علیرضا داوری، در گفت‌وگو با «نوآوران» پیامدهای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا برای ایران را تحلیل کرد:

مبارزه با تروریسم، اتحادیه اروپا را به ایران نزدیک خواهد کرد

هرچند اتحادیه اروپا به‌تازگی یکی از اعضاء قدرتمند خود را ازدست‌رفته می‌بیند، بااین‌حال با 27 عضو که نام کشورهایی چون آلمان، فرانسه و ایتالیا در میان آن‌ها دیده می‌شود، هنوز یکی از قدرتمندترین موجودیت‌های سیاسی و اقتصادی در جهان محسوب می‌شود.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مبارزه با تروریسم، اتحادیه اروپا را به ایران نزدیک خواهد کرد
نوآوران -

در توضیح تاثیرگذاری این اتحادیه همین نکته کافی که از بین شش کشوری که با ایران برای توافق هسته‌ای، پای میز مذاکره نشستند، سه کشور عضو اتحادیه اروپا بودند. بااین‌حال، اتحادیه اروپا بعد از رای مردم بریتانیا به خروج این کشور از اتحادیه، شرایط جدیدی را تجربه می‌کند. بنا به برخی تحلیل‌ها، خروج بریتانیا می‌تواند به دومینوی خروج دیگر کشورها از اتحادیه منجر شود. مساله‌ای که علیرضا داوری، کارشناس ارشد استراتژیک، آن را بعید می‌داند. از نظر این استاد دانشگاه، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، هم‌زمان بریتانیا و اتحادیه را به‌سوی همکاری با شرکا جدید سوق می‌دهد. در شرایطی که در فضای پسابرجام، باوجود برخی موانع، سطح روابط ایران و اتحادیه اروپا با سرعت چشمگیری رو به افزایش بوده، ایران با توجه به بازار بکر و منابع طبیعی خود، می‌تواند به شریکی مهم برای این اتحادیه بدل شود. از نظر داوری، برخی اظهارنظرها از سوی مقامات اروپایی در خصوص برنامه موشکی و نقض برجام از سوی ایران، در خللی در عزم این اتحادیه برای گسترش روابط با ایران خللی ایجاد کند.

بعد از رای مردم بریتانیا به خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، رابطه ایران و این اتحادیه چه سمت‌وسویی پیدا خواهد کرد؟

قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که توافق هسته‌ای که با دیپلماسی لبخند و تعامل به‌دست آمد، به‌نظرم یک موفقیت چشمگیر برای انقلاب ماست. همان‌طور که اطلاع دارید، آلمان، فرانسه و انگلیس ا اتحادیه اروپا، سه کشوری بودند که در کنار آمریکا، چین و روسیه با ما، مذاکره کردند. تلاش این کشورها معطوف به این بود که از فضای پسابرجام بهره‌گیری‌هایی اقتصادی و سیاسی داشته باشند. ایران هم از قدیم‌الایام رابطه بسیار گسترده اقتصادی با کشورهای اتحادیه اروپا داشته است. در این میان، انگلستان که خارج از بحث اتحادیه اروپا، یک پی رابطه ما با کشورهای خارجی بوده است. از دیگر سو، با تصمیم اتحادیه اروپا برای افتتاح دفتر در ایران، به نظر رابطه ایران و این اتحادیه وارد مرحله تازه و حساسی خواهد شد که تمامی حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را دربر خواهد گرفت. شاید یک سری اختلاف‌سلیقه‌ها وجود داشته باشد اما ایران برای گسترش روابطش با کشورهای اروپایی مصمم است. به‌هرحال، اتحادیه اروپا بعد از توافق هسته‌ای روابط خوبی را با ما برقرار کرده است ولی هنوز آن شرایط ایده‌آل ایجاد نشده است. حداقل از زمان اجرای برجام، علاوه بر سفر هیات‌های سیاسی و اقتصادی به ایران، سفر رئیس‌جمهور به کشورهای ایتالیا و فرانسه نشان می‌دهد که این عزم در هر دو طرف برای بهبود هر چه بیشتر روابط وجود دارد. یکی از زمینه‌ها و عواملی که می‌تواند زمینه را برای همکاری و نزدیکی بیشتر میان ایران و اتحادیه اروپا فراهم کند، مبارزه با تروریسم و گروه تروریستی داعش است. همین اتفاقی که مدتی پیش در شهر نیس فرانسه به‌وقوع پیوست، فرانسه را برای مبارزه با تروریسم مصمم می‌کند. از دیگر سو، ایران در خط مقدم مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق قرار دارد و این مساله می‌تواند در آینده بر رابطه ایران با آلمان، ایتالیا و فرانسه تاثیر بگذارد.

ایران و اتحادیه اروپا متقابلا چه جذابیتی برای هم دارند؟

نباید فراموش کنیم که بازار ایران برای اتحادیه اروپا یک بازار بزرگ و بکر است. علاوه بر موقعیت ژئوپولتیک بسیار خاص ما، ما ازلحاظ منابع معدنی مانند فولاد از این پتانسیل برخورداریم که به یکی از تامین‌کنندگان اصلی اروپا بدل شویم. از دیگر سو، ما برای توسعه زیرساخت‌های کشور نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی هستیم که برای کشورهای درحال‌توسعه که قصد ورود به بازار جهانی را دارند، از اهمیت بسزایی برخوردار است.

به نظر اتحادیه اروپا نگاه دوگانه‌ای به ایران دارد. از یک سو، خانم موگرینی به‌عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با حمایت از اجرایی‌شدن برجام و تاکید بر پایبندی ایران به تعهداتش، پالس‌های مثبتی را به ایران می‌فرستد اما هم‌زمان سران ناتو و چهره‌های برجسته‌ای مانند خانم مرکل ایران را به نقض برجام متهم می‌کنند. شما این برخورد دوگانه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

روابط ما با اتحادیه اروپا، روابط نظامی نبوده و ما از بعد نظامی با ناتو مساله‌ای نداریم. به‌هرحال خانم مرکل اظهارنظرهایی دارند اما این اظهارات هیچ‌گاه بر سیاست‌های اقتصادی این کشور تاثیر نداشته است. حضور هیات‌های بلندپایه آلمانی و قراردادهایی که موسسات مالی این کشور منعقد می‌شوند و گشایش‌های اعتباری که از طریق آلمان صورت می‌گیرد، همگی از عزم آلمان برای رابطه با ایران خبر می‌دهد. اقتصاد کشورهایی مثل آلمان، اقتصاد باز است. این کشورها سیاست اقتصادی دارند نه اقتصادی سیاسی و همین مساله آن‌ها را از دیگر کشورها متمایز می‌کند. به همین دلیل، برخی اظهارنظرها به‌نظر من برای خاموش کردن مخالفت‌هایی است که در قبال توافق هسته‌ای در داخل این کشوها، وجود دارد. همان‌طور که ما در مورد سیاست‌های این کشورها اظهارنظرهایی می‌کنیم. درواقع، عمق و استحکام این توافق بیشتر از آن است که بخواهد با این اظهارنظرها تحت تأثیر قرار بگیرد. همان‌طور که برخی اظهارنظرها که از سوی دلواپسان صورت می‌گیرد، نمی‌تواند بر تصمیم حاکمیت در پیشبرد این توافق تاثیری بگذارد. در تائید حرفم باید به اظهارات یک مقام برجسته اتحادیه اروپا اشاره کنم که گفته بود، ایرانی‌ها برای بهره‌مند شدن از منافع برجام باید صبور باشند.

برخی معتقدند که خروج بریتانیا می‌تواند به تضعیف ایده اتحادیه اروپا بیانجامد و زمینه را برای جدا شدن دیگر کشورها نیز فراهم کند. نظر شما در این رابطه چیست؟

نه، من چنین نظری ندارم. درست است که انگلستان کشور قدرتمند و تاثیرگذاری محسوب می‌شود اما فراموش نکنیم که ازلحاظ اقتصادی، کشوری به‌مراتب قدرتمندتر از انگلیس، به نام آلمان نیز در این اتحادیه حضور دارد. کارشناسان اقتصادی و مالی اعتقاد دارند که در سال 2016، شاهد یک جهش صنعتی حتی بزرگ‌تر از انقلاب صنعتی در آلمان خواهیم بود. آلمان در شرایطی که از این مولفه‌های اقتصادی و مالی برخوردار است، بدون شک می‌تواند جبران مافات بکند. قبول دارم که انگلستان یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مالی و بروسی در دنیاست ولی قطع به یقین، اتحادیه اروپا برای جبران این فقدان، راه‌حل‌هایی را اندیشیده است. حتی شاید برخی کشورهای اروپایی‌ از این اتفاق خوشحال باشند زیرا با خارج شدن از زیر سایه انگلستان، فرصت بیشتری برای عرض‌اندام در اتحادیه اروپا خواهند داشت. البته شاید در مقطع زمانی خیلی کوتاهی، اتحادیه با مشکلاتی مواجه شود اما در طولانی‌مدت تاثیری قابل‌توجهی بر عملکرد اتحادیه نخواهد داشت. اگر دقت کرده باشید، خود اتحادیه اروپا در حال فشار آوردن به انگلستان است تا فرایند خروج را سرعت بخشد.

آیا این مساله بر جایگاه و وزن روسیه در مقابل اتحادیه اروپا چه تاثیر خواهد داشت؟ آیا این درست که بگوییم از خروج بریتانیا از اتحادیه، بیشترین منفعت را روسیه خواهد برد؟

به‌هرحال روسیه یکی از کشورهای قدرتمند و برتر دنیا محسوب می‌شود. به خاطر اختلاف‌هایی که انگلستان از دیرباز با دولت مرکزی روسیه دارد، حضور انگلستان در اتحادیه اروپا باعث بروز چالش‌هایی میان این اتحادیه و روسیه می‌شد و حالا خروج انگلستان و عدم تاثیرگذاری این کشور بر سیاست‌های اتحادیه، در آینده می‌تواند باعث گسترش روابط روسیه و اتحادیه اروپا شود. البته چند روز پس از برگزاری رفراندوم در بریتانیا، مجله لوموند گزارشی با انتشار عکسی از روحانی و پوتین نوشته بود که ایران و روسیه خوش‌حال‌ترین کشور از این اتفاق‌اند بااین‌حال نمی‌توان قاطعانه در این خصوص اظهارنظر کرد. روسیه مسائل را منظر کشورهای شرق اروپا نگاه می‌کند؛ کشورهایی که تا دو دهه پیش جز بلوک خود روسیه محسوب می‌شدند اما امروز ازلحاظ اقتصادی، به اتحادیه نزدیک شده و ازلحاظ نظامی به ناتو پیوسته‌اند. از نظر روسیه، خروج کشوری مانند انگلستان شاید این شرایط را ایجاد کند کشورهای اروپای شرقی بار دیگر به سمت روسیه تمایل پیدا کنند.

پیامد برگزیت برای رابطه ایران و انگلستان را به‌رغم قطع روابط دیپلماتیک چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خروج انگلستان از اتحادیه اروپا در بلندمدت می‌تواند باعث نزدیک‌تر شدن رابطه ایران و انگلیس شود. یکی از شرکای سیاسی ما در طول سال‌های گذشته، انگلستان بوده است. اگر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از مشکلاتی که در عرصه اقتصادی برای ما ایجاد شد، به خاطر بسته‌شان سفارت انگلستان در تهران بود. از دیگر سو در شرایط جدید، انگلستان برای این‌که اقتصادش دچار مشکل نشود، باید به سمت بازارهای جدیدی برود و چه بازاری بهتر از بازار ایران که درنتیجه بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی در طول عمر هشت‌ساله دولت نهم و دهم تا حدی زیادی از نگاه جهانی فاصله گرفت.

از نظر شما روی کار آمدن فردی مثل خانم ترزا می بر افق و چشم‌انداز روابط این کشور با ایران چه تاثیری خواهد گذاشت؟

سیاست کشورهای اروپایی، سیاست‌هایی مدون و بلندمدت است. ایالات‌متحده را در نظر بگیرید. دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در خصوص مسائلی چون مالیات، تامین اجتماعی، نظام بیمه و پزشکی با هم اختلافات عمیقی دارند اما در جهت پیشبرد اهداف‌شان در عرصه سیاست خارجی، وجوه اشتراک زیادی با هم پیدا می‌کنند. انگلستان هم‌چنین وضعیتی دارد. اولین اظهارنظر وزیر خارجه جدید این کشور، حمایت از اسرائیل بود ولی هم‌زمان از الزام‌آور بودن برجام نیز سخن گفت. به‌رغم تفاوت در عبارت و لحن، سیاست‌ها همان سیاست است و تغییری نکرده است. به نظر من اختلافات بر سر مسائل داخلی کشورهاست و موضع سیاسی انگلستان در قبال ایران تغییر نخواهد کرد. ولی همان‌طور گفتم که پیشتر اشاره کردم، مباحث سیاسی از اقتصادی در کشوری مانند انگلستان تا حد زیادی مستقل است. امروز انگلستان با انگلستانی که عضو اتحادیه اروپا بود تفاوت دارد و برای همین ناچار است که منظور تقویت اقتصاد خود، برای پیدا کردن بازارهای جدید تلاش کند.