قاسم محبعلی با اشاره به محاکمه حمله‌کنندگان به سفارت عربستان، در گفت‌گو با «نوآوران»:

رویکرد ایران در قبال عربستان تغییری نکرده است

تقابل ایران و عربستان در سال‌های اخیر و با توجه به تحولات منطقه‌ای وارد مرحله جدید شد. گذشته از تقابل‌های گوناگون، اختلاف منافع این دو کشور در سطح منطقه تا حدی افزایش یافت که به قطع روابط دیپلماتیک دو کشور انجامید. بااین‌حال، در روزها و هفته‌های اخیر به نظر پالس‌های مثبتی از سوی ایران به عربستان و جامعه جهانی مخابره می‌شود. علاوه بر منصوب شدن جابری انصاری به‌عنوان معاون عربی وزارت امور خارجه که به داشتن رویکردی میانه‌رو نسبت به اعراب شناخته می شود، در روزهای گذشته شاهد محاکمه حمله‌کنندگان به سفارت عربستان بوده‌ایم.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
رویکرد ایران در قبال عربستان تغییری نکرده است
نوآوران -

قاسم محبعلی، مدیرکل پیشین بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه، در گفت‌وگو با «نوآوران» علی‌رغم پرداختن به پیشینه اختلاف دو کشور، بر این باور است هرچند اقدامات اخیر دولت می‌تواند نشانه‌های مثبتی از سوی عربستان قلمداد شود، اما به‌معنای تغییر سیاست ایران در قبال عربستان یا خاورمیانه نیست.

چه عوامل و رخدادهایی باعث شد که چالش میان ایران و عربستان بدان حد افزایش یابد که به قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور بیانجامد؟

ایران و عربستان حتی قبل از وقوع انقلاب اسلامی نیز در برخی زمینه‌ها با هم اختلافاتی داشتند اما با وقوع انقلاب اسلامی این اختلافات وارد مرحله جدیدی شد که با فراز و نشیب‌ها و بحران‌های متعددی همراه بوده است. از اتفاقات دهه شصت و کشتار مکه به‌عنوان اولین بحران علنی و آشکار میان ایران و عربستان یاد کرد. درواقع ما تقریبا در تمام دوره‌ها و دولت‌هایی که بعد از انقلاب روی کار آمدند، شاهد تقابل و تعارض میان دو کشور بوده‌ایم. تنها دوره‌ای که شاهد یک نوع عادی‌سازی میان روابط دو کشور بودیم، دوران اصلاحات بود. بر اساس توافقی که میان دو کشور در آن دوران صورت گرفت، به سطح مناسبات خوبی دست یافتند و در همین رابطه شاهد حضور ملک عبدالله، ولیعهد وقت عربستان در کنفرانس کشورهای اسلامی در تهران شرکت کرد. اما بعد از دوران اصلاحات، روابط دو کشور در دولت‌های نهم و دهم رو به تیرگی گذاشت. در دولت یازدهم نیز به‌خاطر اتفاقاتی که در کشورهایی چون عراق، سوریه، یمن و نهایتا بحرین به‌وقوع پیوست، رابطه دو کشور وضعیت بحرانی را تجربه کرد. بعدازآن هم در واکنش به اعدام شیخ نمر شاهد حمله به سفارت عربستان در تهران بودیم که تیر خلاص را به روابط دو کشور زد.

گفته می‌شود که در عربستان، یک انتقال قدرت در حال وقوع است. چقدر روی کار آمدن این نسل جدید را در سیاست‌های این کشور در قبال ایران موثر می‌دانید؟

همان‌طور که عرض کردم مشکل و چالش روابط و مناسبات میان ایران و عربستان عمیق‌تر از آن است که با تغییر پادشاهان و یا مقامات عربستانی تغییر چندانی بکند. بااین‌حال، طبیعتا این گروه جدیدی که بعد از مرگ ملک عبدالله در عربستان روی کار آمده است، از جهاتی تندروتر بوده و در سیاست خارجی آن ملاحظاتی که تا پیش‌ازاین در عربستان معمول بود را رعایت نمی‌کنند. از دیگر سو، روی کار آمدن این نسل جدید با تحولاتی که در منطقه به وقوع پیوست، هم‌زمان شد و باعث شد تا این ملاحظه‌کاری از سوی طرف عربستانی کنار گذاشته شده و به‌نوعی شمشیر را از رو ببندند.

عربستان کشورهایی مثل عراق، بحرین و یمن را حیاط‌خلوت خود می‌داند. به نظر شما افزایش دامنه نفوذ ایران در این کشورها، باعث ایجاد دغدغه‌هایی برای عربستان از سوی ایران نشده است. آیا راهی وجود دارد که ایران این دغدغه‌ها را برای طرف عربستانی کاهش دهد؟

حتما این‌طور است. عراق همان اندازه که برای امنیت ملی اهمیت دارد برای عربستان هم حائز اهمیت است. ولی یمن و بحرین کاملا وضعیت متفاوتی دارند. یمن از یک‌سو، 1800 کیلومتر مرز مشترک با عربستان دارد و از سوی دیگر، کنترل مهم‌ترین خروجی عربستان یعنی تنگه باب المندب را در اختیار دارد. عربستان باوجود این‌که کشور بزرگی است ازلحاظ دسترسی به آب‌های آزاد، دچار مضیقه است و خروجی‌ها به دو نقطه تنگه عمان و باب‌المندب محدود می‌شود. کنترل تنگه هرمز که در تحت‌کنترل ایران و عمان است و دیگری هم که در اختیار یمن. بنابراین، یمن با توجه به مرز مشترک گسترده، مناسبات و درهم‌تنیدگی‌های فرهنگی و اجتماعی با عربستان، از اهمیتی حیاتی برای این کشور برخوردار است. بنابراین عربستان نسبت به اتفاقاتی که در یمن می‌افتد، احساس خطر جدی می‌کند. بحرین هم از این لحاظ که در 12 کیلومتری این عربستان قرار دارد، تقریبا چنین حالتی را دارد. بنابراین، تحولات اخیر و تقابل‌های شیعه و سنی، موجبات نگرانی عربستان را فراهم کرده است. ایران باید این مسائل را مدیریت می‌کرد که در دولت قبلی توجهی به آن نشد. در دولت یازدهم نیز ازآنجا که دولت تسلط چندانی بر سیاست‌های خاورمیانه کشور ندارد،  نتوانست مدیریت لازم را انجام داده و از بحرانی شدن وضعیت جلوگیری کند.

اخیرا شاهد تغییر و تحولاتی در وزارتخانه بودیم و آقای حسین جابری انصاری به‌جای امیر عبداللهیان به‌عنوان معاون عربی و آفریقایی منصوب شد. علاوه بر این مسائل، در چند روز گذشته شاهد برگزاری اولین جلسه محاکمه حمله‌کنندگان به سفارت عربستان بودیم. آیا این مساله را می‌توان به معنای افزایش اختیارات وزارت امور خارجه در مسائل خاورمیانه و عزم ایران برای تنش‌زدایی در منطقه تفسیر کرد؟

مسائلی از قبیل محاکمه عاملین حمله به سفارت عربستان می‌تواند از سوی عربستان نشانه مثبتی  تلقی شود ولی مساله عربستان و سیاست خاورمیانه‌ای همان‌طور که پیشتر نیز عنوان کردم، در سطح وزارت خارجه و حتی دولت هم تصمیم‌گیری نمی‌شود. این مسائل به‌مانند بحث هسته‌ای خارج از دولت پخت‌وپز شده و تنها دولت سیاست‌ها را به اجرا درمی‌آورد. درواقع تغییر سیاست در قبال مسائل خاورمیانه و عربستان زمانی امکان‌پذیر است که در سطح ملی اجماعی بر سر آن ایجاد شود. طرف مقابل نیز نسبت به این قضیه آگاه است. بنابراین تغییرات در سطح وزارت خارجه می‌تواند نشانه مثبتی تلقی شود اما تا زمانی که در سطح تصمیم‌گیری کلان نظام صورت نگیرد، در عمل در رویکرد وزارت خارجه که یک مجری است، تاثیری چندانی نخواهد داشت.

باوجود پالس‌های مثبت تهران، رفتارهای عربستان ازجمله حضور ترکی الفیصل در نشست منافقین در پاریس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ترکی الفیصل در حال حاضر مسئولیت اجرایی مشخصی در عربستان ندارد و جزو گروه حاکم نیز محسوب نمی‌شود. البته این مساله همان‌طور که پیشتر نیز اشاره کردم، نشان‌دهنده کنار گذاشته شدن ملاحظات از سوی عربستان نسبت به ایران است. البته مشخص نیست که این تصمیمی دولتی باشد و حکومت عربستان نیز چنین چیزی را تائید نکرده است. ولی اگر این تصمیم از سوی دولت عربستان گرفته شده باشد، شاید مقابل به مثل با رفتار ایران باشد. آن‌ها فکر می‌کنند که حمایت ایران از مخالفین دولت بحرین، حوثی‌ها در یمن و حزب‌الله در لبنان، با هدف فشار آوردن به عربستان صورت می‌پذیرد. آن‌ها هم به دنبال ابزار مقابلی می‌گردند که بتوانند به‌زعم خودشان از طریق آن به ایران فشار بیاورند. به نظرم حضور ترکی الفیصل در نشست منافقین، یک اقدام نمایشی است تا در پای میز مذاکره دست‌شان خالی نمانده و بتوانند با توسل به آن قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهند. فراموش نکنیم که گروهک تروریستی منافقین ناتوان‌تر از آن است که هیچ‌گونه نقشی در آینده ایران ایفا کنند.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی