایت اجتماعی مردم را به دنبال داشته است.

با فرض تصفیه ارتش و کنار زده شدن یک رقیب سرسخت، آیا این امکان وجود ندارد که در فقدان یک بدیل سیاسی قدرتمند و جدی، خود اردوغان و حزب عدالت و توسعه ازلحاظ اقتدارگرایی حکم یک ارتش جدید را پیدا کند؟

این همان آسیبی است که بعد از کودتا حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان را تهدید می‌کند. درواقع خود اعضای حزب ازجمله چهره‌هایی چون عبدالله گل، داووداوغلو و آرین با توجه به رویکرد و نگرشی که دارند، می‌توانند اردوغان را متوجه این آسیب بکنند. اتفاقاتی که قبل از کودتا به وقوع پیوست ازجمله عذرخواهی از روسیه و تغییر رویه در قبال سوریه، این‌ها نشان می‌دهد که با وجود برخی اشتباهات، هنوز عقلانیت در این حزب حاکم است. اردوغان باید از این مساله درس بگیرد. در طی ماجرای کودتا، تمامی احزاب حتی احزاب مخالف از دولت و اردوغان دفاع کردند. اردوغان باید این مساله را درک کند که اگر تا به امروز رفتاری کرده که ناقض اصول حاکمیت دموکراتیک بوده باید از آن‌ها فاصله بگیرد زیرا همین فرآیند دموکراتیک است که می‌تواند حزب خود اردوغان را تثبیت و تقویت کند. حرکت اردوغان به‌سوی اقتدارگرایی و عثمانی گری، حزب عدالت و توسعه را آسیب‌پذیر خواهد کرد.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی