مشاور امنیتی نواز شریف در تهران:

ایران و پاکستان در مسیر دوستی

روابط ایران و پاکستان راهبردی است. این جمله به آن معنا نیست که ایران و پاکستان دارای منافع مشترک در منطقه هستند. از قضا ایران و پاکستان رقیبانی سرسختند که تاریخ روابط دو کشور نیز آن را نشان میدهد.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
ایران و پاکستان در مسیر دوستی
نوآوران -

اما با این حال میتوان روابط ایران و این همسایه شرقی با جمعیت 200 میلیونی را راهبردی دانست، اگر و تنها اگر «امنیت» محور و مبنای این رابطه باشد. ایران و پاکستان چه بخواهند و چه نخواهند رقیبانی هستند که جبر جغرافیایی-سیاسی آنها را متعهد به حفظ امنیت یکدیگر کرده است. ناامنی در پاکستان بلافاصله میتواند امنیت مرزهای جنوب شرقی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و به خطر افتادن امنیت ایران کبریتی بر انبار باروت جامعه پرجمعیت، متنوع و پرشکاف پاکستان است که همواره امنیت در آن شکننده و سیال است.

بررسی مواضع و لحن سخنان مقامات دو کشور درباره یکدیگر نیز گواهی میدهند که دو طرف بر این امر واقفند. وقتی علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران سخن از این میگوید که «هیچگاه میان ایران و پاکستان تهدید متقابل نبوده» و «ناصرخان جنجوعا»، مشاور امنیت ملی نخستوزیر پاکستان نیز بر لزوم هشیاری کشورهای مسلمان در مقابل توطئههای نفرتپراکنانه سخن میگوید و بر تقویت روابط امنیتی با ایران تأکید میکند، یعنی خطر بسیار جدی و به تبع آن آگاهی دوطرفه نسبت به خطر بسیار جدیتر است.

چندی پیش یک دیپلمات پاکستانی در سفارت این کشور در تهران فاش کرد که فشار بر پاکستان برای ناامن ساختن ایران بسیار بالاست. مقامات پاکستان به خوبی میدانند ورود به این بازی برندهای ندارد جز تروریستها و حامیان بینالمللی آنها. از این روست که با وجود  سردی نسبی روابط میان ایران و پاکستان و روابط گرم این کشور با عربستان سعودی -که میراث به جا مانده از برههای میان وقوع انقلاب اسلامی ایران و پایان جنگ سرد است- تاکنون نتوانسته مانع از همکاریهای امنیتی دو طرف شود.

اما ادامه سردی در روابط ایران و پاکستان محل تردید است. امنیت بالاترین اولویت هر دولتی است و زمانی که این مقوله تبدیل به موتور محرک در روابط دو کشور شود باید انتظار حل و یا دست کم در سایه قرار گرفتن مسائل دیگر مانند رقابتهای منطقهای، مسائل اقتصادی و پیوندهای سیاسی با سایر کشورها را داشت.  البته این نزدیکی امنیتی سخن تازهای نیست؛ نزدیک به دو سال پیش بحران گروگانگیری و آزادی گروگانهای ایرانی اسیر در پاکستان، نشان دهنده آغازی در روندی روابط دو کشور شد که امروز به نقطه عطفی رسیده و میرود که در آینده به معنای واقعی کلمه تبدیل به روابط«راهبردی» شود. اقتصاد نیز میتواند یاریگر دو کشور برای طی کردن این مسیر پرپیچ و خم باشد. هر دو کشور از اعضای اصلی و پایهگذار اکو هستند و موقعیت ژئو-اکونومیک دو کشور در پیوند با یکدیگر در مسیرهای تجاری منتهی به اقیانوس هند قابل توجه است.

در این میان اما سه مسأله  وجود دارد که میتواند این روند را تحت تأثیر قرار دهد: نخست اهمیت هند برای ایران در مبادلات تجاری و روابط خصمانه پاکستان با هند بر سر مسأله کشمیر است و دیگری پیوند تنگاتنگ مذهبی-سیاسی میان پاکستان و عربستان سعودی و سوم آنچه مربوط به سیاست ایران و پاکستان در افغانستان میشود. اما چنانچه عقلانیت در رابطه ایران-پاکستان دست بالا را داشته باشد شاید حتی بتوان انتظار تأثیر معکوس رابطه دوکشور بر دو مورد فوق را کشید. چند ماه پیش و در آستانه سفر نخستوزیر پاکستان، نواز شریف، به تهران، یک تحلیلگر نشریه ایندین اکسپرس درباره نقش متغیر عربستان سعودی بر رابطه ایران و پاکستان نوشت: «هفته آینده نوازشریف، نخستوزیر پاکستان به تهران میرود تا به مقامات ایران اطمینان دهد که اسلامآباد بهعنوان نیروی نیابتی عربستان سعودی در جنگ شهری سوریه عمل نمیکند. این در حالی است که در خاورمیانه، سوریه به یکی از صحنههای رقابت ایران و عربستان سعودی تبدیل شده است. تهران از بشار اسد در سوریه حمایت میکند و این درشرایطی است که سعودیها حامی گروههای تندروی سنی در سوریه هستند که میخواهند بشاراسد ازقدرت کنار برود.»

نواز شریف را جمله ناظران، سیاستمداری نزدیک به عربستان سعودی میشناسند. اما حتی فردی که روابط باسابقه و بسیار حسنهای با آلسعود دارد نیز ترجیح میدهد در خصومت عربستان سعودی علیه ایران ورود نکند. جالبتر آنکه در برههای، اسلام آباد برای خلاصی از موقعیت تحت فشار قرار گرفتن ناشی از رودربایستی با سعودیها از یک سو و نیاز به برقراری روابط حسنه و گرم با ایران از سوی دیگر، پیشنهاد میانجیگری میان ریاض و تهران را ارائه داد. درباره روابط هند و پاکستان نیز ایران میتواند نقش مشابهی مانند آنچه پاکستان در قبال تنش موجود بین ایران و عربستان سعودی برای خود قائل است، ایفا کند. روابط گسترده تجاری میان ایران و هند و مسلمان بودن پاکستان و پیوند دینی با ایران، مزیت نسبی برای حصول به این هدف در دستگاه دیپلماسی ایران فراهم کرده است.

مورد سوم یعنی افغانستان و سیاست دو کشور در مقابل کشور سومی که محل تلاقی نفوذ استراتژیک دو کشور است نیز نیاز به تدوین و در پیش گرفتن یک استراتژی متعادل کننده دارد. نکته مثبت این است که شواهدی از این نوع نگاه در دستگاه دیپلماسی ایران و پاکستان میتوان سراغ گرفت که برای نمونه پیشتر و در جریان بحران انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نمایان شد. چنانچه این نوع نگاه در دو سو تقویت شود نه تنها پاکستان و ایران از آن منتفع میشوند بلکه میبایست در صورت فراهم بودن برخی الزامات امید به شکلگیری یک ساختار با ثبات در افغانستان داشت. بارها و بارها رسانههای افغانستان از لزوم ایجاد این ساختار متعادل در این کشور بیثبات، میان سیاست قدرتهای منطقهای و قدرتهای جهانی سخن گفتهاند. موضوع وقتی برای ایران و پاکستان اهمیت بیشتری مییابد که به این نکته توجه کنیم که ناامنی و بی ثباتی در افغانستان به صورت بالقوه امنیت دو کشور را تهدید میکند و پاکستان از این منظر به مراتب آسیبپذیرتر از ایران است.

سال گذشته وقتی علی شمخانی در پاکستان به سر میبرد، ناصرخان جنجوعا که اکنون بازدید این سفر را پس داده است گفت: «تلاش مشترک برای ازمیان بردن زمینههای رشد تروریسم بهویژه در مناطقی همچون افغانستان، عراق، سوریه و آسیای مرکزی و قفقاز از الزامات غیرقابل اجتناب در حوزه جلوگیری ازتوسعه این روند نگرانکننده است.» اکنون و با گذشت حدود یک سال پس از بر زبان آوردن این سخنان با اطمینان بیشتری میتوان گفت که عزم و اراده جدی در میان مقامات پاکستانی برای حفظ امنیت منطقه و جلوگیری از گسترش ناامنی و بیثباتی،  آن هم از طریق روابط دوستانه با ایران، وجود دارد.